با توجه به این، تا زمانی که دنیا یکپارچه نشود و همه به یک زبان سخن نگویند مارا گریزی از زبانآموزی نیست. گریزی از اینکه بدانیم در جهان چه میگذرد و مردم دیگر، در نقاط مختلف چگونه فکر میکنند. آموختن زبان با این اوصاف فقط آموختن زبان نیست، آشنایی با فرهنگی دیگر و گسترده کردن توان فکری است. انسان با جهان تنها زمانی میتواند به شکل پویا و زنده ارتباط برقرار کند که زبان بلد باشد.
اما زبانآموزی برای ما شاید رنج آور باشد. چرا که از کودکی در حال آموختن زبان بودهایم اما به دلیل شیوههای غلط آموزشی اکثر ما زیاد به زبان مسلط نیستیم و این زبان را تبدیل به یک مانع بزرگ و ترسآلود کرده که با بزرگ شدن ما او هم بزرگ میشود. این احساس کاذب است و آن آرزوی دور اول این نوشته هم، مبنی بر یکپارچگی، حاصل این شکست در زبانآموزی است. باید زبان را با لذت بیاموزید. از فرهنگ شروع کنید، زبانهای مختلف با دیدن فرهنگهای مختلف وجه دوست داشتنی خود را نشان میدهند و شما به یکی دوتای آنها علاقهمند میشوید و با آموختن زبان ذهن و جهان خود را گسترش میدهید.
پس شروع کنید فیلمهای کشورهای مختلف را ببینید و برای درک زندگی در جهانهای دیگر زبان آنها را بیاموزید.