نهنگ عنبر؛ فیلمی که تاریخ مخفی یک نسل است

تاریخ کمدی آدم‌های معمولی

تاریخ شفاهی، تاریخ آدم‌های معمولی، تاریخ زیرزمینی و زندگی در خانه‌ها اغلب پر از خاطرات خنده‌دار است و این اتفاقی نیست. تاریخ خصوصی همیشه موجب خنده می‌شود، چرا که همیشه آنچه در گذشته مهم بوده، در گیرودارهای حالا دیگر ناچیز، مضحک و نامعقول و حتی گاه پوچ به نظر می‌رسد. شاید تنها شکل روایت رویدادهای اجتماعی که در زندگی ما موثر بوده است، اما در قصه‌های بزرگ نمی‌گنجد، روایتی کمیک است.
کد خبر: ۸۰۶۹۱۴

این تاریخ با همه گیر و گرفتاری‌های دشوارش که موی آدم‌ها را سپید و گاه مرگ آنها را زودرس می‌کند، خنده‌دار است. هیچ کس، تقریبا هیچ‌کس در طول سربازی خوش نمی‌گذراند، اولش ماه‌ها را می‌شمارد، بعد می‌افتد به هفته و روز و در نهایت به شمارش دقایق و ثانیه‌ها هم می‌رسد تا راحت شود؛ اما درست پس از پایان این رنج عظما و این آزار عظیم هر چه که به یاد می‌آورد موجب خنده خود و دیگران می‌شود، این به معنای شیرین شدن آن تلخی نیست، به معنای اشتباه فکر کردن درباره آن دوره هم نیست، نه آن رنج قابل کنترل بود و نه این قهقهه‌های سرخوشانه اشتباه است، این تنها راه برای روایت دشواری‌هایی است که قابل توجیه نیستند و فراز و نشیب زیاد دارند و نه شکستی در آنها هست و نه پیروزی بزرگی. نهنگ عنبر فیلم تازه اکران شده سامان مقدم از این جهت بهترین نوع روایت تاریخ رخدادهایی است که در تاریخ شفاهی و نه رسمی و زندگی خصوصی و عمومی آدم‌های معمولی می‌گذرد. تاریخ آدم‌های معمولی کمدی است، نه تراژدی. برای همین هم هست که تراژدی‌های بزرگ تاریخ همواره درباره شاهان و شاهزادگان ناکام بوده است، بزرگانی که در مشکلات بزرگ زندگی را گم و به تلخی و رنج پیدا می‌کردند، اما ما در همین خرده‌ریزها زندگی را مدام گم و پیدا می‌کنیم. برای همین روزی خوشحال و روزی ناراحت و هفته‌ای عاشق و هفته‌ای افسرده هستیم. چه می‌شود کرد جز خنده برای زندگی انسانی که هر روز حالی را تجربه می‌کند و رخدادهای کوچک برایش بزرگ می‌شوند.

نهنگ عنبر داستان فردی به نام ارژنگ از بچگی تا وصال یعنی چهل سالگی اوست. مردی متولد سال 40، مردی از میان معمولی‌ترین آدم‌های عالم، مردی که نه تحصیلات ویژه‌ای دارد و نه استعدادی منحصر به‌فرد در کاری ویژه، او مثل اغلب هم‌طبقه‌ای‌هایش با مد پیش رفته، به اجبار مهم‌ترین علایقش را مخفی کرده و مجبور به انجام کارهای غیرمفید شده، هر جایی که زندگی‌اش رفته، او هم رفته و در این میان، دختری که از بچگی دوست داشته، هر چند وقت یک بار همچون او را از جایی به جایی دیگر پرتاب کرده است. مردی که نمی‌شود شکست خورده‌اش دانست وقتی که ناکام می‌ماند در سردبیری یک روزنامه و پیروز هم نمی‌توان خواندش وقتی ساختمان ساز می‌شود و پولدار. نه آن روزنامه در آوردن خیلی در زندگی او جدی است و نه این ساختمان ساختن و پولدار شدن و ماشین خوب سوار شدن، همه اینها پیش آمده و او یا توانسته یا نتوانسته، به همین سادگی، به همین سادگی که شدن و نشدن آدم‌های معمولی گرفتار آن است. به طور حتم این بهترین شیوه زندگی نیست، آدم‌ها باید تلاش کنند که ویژه باشند، عشق را نه این‌قدر بدوی و ساده بلکه عمیق‌تر بورزند و از آن برای خود شخصیتی بسازند، اما ارژنگ نهنگ عنبر با بازی رضا عطاران این‌گونه نیست با این وجود شبیه بیشتر آدم‌هاست و در این هیچ بودن خودش کمترین تقصیر داشته. او می‌خواسته مصرف‌کننده خوبی باشد اما خنده‌دار شده. این فیلم به نظر بدون عطاران چیزی نمی‌شد. بازی او درخشان است، در کنار اینها فضاسازی 20 دقیقه ابتدایی فیلم عالی است، استفاده از موسیقی و مد در این فیلم آن‌قدر خوب است که دوست داری در همین فضا تا انتها باقی بماند و همین روایت مصور و پرسر و صدا از تاریخ نانوشته و زیرزمینی به واسطه یک آدم معمولی تا پایان بدون هیچ قصه‌ای ادامه پیدا کند. روند روان فیلم آدم را جذب می‌کند و ای کاش فیلم کمتر فردی می‌شد. هر چقدر که فیلم از میانه، فردی‌تر و بیشتر وارد شخصیت می‌شود و داستان پیدا می‌کند، بدتر می‌شود. این شاید جزو معدود فیلم‌هایی باشد که داستان نداشتن برای آن بهتر از داستان پیدا کردن است چرا که به نظر می‌رسد نویسندگان و کارگردانش همان‌قدر که فضاسازی و بازسازی خاطره را خوب بلدند، در داستان گفتن ناتوان و مبتدی هستند. با همه اینها نهنگ عنبر را باید دید،کمتر فیلمی از دهه 60 چنین تصویر دلچسبی ساخته، شاید بهترین مکان برای دیدن این فیلم یکی از پردیس‌هایی باشد که در پاساژ واقع شده، چون بعد از دیدن فیلم قطعا خیلی حال خوش گذراندن خواهید داشت و در چنین پاساژهایی، سردرگم نخواهید شد. به رستوران، کافه و بوتیک سر بزنید و مقایسه کنید مدهای امروز و دیروز را، همین هم موجب خنده شما می‌شود.

علیرضا نراقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها