معما

قتل در آپارتمان شماره 24

زن جوان صحنه‌ای که می‌دید برایش باورکردنی نبود. جسد پدرش روی تخت و طنابی به دور گردنش گره خورده بود. با صدای فریاد او همسایه‌ها خود را به واحد 24 رساندند. یکی از ساکنان ساختمان خود را به پلیس رساند و درخواست کمک کرد. دقایقی بعد هم نخستین گشت پلیس خود را به محل قتل رساند.
کد خبر: ۸۰۲۴۳۶

سروان میری در مسیر بازگشت به خانه بود که صدای زنگ تلفن همراهش بلند شد. ماموران کلانتری 25 بودند و از قتل مردی خبر می‌دادند. با محل قتل فاصله زیادی نداشت، به همین دلیل خود را سریع به آنجا رساند. عقربه‌های ساعت 8 شب را نشان می‌داد که مقابل ساختمان 10 طبقه توقف کرد. ساکنان ساختمان مقابل در تجمع کرده بودند و بازار شایعات داغ بود.

گروهبان اصغری با مشاهده سروان به سوی او آمد و بعد از احترام و احوالپرسی گفت: مقتول مرد 70 ساله‌ای به نام شاهین است که به تنهایی در این خانه زندگی می‌کرد. یک ساعت قبل همسایه‌های او در تماس با پلیس 110 قتل او را اطلاع دادند که گشت موتوری کلانتری خود را به اینجا رساند و پس از تائید قتل ما هم برای تحقیقات به اینجا آمدیم. براساس گزارش پزشک جنایی شاهین خفه شده و حدود 30 ساعت از قتلش می‌گذرد.

چه کسی جسد را پیدا کرده؟

مقتول یک دختر دارد که همیشه با پدرش در تماس بود. امروز وقتی متوجه غیبت طولانی‌مدت پدرش می‌شود، سراسیمه به اینجا آمده و با جسد مقتول روبه‌رو می‌شود. همسایه‌ها که صدای شیون و زاری این زن را می‌شنوند خود را به آپارتمان رسانده و یکی از آنها با پلیس تماس می‌گیرد.

سروان برای بررسی بیشتر وارد آپارتمان شد. خانه به‌هم‌ریخته بود اما هیچ آثاری از درگیری یا ورود به‌زور دیده نمی‌شد. جسد روی تخت قرار داشت و طنابی در کنارش بود. دختر مقتول هم در گوشه‌ای از پذیرایی بی‌تابی می‌کرد و اهالی سعی می‌کردند به او دلداری بدهند. کارآگاه مشاهداتش از صحنه قتل را در برگه تحقیق یادداشت کرد و از گروهبان اصغری خواست زن جوان را برای بازجویی به یکی از اتاق‌های خواب راهنمایی کند.

پدرتان با کسی مشکل داشت؟

نه. او مرد آرامی بود که در یک خیریه کار می‌کرد و تمام تلاشش، کمک به افراد نیازمند بود.

آخرین بار چه زمانی او را دیدید؟

دیروز صبح به اینجا آمدم و بعد از ناهار به خانه خودم بازگشتم. پسرم امتحان داشت و باید در درس‌ها کمکش می‌کردم. ساعت یک هم خدمتکار می‌آمد. همان‌طور که دیدید خانه به‌هم‌ریخته بود و از خدمتکار خواسته بودم برای نظافت به اینجا بیاید.

خدمتکار را می‌شناختید؟

‌بله. او چند ماه است هفته‌ای یک بار به اینجا می‌آید و کارهای خانه را انجام می‌دهد. سعید، مرد پرکاری است که با دقت کارهایش را انجام می‌داد.

سرقتی هم انجام شده است؟

بله، پدرم یک کیف قدیمی داشت که مقداری پول و طلاهای مادرم داخل آن بود. بعد از قتل این کیف سرقت شده است.

کارآگاه آدرس خانه سعید را گرفت و از گروهبان خواست او را برای تحقیقات به محل قتل بیاورد.

حدود نیم ساعت بعد، گروهبان همراه سعید وارد آپارتمان شد. مرد جوان قیافه‌ای خونسرد داشت که با مشاهده جسد سعی کرد خود را ناراحت نشان دهد.

سروان او را به یکی از اتاق‌ها برد تا از او تحقیق کند.

دیروز چه زمانی به اینجا آمدید؟

حدود ساعت یک آمدم و دو ساعت بعد با تمام شدن کارم به خانه یکی دیگر از ساکنان رفتم. هر هفته کارم همین است. ساعت 6 عصر هم با تمام شدن کارم به سمت خانه رفتم.

مقتول مهمان نداشت؟

نه. تا زمانی که من اینجا بودم کسی نیامد.

در مدتی که اینجا بودید با مورد مشکوکی روبه‌رو نشدید؟

نه. البته هنگام خروج از ساختمان با مردی روبه‌رو شدم که کیفی قدیمی در دست داشت. وای؛ او قاتل بود، کیف آقا شاهین را سرقت کرده بود. چرا آن موقع متوجه این موضوع نشدم.

سروان بعد از قتل یک بار دیگر صحنه را بررسی کرد و دستور بازداشت سعید را به اتهام قتل صادر کرد. مرد جوان که شوکه شده بود، ابتدا منکر قتل بود اما وقتی با دو دلیل سروان روبه‌رو شد لب به اعتراف گشود و گفت: مدتی بود مشکل مالی داشتم و وسوسه سرقت پول و طلاهای مقتول باعث شد دست به این جنایت بزنم.

شما خواننده گرامی با اشاره به 2 دلیل کارآگاه برای اثبات قتل شاهین می‌توانید در مسابقه معمای پلیسی شرکت کنید. پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.

وحید شکری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها