این امر حتی در صدر اسلام نیز به چشم میخورد و بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) و در زمان خلفای اموی تفاخر نژادی و عربی شدت گرفت تا جایی که بر ایرانیان یا سایر اقوام تازه مسلمان نام موالی نهادند و به آزار ایشان پرداختند. از این رو میبینیم در این دوران عدهای از ایرانیان (شعوبیه) که از نژادپرستی اموی به تنگ آمده بودند یک شعار قرآنی را برای مبارزه با این تفکر انتخاب کردند. ایشان آیه سیزدهم از سوره حجرات را شعار خویش برگزیدند که میفرماید: «ای مردم ما شما را از نری و مادهای بیافریدیم و شما را جماعتها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه گرامیترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. خدا دانا و کاردان است.»
در این آیه خداوند متعال برتری و تفاخر آدمی را نه به سبب نژاد و قبیله و رنگ میداند بلکه تقوای الهی را سبب قرب و تفاخر میشمارد، یعنی این انسان معنوی است که در هر رنگ و لباس و با هر شیوه زندگی، دارای ارزش روحانی و مقامات معنوی است و زندگی دنیوی و امکانات مادی ملاک برتری هیچ کس بر دیگری نیست.
همچنین قرآن متذکر میشود که انسانهای معنوی در سراسر جهان با هم برادرند؛ یعنی ایمان ایشان سبب الفت معنوی و باطنی میگردد و نه مسلمانی ایشان، کهای بسا مسلمانانی که با هم میجنگند و خون هم میریزند، ولی مومنان همیشه و در هر حال در صلح کامل و دوستی و محبت باطنی به همدیگر به سر میبرند.
اما موضوع تفاخر انسان بسیار حساس و پیچیده است چنان که در هر برهه از تاریخ به شیوهای جلوهگر شده و مردم زمانه را به خود مشغول میدارد؛ مسلمانان صدر اسلام به گونهای با آن دست به گریبان بودند و مردم روزگار ما نیز به گونهای دیگر مبتلابه این مساله هستند. امروز میبینیم که تفاخر آدمی به مال و منال دنیوی است و شخصیت انسانها را با نوع لباس و پوشش او قیاس میکنند و یا با ماشین و خانه و دارایی او میسنجند، ملاک برتری شاید امروز در میان مردم زیباییهای ظاهری و جذاب بودنهای مصنوعی باشد و دیگر صداقت و راستی و صفای باطنی که از معیارهای تقوای الهی است طرف توجه قرار نمیگیرد. سعدی چه خوش سروده است که: تن آدمی شریف است به جان آدمیت/ نه همین لباس زیباست نشان آدمیت / اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی/ چه میان نقش دیوار و میان آدمیت / مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی/ که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت / اگر این درنده خویی ز طبیعتت بمیرد/ همه عمر زنده باشی به روان آدمیت / رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند/ بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
توجه انسان معاصر به تفاخر مادی و داراییهای دنیوی در صورتی است که آیات قرآنی ما را به سویی دیگر فرا میخواند؛ قرآن دنیا را سرای بازیچه ومتاع دنیا را متاع بازی [لهو و لعب] معرفی میکند و بدیهی است که متاع بازی برای سرگرمی و وقت گذرانی است و نتیجه مطلوب از پرداختن بیش از حد به آن حاصل نمیشود، اما دنیا و عقبای آدمی در گرو تقوای الهی است و سعادت انسان در پرداختن و توجه به این امر است.
هوشنگ شکری / جامجم