کیک زرد گزارشی غیرمستند

ماجرای اشغال نظامی عراق با استناد به اطلاعات غلط و گمراه کننده ، این روزها وضعیت را در کاخ سفید پیچیده و البته نگران کننده کرده است. همه چیز به ماجرای پرونده ساختگی خرید کیک زرد (اورانیوم) صدام از نیجر بازمی گردد.
کد خبر: ۷۹۷۸۰

ماجرا از آنجا آغاز شد که بوش اواسط سال 2002برای اشغال خاک عراق تصمیم قطعی گرفت ؛ ولی برای توجیه این اشغال نزد افکار عمومی و نهادهای بین المللی نیاز به دستاویزی مهم و ادله محکمه پسند داشت.
ارسال گزارشی غیرکارشناسانه و غیرمستند از ایتالیا مبنی بر این که صدام مخفیانه محموله ای از «کیک زرد» را برای تولید سلاحهای هسته ای از نیجر خریداری کرده است ؛ بستر مناسب را برای دستاویز قرار دادن این موضوع برای حمله نظامی به عراق فراهم کرد.
متعاقب این گزارش ، دیک چنی ، معاون بوش و مرد آهنین پشت پرده سیاست های کاخ سفید، جوزف ویلسون سفیر سابق ایالات متحده در نیجر را برای ارزیابی دقیق تر و تایید موضوع راهی این کشور کرد.
اما نتیجه تحقیقات برای کاخ سفید دلسردکننده بود؛ چرا که ویلسون پس از 8روز تحقیق فراوان پس از بازگشت به واشنگتن اعلام کرد که هیچ گونه قرارداد خرید مخفیانه ای بین صدام و رئیس جمهور نیجر وجود ندارد و این کشور، اورانیوم را برای دست کم 10سال آینده بدون هیچ مشکل قانونی پیش فروش کرده است که در این میان نامی از عراق دیده نمی شود.
این گزارش ساکنان کاخ سفید را بشدت غافلگیر کرد. چرا که جورج دبلیو بوش به توصیه استراتژیست های نومحافظه کار اسب تروای خویش را برای تهاجم نظامی همه جانبه به عراق زین کرده بود.
در چنین شرایطی که تصمیم قطعی برای حمله اتخاذ شده بود، دیگر هیچ گونه منع قانونی حتی اگر از سوی سازمان ملل نیز باشد، تاثیری در اصل ماجرا نداشت.
متعاقب گزارش ویلسون دیک چنی نیز با نادیده گرفتن آن ، در سخنرانی های فراوان نسبت به توانمندی های عراق برای اقدامات تروریستی هشدار داد.
از سوی دیگر، جورج دبلیو بوش و تونی بلر در اقدامی هماهنگ چند روز مانده به حمله نظامی ، صراحتا اعلام کردند صدام مقادیری اورانیوم برای استفاده در بمب هسته ای خریداری کرده است.
بر بنیان این موضع گیری ها، حمله نظامی امریکا و انگلیس در مارس 2003آغاز شد. همان گونه که اشاره شد، در پی اعلام ویلسون مبنی بر فقدان هرگونه مدرک درخصوص خرید اورانیوم نیجر از سوی صدام ، «کارل روو» برای منحرف کردن افکار عمومی در امریکا از اشغال غیرقانونی عراق ، با همراهی لویس اسکوتر لیبی ، رئیس دفتر دیک چنی ، معاون رئیس جمهور با ارسال یادداشتی برای روزنامه نیویورک تایمز مبنی بر این که همسر ویلسون مامور مخفی سازمان سیا است ، طرز تلقی و نگرش محافل سیاسی و افکار عمومی را در امریکا کاملا دگرگون و پیچیده کرد.
این وضعیت در پی اظهارنظر اخیر بوش مبنی بر این که «چنانچه مشخص شود کسی از کابینه من نام مامور مخفی سیا را فاش کرده است، طبق قوانین باید از کاخ سفید اخراج شود»، ابعادی به مراتب پیچیده تر به خود گرفت.
بنابراین در چنین وضعیتی در صورتی که احراز شود «کارل روو» عامل اصلی افشای نام مامور مخفی سیا بوده است (که البته هنوز به اثبات نرسیده است)، بوش در شرایط دشواری قرار خواهد گرفت که نتیجه احتمالی آن اخراج مغز متفکر مبارزات انتخاباتی بوش یعنی کارل روو است.
اما کارل روو کیست و جایگاه آن در اتخاذ تصمیم های حیاتی بوش کجاست ؛ «کارل روو» حیات سیاسی خود را با عنوان مشاور سیاسی بیل کلیانس ، نامزد جمهوریخواه فرمانداری ایالت تگزاس آغاز کرد.
او باعث شد کلیانس به منصب فرمانداری ایالت تگزاس برسد و در یک فضای سیاسی جدا بسته باعث شهرت وی شد. برنامه جنگی او از آغاز تاکنون بر شیوه تهاجمی متمرکز است ، شیوه ای که او را حتی تا امروز در جایگاهی که قرار گرفته است ، متخصص و منحصر به فرد نگه داشته و او را تبدیل به مشاور اول بوش کرده است. اولین دیدار کارل روو با بوش پسر به سال 1973بازمی گردد.
روو در آن زمان برای بوش پدر در کمیته ملی جمهوریخواهان کار می کرد. اولین دیدار وقتی بود که روو کلید ماشین پدر را برای پسر می برد و با همین آشنایی ساده بنیان دوستی مستحکمی بین آنان برقرار می شود؛ تا جایی که بعدها به وی لقب سایه بوش و یا مغز متفکر بوش دادند.
روو به قول خودش از همان ابتدا، بوش را «رئیس جمهور آتی ایالات متحده» می دانسته و به این ترتیب بین پسر خانواده معروف بوش و مرد کاملا باتجربه ای به نام «روو» رابطه روانی و سیاسی عمیقی برقرار می شود.
نزدیکان به این دو تن ، این هم پیمانی را یکی از موفق ترین هم پیمانی ها می دانند؛ زیرا «روو» در زمینه آگاهی از ریزه کاری های عالم سیاست دارای اطلاعات دایره المعارف گونه ای است که بالطبع در مبارزات انتخاباتی به واسطه تاثیر فراوان آن در وضعیت برتر بوش و ایجاد علاقه شخصی رای دهندگان و جلب آرای آنها بی نظیر بوده است ، کما این که بسیاری از آنها معتقدند که بوش به واسطه رابطه قوی با کارل روو و قدرت تاثیرگذاری نامحدود وی بر تصمیماتش ، تقریبا تمام موفقیت هایش را مدیون اوست.
در واقع روو بود که باعث شد بوش در سال 1994به مقام فرمانداری ایالت تگزاس و مدتی بعد به ریاست جمهوری ایالات متحده برسد. او بود که انتخابات سنا در سال 2002را به نفع جمهوریخواهان تمام کرد و تمام راهکارهای موثر برای پیروزی در انتخابات آتی ریاست جمهوری را به بوش ارائه می کند.
او علاوه بر این موارد استراتژیست سیاسی رئیس جمهور نیز است و در تصمیمات سیاسی بوش به شکل عملی به ایفای نقش می پردازد تا جایی که بسیاری او را شریک اصلی بوش در مقام ریاست جمهوری می دانند؛ زیرا حضور دایمی او در تصمیم گیری ها او را تبدیل به نقطه مرکزی تصمیمات اداری سطح بالا کرده است. امری که در تاریخ سیاسی ایالات متحده بی سابقه است.
نفوذ روو بر اتخاذ تصمیمات بوش به حدی است که وی در پاسخ به سوال یک خبرنگار که از او پرسید، یک موضوع داخلی را نام ببرید که شما دستی در آن نداشته باشید، پاسخ داد:«هر چیزی که به بیسبال مربوط می شود.»
نفوذ وی بر ساختار ذهنی بوش به حدی رسیده است که تحلیلگران ، دیگر از ماجراجویی جدید بوش سخن نمی گویند، بلکه از امکان اقدا م کارل روو علیه ایران یا سوریه صحبت می کنند.
از سوی دیگر، نباید این نکته را از نظر دور داشت که قدرت روو به واسطه نیازی است که با آغاز انتخابات پیاپی نسبت به او ایجاد می شود. خصوصا آن که نامزدهای منصب های مختلف در آغاز کار به دنبال دستیابی به مشاورانی برجسته اند و روو یکی از برجسته ترین آنهاست. یک راستگرای بالفطره که از میانه روها متنفر است.
یک مرد جدا جسور که برای حفظ محبوبیت بوش پروایی از ماجراجویی ندارد و مخالفان وی او را به همکاری با بوش برای سیطره راستگرایان بر امریکا متهم می کنند. روو از پشت پرده سیاست های ایالات متحده با جزییات کامل آن با خبر است. تیزهوش و صریح است و حافظه ای خارق العاده دارد تا جایی که به هنگام انتخابات از جزییات دور افتاده ترین نقاط انتخاباتی اطلاعات دقیق و کاملی دارد.
او در حزب جمهوریخواه یک آمر و نیز بازدارنده مطلق است و اوست که در ارائه فهرستی از نامزدهای منصب های مختلف ، طرف مشورت قرار می گیرد. مخالفانش او را فردی منحصر به فرد و بی نظیر می دانند؛ چرا که با دستان ابریشمی اش از دولت افراطی و راستگرای امریکا سرسختانه حمایت و کارهای آنها را توجیه می کند. به نحوی که گویی عملا تیر خلاص ایالات متحده است.
مثلا با وجود جنگ عراق و افغانستان با ارائه طرح کاهش مالیات با میلیاردرهای امریکایی همدلی کرد و این در حالی بود که وضعیت اقتصادی در واقع یک شبه فاجعه بود. حتی بسیاری معتقدند که او با آگاهی از وضعیت بغرنج اقتصادی و برای انحراف افکار عمومی بوش را به ماجراجویی در عراق وادار کرد. با این وجود حضور «روو» در سیاست خارجی امریکا در زمره اسرار دولتی است.
اطلاعات فاش شده نشان می دهد، روو بوش را به حمایت آشکار از آریل شارون برای جلب نظر مسیحیان راستگرای امریکایی و کسب آرای یهودیان ، ترغیب کرده است.
این در حالی است که کالین پاول ، وزیر پیشین امور خارجه با دادن اختیارات تام به وی مخالف بود. در هر صورت دشمنان و حتی دوستان «روو» معتقدند که بالاخره ساحر به دلیل اقدامات سوئ، فقدان محبوبیت مردمی و بازیچه قرار دادن آنان روزی مغلوب سحر خود خواهد شد.
البته به نظر می رسد ماجرای افشای نام مامور مخفی سازمان سیا که جرمی بسیار سنگین ( 30سال حبس ) در ایالات متحده تلقی می شود، این بار دامنگیر وی شده است.
هر چند جورج دبلیو بوش برای منحرف کردن اتهامات گسترده علیه روو، رئیس دفتر دیک چنی یعنی «لویس اسکوتر لیبی » را طعمه جاه طلبی های نظامی قرار داد.
لیکن این موضوع رفته رفته به دلیل حساسیت فراوان دمکرات ها که اتفاقا در جریان مبارزات انتخاباتی نوامبر 2004از ناحیه کارل روو ضربات سهمگینی را متحمل شده بودند - به شرایط حساس و بسیار نگران کننده خود برای بوش نزدیک می شود.
با این اوصاف به نظر می رسد باید منتظر شکل گیری رسوایی دیگری برای بوش همانند واترگیت باشیم. اما این بار با نام «کارل گیت».

عبدالمهدی مستکین
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها