پایانی تلخ برای آشتی

مرد جوان به خاطر سوءظن، جنایتی تلخ را رقم زد و کارگر کارگاهش را پس از قتل در چاله‌ای دفن کرد. او و برادرزنش متهم به قتل هستند و در جلسه دادگاه هرکدام قتل را به گردن گرفته و طرف مقابل را بی گناه دانستند. همسر مقتول هم مدعی است همسرش قربانی سوءظن شده و هدفش آشتی دادن یکی از قاتلان با همسرش بوده است.
کد خبر: ۷۹۷۷۲۸

سکانس اول

امید یک بار دیگر نقشه‌اش را مرور کرد و سراغ پیمان رفت. مرد جوان را سوار ماشین کرد و در طول مسیر درباره کار جدید صحبت کردند. وقتی به مقابل کارخانه‌ای متروکه رسیدند، برادر زن امید در انتظارشان بود. پیمان که به موضوع مشکوک شده بود، قصد ترک آنجا را داشت که در محاصره دو مرد جوان قرار گرفت و قبل از این‌که بتواند فرار کند با ضربه‌های چاقو غرق در خون، نقش بر زمین شد. عاملان این جنایت قربانی خود را به داخل گودالی انداخته و روی او خاک ریختند.

زمانی که غیبت پیمان طولانی شد، 25 فروردین سال گذشته همسرش با مراجعه به پلیس رباط کریم شکایتی مطرح کرد و گفت: شوهرم 2 روز قبل برای دیدن مغازه‌ای با دوستش به‌نام امید از خانه بیرون رفت و دیگر برنگشت. امید فکر می‌کرد شوهرم با همسرش مهشید رابطه دارد و این موضوع را به من هم گفته و خواسته بود جلوی پیمان را بگیرم. من هم از شوهرم خواستم دخالتی در زندگی امید نکند و حتی به او مظنون شدم، اما وقتی شوهرم پیامک‌های مهشید را به من نشان داد متوجه شدم به‌خاطر اختلافی که امید و مهشید باهم دارند، پیمان وارد ماجرا شده و قصدش آشتی‌ دادن آنهاست. حتی مهشید در پیامکی نوشته ‌بود شوهرش را دوست دارد و می‌خواهد به زندگی‌اش بازگردد. پیمان و مهشید و امید باهم در یک خیاطی کار می‌کردند و همان‌جا باهم آشنا شدند. با این‌که من به امید گفتم ارتباطی بین آنها نیست، اما امید بازهم قانع نشد هرچند مدعی بود مشکلش با شوهرم حل شده است، اما روز حادثه او بود که از پیمان خواست با هم برای اجاره مغازه بروند.

همین صحبت‌ها کافی بود تا پلیس به امید مشکوک شود اما وقتی به کارگاه او رفتند، متوجه شدند امید همزمان با این جنایت ناپدید شده است.

سکانس دوم

تحقیقات برای دستگیری مرد جوان ادامه داشت تا این‌که پس از دو ماه متهم دستگیر شد و در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد. او مدعی شد با همدستی برادرزنش به نام سعید مرتکب قتل شده است.

متهم درباره انگیزه‌اش گفت: از مدتی پیش به رفتار همسرم و مرد خیاط ظنین شده بودم تا این که پی بردم این مرد قصد جدایی از همسرش را دارد و علاوه بر آن همسرم نیز از من می‌خواست او را طلاق دهم. همین موضوع باعث شده بود تصور کنم آن دو قصد ازدواج با هم را دارند. به همین دلیل تصمیم گرفتم مرد خیاط را بکشم. بنابراین موضوع را با برادر همسرم در میان گذاشته و از او خواستم با من همکاری کند. یک روز پیش از حادثه با برادرزنم نزدیک رودخانه شور شهرستان رباط‌کریم، گودالی را حفر کردیم. روز بعد مرد خیاط را به بهانه این که می‌خواهم در یک کارگاه تولیدی دیگر با او مشارکت کنم او را سوار خودرویم کردم. در میانه راه برادرزنم به ما ملحق شد و با ربودن مرد جوان او را به رباط کریم بردیم. در این محل دو نفری او را با چاقو کشته و جسد را در گودالی که پیش از این حفر کرده بودیم، دفن کردیم.

سکانس پایانی

در ادامه سعید -برادرزن امید- نیز بازداشت شد و این اعترافات را تأیید کرد. پرونده با صدور کیفرخواست علیه هر دو متهم برای رسیدگی به شعبه ٨٤ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده‌ شد. هفته گذشته بعد از این‌که نماینده دادستان در جلسه دادگاه خواستارصدور حکم مجازات برای متهمان شد، اولیای‌دم برای هردو متهم درخواست قصاص کردند.

همسر مقتول با تکرار حرف‌های قبلی خود گفت: هیچ ارتباطی میان همسرش و مهشید نبوده و متهمان به‌دلیل سوءظن مرتکب قتل شدند.

قاضی باقری رئیس شعبه 84 دادگاه کیفری با تفهیم اتهام به امید از او خواست به دفاع از خود بپردازد که مرد جوان با قبول اتهامش گفت: پیمان شاگرد کارگاه خیاطی همسرم بود. او با حرف‌هایش باعث شده بود من و همسرم با هم اختلاف پیدا کنیم. همسرم قهر کرده و به خانه پدرش رفته بود که متوجه ارتباط تلفنی پیمان و همسرم شدم. چندین بار به او تذکر دادم تا دست از سر همسرم بردارد اما گوشش بدهکار نبود. وقتی ماجرا را با همسر پیمان هم در میان گذاشتم منکر این ارتباط شد. همسر پیمان می‌گفت که پیمان با همسر من صحبت می‌کند تا او را برای برگشتن به زندگی متقاعد کند و ارتباط پنهانی بین آنها وجود ندارد. آخرین‌بار ماجرا را با برادرزنم در میان گذاشتم و قرار شد پیمان را گوشمالی بدهیم. ما با نقشه از پیش طراحی شده او را سوار ماشین کردیم و به بهانه نشان دادن محل جدید کارگاه خیاطی به بیابان‌های رباط‌‌کریم کشاندیم. سپس من با چاقو به جانش افتادم. برادرزنم اما ضربه‌ای به او نزد. ما سپس جنازه را در قبری که از قبل کنار رودخانه شورآباد حفر کرده بودیم دفن کردیم.

وقتی سعید در جایگاه قرار گرفت، مدعی شد او مرتکب قتل شده است. مرد جوان در دفاع از خود گفت: چون قبلا به پیمان تذکر داده بودم دست از سر خواهرم بردارد، اما گوش نکرده بود پیشنهاد امید را قبول کردم و طبق نقشه، پیمان را به بیابان کشاندیم. من اولین ضربه را به او زدم و نمی‌دانم امید نیز ضربه‌ای به او زد یا نه. اما قصد ما کشتن او نبود. ما می‌خواستیم او را ادب کنیم.

پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلای مدافعشان، قضات شعبه 84 دادگاه کیفری استان تهران برای صدور حکم وارد شور شدند.

امیر علی حقیقت طلب

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها