در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بسیاری از تحلیلگران آن روزها بر این باور بودند که نظام عربستان چندان دوامی نخواهد داشت و به مرور به همان نظامهای محافظهکار سنتی خواهد پیوست که تاریخ مصرفشان در مصر، عراق و یمن به پایان رسیده بود؛ زیرا آنها نظامهایی شخص محور با نهادهای عقبمانده و به دور از روح دوران جدید بوده و نمیتوانستند برنامههایی برای ملتهای منطقه داشته باشند که بتواند پاسخگوی نیازهایشان باشد.
اما همین خلأ ایدئولوژی مشخصا یکی از برجستهترین نقاط قوت در نظام عربستان سعودی و یکی از مهمترین عوامل بقا، استمرار و موفقیت آن در برابر فروپاشی رقیبانش تاکنون شده است. آلسعود از همان ابتدا فهمیده بود به خاطر ویژگی خاصی نیست که مردم در پی آنها هستند. در واقع کسی به خاطر تفکر یا گفتمان رسمی و نحوه سلوک یا همپیمانیشان با استعمارگران نیست که به آنها توجه میکند. استراتژی عربستان همواره از زمان چالش با نظامهای شبیه ناصر در این خلاصه میشد که نگاهها را از سیاستها و منافع اصلیشان دور کرده و در عوض نگاهها را به یک نوع نزاع بر سر «هویت» متمایل کنند؛ نزاعی که طبق آن مردم بر اساس اصول و اعتقاداتشان تقسیم میشوند و روی ترسها و نفرتهایشان حساب باز میشود. با این منطق بود که عربستان اقدام به احیای جریانهای اسلامگرا و تقویت آنها کرد. در همین رابطه بود که «سازمان کنفرانس اسلامی» را سال 1969 تاسیس کرد و با میزبانی از گروههای مخالف اسلامگرا بر روی «هویت اسلامی» تاکید ورزید. عربستان درعین حال شعار مبارزه با کمونیسم و الحاد و غربگرایی را سر میداد، اما همه این تلاشها برای طرح یک مدل جایگزین نبود بلکه برای خود اهداف و محورهای خاص خودش را داشت. در واقع اینها ابزاری بود برای مقابله با عبدالناصر «سکولار» که البته با بسیج دینی تودههای محروم منطقه صورت میگرفت.
عربستان سعودی هرگز نتوانست برای حل منازعه فلسطین طرح جدیدی ارائه کند یا برای توسعه منطقه برنامهای پیشنهاد کند. بلکه در عوض با پول و خلق فضایی دینی تلاش کرد نخبگان را در گروههای ستیزه جو و تکفیری و ارتجاعی گرد آورد. عربستان هرگز وارد جنگی آزادیبخش یا مقابله با اشغالگران در منطقه نشد بلکه از این موضوع برای خود و به نفع سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و علیه شوروی سابق استفاده کرد. بعد از ماجرای جنگ افغانستان نیز عربستان سعودی از این شبکههای تروریستی در جهت مقابله با نظامهای حاکم بر کشورها از جمله در الجزایر استفاده کرد. امروزه نیز میبینیم باندها و دستههای تروریستی اعم از آنهایی که طرفدار نظام سعودی هستند یا آنهایی که نیستند، در کشورهای ما جولان میدهند و با طرح جنگهای «ضد مسیحیان و شیعیان» برای نابودی تکتک جوامع فعالیت میکنند.
این بازی تا آنجا استمرار یافته و تشدید شده که برخی از روزنامههای دست راستی آمریکا نیز که طرفدار بقای آلسعود هستند به مقامات این کشور هشدار میدهند با دامن زدن به اختلافهای فرقهای در بین حتی مردم خودشان نوعی جنگ روانی را به وجود آوردهاند. در همین زمینه مجله «فارین پالیسی» در گزارشی نوشت: گفتمان نابودگرایانهای که عربستان سعودی در پیش گرفته موجب ایجاد «یک توحش ایدئولوژیک» خواهد شد که حتی بقای آنها را هم تهدید میکند.» این در حالی است که برخی رسانههای عربی ازجمله الجزیره در برنامه «الاتجاه المعاکس» زیر نظر شخصی مانند فیصل قاسم همین سیاست را دنبال کرده و دیگران را به کشتارهای جمعی تحریک میکند. سایر نخبگان عرب نیز همین ساز را مینوازند و برای مثال به خاطر کشتار یمنیها جشن میگیرند. آنها دچار این توهم شدهاند که با ایران مقابله میکنند. یکی از مقامهای بلندپایه عربستان سعودی نیز از آن سو وعده به آتش کشیدن صعده را میدهد. موضوعی که خوبی جوهره «ایدئولوژی عربستان سعودی» را نشان میدهد و رمز بقای این نظام طی چند دهه گذشته را بیان میکند.
منبع: الاخبار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: