حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هیچ چیز بدتر از این نیست که کسی عقدهای خطاب شود. چه میشود کرد هر کسی خلأ و مشکلاتی دارد، پر از خاطرههای تلخ که کنار خاطرات شیرین مینشینند و باعث میشوند از درون تصورات آدمی رفتارهایی آزاردهنده بروز کند. چطور میتوان این زخمها را، این درگیریها را آرام کرد تا کمتر دیگری را آزار رساند و جایگاهی نرم و دلپذیر یابد؟ ترمیمی که پایانی بر ترس از عقدههایی باشد که هر کس فقط خود میداند تا چه اندازه عمیق و ناراحتکننده است.
این آرام و درمان چیزی جز زایش نیست. میگویند مادران امیدشان به زندگی و مهرشان به جهان افزایش پیدا میکند و تمرکزشان برای اینکه چه چیزهایی مهم و چه چیزهایی بیاهمیت است، بالاست. اما زایش فقط به دنیا آوردن فرزند نیست؛ زایش خلق کردن است، تولید چیزی است. احساسات را تبدیل به چیزی کردن است که انگار چیزی به جهان اضافه میکند، ارزشی افزوده است برای دنیایی ثابت. پس برای نابود کردن عقدهها باید خلق کرد؛ خلاق بود و خلاق بودن برای هرکسی شکلی دارد. مهم پیدا کردن شکل آن است.
مثلاً روزی بخوانید در حالی که چهل سالتان است؛ شروع به پیانو زدن کنید در حالی که به نظر میرسد پیانو زدن برای سی سالهها دیر است؛ اشکالی را روی کاغذ بریزید در حالی که دریافت معنایشان سخت است؛ بنویسید در حالی که دیگران ممکن است به سادگی آن را نخوانند، اما کاری کنید، نه هر کاری، کاری که خلق کردن در آن وجود دارد، خلاصه اینکه خلاق باشید. زایش، عقدهها را درمان میکند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....