مکن کاری که برپا سنگت آید!

شب هنگام مهندس ریاضی [رئیس مجلس] به من تلفن کرد که فردا جلسه را باید شما اداره کنید.... دستور جلسه را پرسیدم ، معلوم شد چند لایحه عادی و کم اهمیت است... فکر می کنم مهندس ریاضی که از جریان امور اطلاع داشت شاید نمی خواست خودش جلسه را اداره کند. از این رو تمارض کرده بود.
کد خبر: ۷۹۴۵۲

این استنباط من است که بعد از روشن شدن قضایا... بر من معلوم شد.... آن طور که می دانم این لایحه را ابتدا در کابینه علم پیشنهاد کرده بودند و فکر می کنم علم جرات نکرد آن را مطرح کند. بعدا هم که من این لایحه را خواندم دیدم یک موضوع بی ربطی بود که امریکایی ها برای تصویب آن به کابینه علم فشار زیادی آوردند تا در دوره فترت مجلس به تصویب برسد و خیلی علنی نشود. گو این که بعدا می بایست به مجلس بیاید. اما علم زیر بار نمی رفت ، او و خانواده اش از قدیم به انگلیسی ها وابسته بودند. علم یا نمی خواست یا عقیده ای به آن نداشت یا آن که می دید چون باید کنار برود، تصویب آن را به صلاح خود ندانست.... به هر صورت جلسه آن روز تشکیل شد... . یکباره دیدم منصور با کلیه وزیران کابینه وارد مجلس شدند. تعجب کردم زیرا لوایح موجود اهمیتی نداشت که همه کابینه در جلسه حاضر شوند. پس از لحظاتی بی مقدمه دکتر ناصر یگانه که وزیر مشاور در امور پارلمانی بود برخاست و با قید سه فوریت تقاضا کرد این لایحه در دستور قرار گیرد. غافلگیر شدم... . بر طبق آیین نامه مجلس ، اگر هیات دولت با قید فوریت تقاضای تغییر دستور جلسه مجلس را می کرد می بایست در مورد آن رای گیری شود و اگر تصویب می شد ، دستور جلسه تغییر می کرد و تقاضای دولت مقدم بود. رای گرفتم اکثریت موافقت کردند چون اکثر نمایندگان عضو حزب ایران نوین بودند و به این ترتیب لایحه مطرح شد. پس از آن که کلیات لایحه مطرح شد مخالفان که تعدادشان زیاد بود یکایک پشت تریبون آمدند و به تفصیل بر ضد این لایحه صحبت کردند... و من خاطرم هست که صادق احمدی یکی از دوبیتی های باباطاهر را خواند که گفته است : مکن کاری که بر پا سنگت آید جهان با این فراخی تنگت آید چو فردا نامه خوانان نامه خوانند تو از این نامه خواندن ننگت آید در اینجا بود که من به اهمیت این لایحه پی بردم و خودم هم مخالف شدم . تنها کاری که از دست من برمی آمد این بود که با استفاده از اختیارات خود و یا رای گرفتن از نمایندگان ، به مخالفان اجازه دادم بیش از مدت مقرر در آیین نامه صحبت کنند تا موضوع بیشتر روشن شود. البته رای می گرفتم و مجلس هم رای می داد. محیط مجلس بسیار متشنج بود و پیدا بود که اکثریت با این لایحه مخالف است . تعداد موافقان اندک و سخنانشان هم کوتاه و بی محتوا بود. دفاع از این لایحه را احمد میرفندرسکی ، معاون وزارت خارجه به عهده داشت و چنین استدلال می کرد که این ماده واحده چیز مهمی نیست و کشورهای دیگری مثل ترکیه آن را به تصویب پارلمان های خود رسانده اند و کوشش می کرد که از اهمیت موضوع بکاهد ولی مجلس زیر بار نمی رفت... و هنوز که فکر می کنم نمی فهمم... چرا دولت وقت این اندازه ناشیانه و با عجله تسلیم خواست امریکایی ها شد. زمان جلسات عادی مجلس 4 ساعت بود. از ساعت 9 تا یک بعدازظهر. وقت جلسه تمام شد. 15 نفر از اعضای حزب ایران نوین پیشنهاد دادند که 4 ساعت دیگر جلسه تمدید شود. طبق آیین نامه رای گرفتم ، اکثریت موافق بودند. جلسه تمدید شد و باز هم مخالفان به تفصیل در رد این لایحه سخن گفتند. در میان مخالفان یکی مهندس بهبودی بود که پدرش رئیس تشریفات و معاون وزارت دربار بود. وکلا چنین می پنداشتند که چون او مخالفت می کند با وابستگی که به دربار دارد شاید این مخالفت به اشاره شخص شاه باشد. من شنیده بودم که مهندس بهبودی و تعدادی دیگر از مخالفان تصویب لایحه به علت گرایشات دیرینه خود نسبت به انگلستان نمی خواستند نظر مساعدی نسبت به تحکیم و تثبیت بیشتر قدرت امریکا در ایران از خود نشان دهند. به طوری که گفته می شد سیدضیاءالدین طباطبایی ضمن ملاقاتی با شاه از او خواسته بود از دولت بخواهد لایحه را پس بگیرد. شاه که تحت فشار امریکا بود ، توضیحاتی می دهد و سیدضیاءالدین نهایتا از شاه درخواست می کند اجازه دهد مخالفان لایحه بتوانند نظرات خود را در مجلس بیان کنند و این نکته که نطق بعضی از مخالفان لایحه به اشاره و توصیه سیدضیاء بوده است شاید مبنایی هم داشته باشد بخصوص که بعد از نطق مهندس بهبودی شنیدم پدرش مورد غضب شاه قرار گرفت و از دربار طرد شد. به هر حال در این باب مخفی کاری به حدی بود که من هم جریان را نمی دانستم . شاه هم در اولین سلامی که پس از این جلسه که تصور می کنم در چهارم آبان برقرار شده بود سخت به نمایندگان پرخاش کرد. همان طور که قبلا هم نوشتم قرار بود این لایحه در کابینه علم مطرح شود و او لایحه را به مجلس تقدیم کند ولی دست به دست کرد چون می دانست کابینه او دوام نخواهد یافت و کمیسیون هایی تشکیل داد که لایحه را مطالعه کنند و نظر بدهند. شنیدم در تمام این کمیسیون ها ، نظر مخالف داده شد و پس از خواندن اسناد لانه جاسوسی پی بردم که تا چه حد امریکایی ها برای تصویب لایحه فشار می آوردند.

نحوه تصویب لایحه
به هر حال پس از یک جلسه طولانی ، پانزده تن از نمایندگان مجلس که از موافقان بودند پیشنهاد دادند که به این لایحه با ورقه رای داده شود... رای با ورقه را موافقان به این جهت پیشنهاد کردند که پس از رای گیری ، نام موافقان و مخالفان معلوم باشد. طبق آیین نامه وقتی چنین پیشنهادی می رسید رئیس جلسه موظف بود رای با ورقه بگیرد. مخالفان لایحه وقتی موضوع را فهمیدند بلافاصله برای خنثی کردن این پیشنهاد ، پیشنهاد دادند که رای مخفی گرفته شود تا هر کسی بدون آن که شناخته شود بتواند نظر خود را بدون ترس ابراز کند. طبق آیین نامه پیشنهاد مخفی همیشه مقدم بود. در این صورت به پیشنهاد دوم رای گرفتم و تصویب شد... . نکته دیگر آن که رسم بر این بود که رئیس مجلس معمولا رای نمی داد. من بدون آن که خواسته باشم خودستایی کنم می نویسم : که به این لایحه رای منفی دادم . پس از آن که آراء خوانده شد تفاوت آراء مخالف و موافق چند رای بیشتر نبود ، یعنی آراء موافق تقریبا چند رای بیشتر از آراء مخالف بود. ولی معلوم نبود که چه کسی موافق یا مخالف رای داده است و اگر این چند رای نبود لایحه تصویب نمی شد. به این ترتیب لایحه با اکثریت بسیار ضعیفی به تصویب رسید و این بسیار موجبات خشم رئیس دولت شد. این روز مصادف با روزی بود که شاه در دانشگاه در مراسمی شرکت داشت و هیات دولت نتوانسته بود به موقع در آنجا حاضر شود. این موضوع هم خشم شاه را برانگیخت چون از نظر او تصویب لایحه نمی بایست اینقدر طول می کشید و به زعم او می بایست زود تصویب می شد. نکته مهم دیگری که در اینجا سوال برانگیز است تصویب این لایحه در سنا است که قبل از مطرح شدن لایحه در مجلس شورا صورت گرفت . رسم بر این بود که دولت لوایح را بر حسب تشخیص خود ، ابتدا به مجلس شورا می فرستاد بخصوص لوایح مالی را که تصویب آن از مختصات مجلس بود. ولی این لایحه را اول به مجلس سنا فرستاد شاید به این دلیل که در آن مجلس با بودن مهندس شریف امامی ممکن بود به آسانی به تصویب برسد چنان که رسید و چون لایحه در سنا به تصویب رسیده بود احتمال می رفت وقتی به مجلس شورا بیاید با مخالفت کمتری روبه رو شود و چنان که دیدیم ، نشد... . چند روز پس از تصویب لایحه در مجلس شورا ، شنیدم مهندس شریف امامی رئیس سنا گفته بود که فلان کس یعنی من تجربه کافی در اداره مجلس نداشت. اگر من به جای او بودم تقاضای جلسه سری می کردم و موضوع را در آن جلسه مطرح می کردم و سپس با جلب موافقت نمایندگان آن را به جلسه علنی می آوردم... . من تصور می کنم حتی احمد میرفندرسکی معاون سیاسی وزارت خارجه هم باطنا با تصویب این لایحه مخالف بود چون دفاعش از لایحه بسیار ضعیف بود و همواره قرارداد وین را مطرح می کرد.... بنا به آنچه اشاره کردم با سیاست های منصور و تصویب لایحه مصونیت مستشاران نظامی امریکایی مخالفت کردم و تصور می کنم منصور بر سر تصویب این لایحه جان خود را فدا کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها