نگران باشیم یا امیدوار؛

امنیت ملی کشورها تحت تاثیر متغیرهای بین المللی و منطقه ای همواره مورد تهدید قرار دارد هر چه بردامنه گسترش جهانی شدن و ابعاد آن افزوده می شود، نسبت به آن دسته از کشورهایی که آسیب پذیری بیشتری دارند
کد خبر: ۷۹۲۴۷
این تهدیدات در عرصه های مختلف سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی تشدید می شود.
بنابراین پدیده جهانی شدن به مثابه تهدیدی بر امنیت ملی کشورها قابل بررسی کارشناسی است.
این مطلب موجب طرح سوالاتی است که برخی از سوالات به ماهیت جهانی شدن و ابعاد آن مربوط می شود و برخی به شرایط امکانات و موقعیت جغرافیایی و فرهنگی جوامع در تقابل با جهانی شدن.
در این باره سوال این است که جهانی شدن چگونه و در چه سطحی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تاثیر می گذارد. در آغاز، بحث جهانی شدن چندان دشوار به نظر نمی رسد چرا که با توجه به گستردگی آن به نظر می رسد هر نقطه ای را می توان به عنوان مدخل برگزید و عملا نیز با توجه به علایق و دلمشغولی های مختلف پژوهشگران ، این موضوع از منظرهای مختلف به بحث گذاشته شده.
اما آیا چنین رویکردهایی مفید، کافی و مناسب نظام بین المللی می باشند؛ چنین شرایطی از بحث جهانی شدن مطلوب نیست ، چرا که هم مخالفان از آن بهره می برند و هم موافقان متحمل خسارت می شوند و در این میان آنچه که مساله ساز شده نه جهانی شدن بلکه بازیگران به طور کلی اعم از افراد و ملت دولتها هستند.
این موقعیت و توانایی بازیگران است که موضوع را طرح و توصیف می کند و بعد نسبت به چگونگی رابطه اش با آن استدلال می نمایند. لذا بسته به تنوع و تعدد بازیگران ، جهانی شدن یا جهانی سازی خواهیم داشت.
همچنان که انبوه ادبیاتی که تاکنون در مورد این موضوع پدید آمده ، تاییدی بر این مدعاست.
از سویی در بحث جهانی شدن با یک موضوع روبه رو نیستیم بلکه با مجموعه موضوعات مشابهی مواجهیم که در کل به آنها جهانی شدن گفته می شود و ما به جای آن که به اصل موضوع شناخت پیدا کنیم با موقعیتها و تاثیرات وارد بر آن آشنا می شویم و هر پژوهشگری از دریچه ای محدود به بررسی آن می پردازد.
لذا به طور خلاصه می توان گفت ضعف عمده ای که سبب بی کفایتی تلاشهای نظری در این خصوص گشته فراموشی "نسبیت" پدیده های اجتماعی در معنای کلان آن می باشد.
نتیجه آنکه تمایلات ، خواسته ها، ضعفها و ناتوانیها به عنوان واقعیت جهانی شدن (سازی) ارائه و معرفی می شوند.

اقتصاد، موتور محرک
از آنجا که موتور محرکه پدیده جهانی شدن ، چه در معنای مثبت و چه در معنای منفی آن یکی علم است و دیگری منافع (اقتصادی) و عملا نفع اقتصادی با رشد علمی گره خورده است بنابراین در یک تحلیل می توان نفع اقتصادی را متغیر مستقل دانست و تحولات نظامهای فرهنگی را متغیر وابسته آن.
به عبارت دیگر گسترده شدن نفع اقتصادی گره خورده به علم در سراسر جهان آثار متفاوتی بر جای می گذارد که از آنها با عنوان جهانی شدن یا جهانی سازی یاد می شود و امروزه این پدیده ، خود به عنوان یک "داده" برای نظامهای مختلف منطقه ای بین المللی تلقی می شود.
و پاسخ بسیاری از سوالات موجود با ملاحظه تحلیل فوق نتایج روشن و آینده نگرانه ای بدنبال دارد. با توجه به تحلیل فوق از مفهوم جهانی شدن در قالب نظریه سازی 3رویکرد را برای آن ارائه داده اند: «پروژه» و «پروسه » و «پدیده».
مطالعه هر یک از رویکردها نشان می دهد که جهانی شدن بسان شمشیر 2دم عمل می کند. همین دوگانگی از ارزیابی جهانی شدن تردیدی است بر اینکه امنیت سوز یا امنیت ساز است.
برای مطالعه جهانی شدن رهیافتی چند بعدی ضروری است چرا که رهیافت تک بعدی جهانی را توصیف می کند که یا خوب است یا بد، مثبت یا منفی است. اما رهیافت چند بعدی منطق علی واحد را رد می کند.
این اصطلاح جهانی شدن که برانگیزنده واکنشهای ابهام انگیزی شده ، چالش ها خطرها و فرصت هایی را پیش آورد که نه مطلقا خوب و نه صرفا بد هستند، و این اراده و خواست ملتها و دولتهاست که جهانی شدن را رقم خواهد زد.
با این توضیح تجزیه و تحلیل تاثیر جهانی شدن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی میسر است.

تاثیر بر امنیت ایران
تاثیر جهانی شدن بر امنیت جمهوری اسلامی ایران از سویی متاثر از کارکرد مفهوم جهانی شدن از سوی دولتها، قدرتها و جامعه جهانی و از سوی دیگر اراده ملت ایران در استفاده مناسب از امکانات فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی خویش است.
بروز ناامنی های منطقه ای از دیدگاه کشورهای منطقه با توجه به برداشتهای متفاوت هر یک از مفهوم امنیت قابل تحلیل می باشد به طوری که امنیت هر یک از دولتهای منطقه ای می تواند با ناامنی دیگر کشورها تعریف شود و هر کشوری با تعریف خاص امنیت ملی خود با امکانات و منابع موجود در چارچوبی که از تعریف منطقه دارند، دفاع کنند.
امنیت ملی با تمامیت ارضی رابطه مستقیم دارد و در نهایت به دفاع ملی منتهی می شود. استراتژی های دراز مدت اقتصادی ، نظامی و سیاسی می تواند مرزهای امنیت ملی را تا حد مناطق نفوذ یک کشور وسعت بخشد و ظرفیتهای اقتصادی یک کشور که سرچشمه تمام قدرتهای اوست به اضافه وضع نمادهای سیاسی و حقوقی کشور می تواند در تحکیم امنیت ملی بسیار موثر باشد.

امنیت ملی
امنیت و امنیت ملی از جمله مفاهیمی هستند که پس از پیدایش دولتهای ملی رایج شده اند. استفاده از این واژه در ادبیات سیاسی همواره متداول بوده اما منجر به تعریف مشخص نگردیده است.
بسیاری از پژوهشگران امنیت ملی را "توانایی یک کشور در حفظ ارزشهای فردی در برابر تهدیدهای خارجی" می دانند. به تعبیری امنیت ملی یعنی دستیابی به شرایطی که به یک کشور امکان می دهد از تهدیدهای بالقوه یا بالفعل خارجی و نفوذ سیاسی و اقتصادی بیگانه در امان باشد.
در تعریفی دیگر، مفهوم اصلی امنیت ملی برای بسیاری از کشورها حاکی از نیاز به حفظ استقلال و تمامیت ارضی ، حفظ شیوه زندگی ملی و جلوگیری از مداخله بیگانه در امور داخلی کشور از طریق افزایش توان نظامی است.

در عرصه جهانی شدن
امروزه در دنیای جهانی شده ، امنیت ملی با سطوح فردی ، منطقه ای و بین الملل در ارتباط است و بدون آن محقق نمی شود. یک پارادوکس در امنیت سیاسی ، فرهنگی این است که خود تهدیدها، اغلب موجب تقویت و تحکیم همان هویت های مورد تهاجم می گردد.
چنانکه درجه وفاداری نسبت به برخی باورها نیز احتمالا در واکنش به فشارهای خارجی افزایش می یابد. دولت برای تحقق امنیت نیاز به وضعیتی دارد که جامعه به سطح قابل قبولی از اطمینان برای تحصیل و پاسداری از منافع ملی اش دست یافته باشد.
در روند جهانی شدن کشورهایی که نتوانند خود را با شرایط جهانی وفق دهند محکوم به نابودی هستند چرا که وسایل و نهادهای غیردولتی با دور زدن حکومتها به مردم آگاهی داده و آنها را به تحرک وادار می کنند یا دولتهایی که آگاهانه می کوشند جهان را به گونه ای که بود مجددا مستقر کنند به حاشیه رانده می شوند یا می کوشند از طریق تلاشهایی برای حصار کشیدن به دور خود به درجه ای از خودبسندگی دست یابند که اکثرا موفق نمی شوند.
در این صورت به گفته اندیشمندان حوزه جهانی شدن دولت ملت از بین می روند. اما کشورهایی که از دولت و ملتی قوی برخوردارند قادر خواهند بود تندبادهای جهانی شدن را با موفقیت پشت سر بگذارند.
چنین دولتهایی در عرصه جهانی می توانند به بازیگری فعال تبدیل شوند. دولت های یاد شده با تن دادن به اصطلاحات رفتاری موجودیت خود را در تحولات آتی همچنان با استحکام و اقتدار حفظ خواهند کرد.
این دولتها که برخوردار از بالاترین و ارزشمندترین سرمایه اجتماعی یعنی انسجام ملی هستند مناسب ترین وضع را در مواجهه با جهانی شدن خواهند داشت. جمهوری اسلامی ایران در همین قسم از دولتها قرار دارد که بخاطر پشتوانه مردمی نه تنها زوال پذیر نیست بلکه به همراهی و ایفای نقش در روند جاری می پردازد.
اندیشه "مردم سالاری دینی" امکانات و پتانسیل لازم و منطقی را برای مواجهه فعالانه با شاخصهای مطرح شده از سوی طرفداران جهانی شدن داراست.
شیوه مردم سالاری دینی متضمن پویایی های فراوانی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران است به نحوی که آن را برخوردار از توانایی "انعطاف" و "انطباق" با شرایط متغیر، متحول بیرونی و بین المللی می سازد. برای ساختارهای مردم سالارانه تنها تهدید نیست بلکه فرصت بالقوه نیز فراهم می سازد.

محمد رحیم عیوضی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها