او از نزدیکترین جا به تخته کلاس توانست علامتها را بگوید، اما باز نه همه آنها را، از ناراحتی نمیدانستم چه بگویم. فقط از او خواستم به خانه برود و با پدرش به مدرسه بیاید.
مجتبی همان پسربچهای بود که در روزهای اول سال به مدرسه نمیآمد یک روز که در سر کلاس بودیم، صدای موتورسواری توجه همه را به خود جلب کرد از پنجره کلاس به بیرون نگاه کردم، مرد موتورسوار پسربچهای را مثل یک هندوانه زیر بغلش زده بود و از موتورش پیاده میشد و پسربچه دست و پا میزد. سریع متوجه شدم و به بیرون کلاس رفتم.
آن مرد با سروصدا وارد مدرسه شد و داد زد که از مدرسه فرار میکند و به کوه میرود. با دست به او اشاره کردم که بچه را زمین بگذارد. در همین موقع به طرفش رفتم او را در آغوش گرفتم. چه چهره معصوم و دوستداشتنی داشت با چشمان آبی روشن به من خیره شده بود و اشک میریخت و با ترس میگفت: «نمیخواهم.» او را بغل کردم و گفتم آقا شما پدرش هستید. گفت عموش هستم گفتم شما بیرون منتظر باشید، من و مجتبی چرخی در مدرسه میزنیم اگر دوست داشت با هم میرویم سرکلاس. به او نگاه کردم، سرش را به نشانه موافقت پایین آورد، دستش را گرفتم و به طرف دستشویی رفتیم. دست و صورتش را شستم و مدرسه را نشانش دادم و در نهایت با موافقت او به کلاس رفتیم. میز اول ردیف وسط رو انتخاب کرد، نشست. او خوب میخواند و خط بسیار زیبایی داشت. اولین نفر بعد از من بود که درس را میخواند. شاید به خاطر این بود که در کلاس اول کلمات درشت نوشته میشد و من در تابلوی کلاس بزرگ مینوشتم و همین باعث شده بود متوجه مشکل او نشوم.
پدر مجتبی آمد و مربی بهداشت معرفینامهای برای معاینه به او داد و از او خواست هر چه سریعتر به یک چشمپزشک مراجعه کند. بعد از رفتن مربی به پدرش اعتراض کردم که چطور تاکنون متوجه ضعیفی چشم او نشدهاند. او با کمال ناباوری گفت که میدانسته، ولی به خاطر مردم که مسخرهاش نکنند برایش عینک نگرفته است. آن روز برای من سختترین و غمگینترین خاطره در روزهای تدریسم بود؛ زیرا به یاد گفته امیرکبیر افتادم که میگفت من از جهل مردم اشک میریزم. تا زمانی که مردم ندانند این جهل آنها را خواهد کشت، ما مسئول جهل مردم هستیم. امیدوارم روزی فرابرسد که دیگر هیچ کودکی به خاطر فقر فرهنگی سلامتیاش به خطر نیفتد.
پروانه رسولی عفیف / جامجم
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.