سال پیش یونان با فتح جام ملتهای اروپا در خاک پرتغال یکی از بزرگترین شگفتی های تاریخ فوتبال را موجب شد، اما 16ماه پس از آن تاریخ این تیم حتی از راهیابی به دور پایانی جام جهانی 2006 نیز بازمانده است.
کد خبر: ۷۸۶۷۱
این تیم در چارچوب این پیکارها آنقدر بدون قاطعیت و کم تاثیر توپ زد که در گروه مربوط به رتبه چهارم اکتفا کرد و در کل 12مسابقه خود، بیشتر از 15گل به ثمر نرساند.
موقعی که یونان در بازی بی تاثیر آخرش گرجستان را یک بر صفر برد، روی سکوها و دیوارهای ورزشگاه شعارهایی با این مضمون نصب شده بود: «یونان ، تو در قلب ما همیشه قهرمان هستی.»
با این حال به نظر می رسد این بیشتر یک تعارف و دلخوشی برای یونانی ها باشد، زیرا هدف اصلی یونانی ها که لااقل راهیابی به مرحله پلی آف مسابقات بود، حاصل نیامده بود.
در بین دو نیمه مسابقه مذکور تصاویر پیروزی ها و قهرمانی های یونان در پیکارهای سال پیش یورو روی تابلوی ورزشگاه پخش شد، اما این نیز بیشتر نوستالژی و احساس غم و همچنین از دست رفتن یک چیز با ارزش را به یاد یونانی ها آورد و آن چیز سلطه بر ورزش فوتبال بود و باز در پایان آن دیدار مردم در داخل ورزشگاه ملی آتن به پا خاستند و برای قهرمانان سابق خود هورا کشیدند، اما این هم بیشتر حالت تقدیر بابت یک گذشته درخشان را داشت و به زمان فعلی مربوط نمی شد.
خبری از شعارهای غیرحقیقی نبود و هیچ کس وعده ای درخصوص بازگشت نداد و انگار همه می خواستند بگویند: «بابت هر چیزی که در گذشته به ما بخشیده ای ، از تو (تیم یونان) متشکریم.»
یک واقعیت
اگر بخواهیم واقع بین باشیم ، باید متذکر شویم آنچه امسال روی داد و بواقع حذف یونان از پیکارهای مقدماتی جام جهانی ، بسیار منطقی و قابل پذیرش تر از رویدادی بود که سال پیش در یورو برای آنان شکل گرفته بود که در حقیقت آن قهرمانی ، غیرعادی بود.
تاریخ به ما می گوید غیر از آن واقعه غریب و بزرگ یونان پیشتر هرگز در سطح جهانی و در تورنمنت های بزرگ کاره ای نشده و نه تنها به هیچ عنوانی دست نیافته بود، بلکه در جام جهانی 1994در همان مرحله نخست حاشیه نشین شده بود و حضورش در یورو 1980نیز فقط یک حضور سمبلیک بود.
در یونان اکثریت مطلق با کسانی بود که آرزویشان فقط رسیدن کشورشان به مرحله پایانی یک جام بزرگ بود و طبعا قهرمانی بیشتر به یک شوخی می ماند.
خیال های بی پایه
آن قهرمانی ناباورانه در یورو 2004تمام باورهای قبلی را محو و متاسفانه مشتی خیال بی پایه را جانشین آن کرد. کار به جایی کشید که یونانی ها مدعی شدند آنچه در آن پیکارها روی داده است عین حقیقت و جبرانی بر چند دهه ناکامی و پاداشی بر سالها انرژی های ذخیره شده و به بار نشسته در فوتبال یونان بوده است.
آن هم در کشوری که همیشه از کمبودهای شدید فنی و مالی نالیده ، با آشوب هایی روی سکوها و در میان فوتبالدوستان مواجه بوده و حتی دو سه استادیوم در حد شان و مقام خود نداشت و به نظر می رسید که بیش از متن ، حاشیه داشته باشد.
وقتی یونان برخلاف تمام مقدمات و زمینه های موجود المپیک 2004را نیز با کمترین نقص میزبانی برگزار کرد. باوری که گفتیم ، بیشتر ریشه دواند و در یونان بر همگان مشتبه شد که این کشور پس از سالها دور ماندن نامنصفانه از حقش ، سرانجام به مقصود رسیده است.
اما حقیقت بسرعت برگشت و از همان اولین بازی یونان در دور مقدماتی جام جهانی مشخص شد که این تیم به اصل خویش رجعت کرده و پایان معجزه 2004رسما اعلام شده است و فقط گوش شنوا و انصاف و هوشیاری می خواهد تا این خط و صدا شناخته و شنیده شود.
توجیه ها
در آن دیدار نخست و در شروع حضور یونان در مرحله مقدماتی این پیکارها، این تیم در تیرانا به تیم آلبانی ای باخت که همیشه از درجه سوم ها و چهارم های فوتبال اروپا بوده و هیچ کس امیدی بدان نداشته است.
اتو رهاگل مربی آلمانی و معروف یونان که با قهرمان کردن شگفت انگیز این کشور در رقابت های یورو به یک قهرمان بزرگ ملی در یونان بدل شده بود، پس از شکست 2 1در تیرانا سعی کرد قضیه را توجیه کند.
«بازیکنان ما تازه از تعطیلات بازگشته بودند و هیچ کدام جدیت لازم را نداشتند. اضافه بر آن خستگی شدید پیکارهای یورو نیز هنوز بر تن آنها سنگینی می کرد. بدیهی است که یک تیم پس از یک قهرمانی بزرگ در حالت عادی نمی ماند و خودش را گم می کند. این اتفاقی است که برای ما نیز افتاده است.
اما برای یونانی ها به اندازه 4بازی طول کشید تا سرانجام اولین بردشان را در چارچوب این مسابقات دشت کنند و معلوم بود که هیچ انتظاری نمی شد از آن تیم برای تکرار درخشش سال 2004طی سال 2005داشت و آن جادو رنگ باخته بود.
یک ناکامی دیگر
یونان حتی در این حد فاصل در جام کنفدراسیون ها هم به نتیجه ای نرسید و به برزیل و ژاپن باخت و با مکزیک صفر صفر کرد و از همان جا اثبات شد که یونان مثل گذشته خود شده و دوباره به یک نیروی درجه دوم در فوتبال قاره سبز بدل گشته است.
وقتی یونان در 6دیدار متوالی حتی یک گل هم نزد، سرانجام درخواست ها و فشارها برای تغییر دادن ترکیب تیم و لزوم جوان گرایی در تیم آغاز شد و رها گل نیز به این مساله بی اعتنایی نکرد و تا حدی ترکیب تیمش را تغیر داد، اما دیگر دیر شده و کار از کار گذشته بود و یونان فقط در دورهای پایانی پیکارهای انتخابی گروه دوم اروپا روی دور افتاد و در آن زمان دیگر نمی شد جلوی اکراین را -که هفته پیش از پایان پیکارها جواز صعود را گرفته بود و همچنین ترکیه را که به سمت رتبه دوم خیز برداشته بود گرفت و آنها را ناکام کرد.
مشکلات همیشگی
رهاگل که کار بزرگش به هنگام قهرمان کردن یونان در رقابت های سال پیش جام ملتهای اروپا چیزی فراتر از یک معجزه بود، جز جور کردن مشتی بهانه چیزی برای گفتن نداشت.
«طی این مسابقات به دلیل گرفتاری های متعدد و در اختیار نداشتن تعدادی از نفرات اصلی و مورد نظرمان و مشکلات متعدد دیگر، هرگز نتوانستیم با یک ترکیب مشابه قدم به دو مسابقه متوالی بگذاریم و حتی یک مرتبه نیز قادر نشدیم ترکیب کاملا ثابت و ایده آل خود را راهی عرصه کنیم ، همیشه مشکلی داشتیم و هرگاه به یکی از بازیهای خود نزدیک می شدیم ، شماری از نفرات ما حاشیه نشین می شدند.»
رهاگل حق داشت ، اما بزرگترین مشکل و کمبود تیم وی این بود که دیگر آن اشتهای عظیم و تشنگی و انگیزه خیره کننده سال 2004در تیم یونان دیده نمی شد و توگویی این تیم سیر شده است. آنها به چیزهایی که می خواستند، رسیده بودند و آن چیزها شهرت ، اعتبار و ارزش بودند.
وقتی این مسائل فراهم آمد، بدیهی بود که باشگاه های خارجی به سمت بازیکنان زبده یونان هجوم ببرند و تنی چند از آنان مثل کاپیتان تئودوروس زاگوراکیس و سی تاریدیس را استخدام نمایند و البته پیش از آن نیز امثال آنجلوس کاریس تیاس در اختیار تیمهای خارجی (وردربرمن آلمان) بودند.
وقتی یونانی ها از این طریق به خواست شان رسیدند و پول بیشتر و امکانات بهتری کسب کردند، دیگر کم انگیزه شدند و همین مساله بود که سقوط آنها را در پیکارهای اخیر انتخابی جام جهانی به تصویر کشید.
آن شور و انگیزه ای که باعث شده بود یونان در 6دیدار آخرش در دور مقدماتی یورو 2004به 6برد متوالی برسد و سپس در دور پایانی پرتغال را دو بار و همچنین روسیه ، فرانسه و چک را شکست بدهد و قهرمان شود، به رویایی در دور دست بدل شده بود.
در مظان تردید
امروز در آتن هیچ کس شک ندارد که دیگر نمی توان به حدود گذشته دست یافت ، اما لااقل این انتظار وجود دارد که یونان از بین بزرگان هم خارج نشود و تیمی قابل حساب و تکیه بماند.
این که تا چه حد می توان این تیم را که نسبت به یورو 2004قدری پیرتر شده و برای یورو 2008از این هم مسن تر خواهد شد، زنده نگه داشت ، در مظان تردید اساسی قرار دارد.
اکثر قریب به اتفاق مردم یونان خواستار ادامه کار رهاگل بوده اند، اما به نظر می رسد بازگشت یونانی ها به اصل خویش و دوباره متوسط شدن تیمی که وقایع تابستان 2004برایش حالا فقط یک رویای عظیم دست نیافتنی نشان می دهد، اصلی غیرقابل انکار است و از این پس روی هر مساله ای تاثیر مستقیم خواهد گذاشت.
یک تماشاگر یونانی که نامش دیمیتریس نیکولائو است ، می گوید: «ما هنوز بابت داشتن این تیم احساس غرور می کنیم و در عین این که قبول داریم دیگر نمی توان به آن دوران درخشان گذشته رجعت کرد، اما نباید به عصر حجر هم بازگشت. تیم ما باید پویا و مطرح بماند و هیچ گاه از معرکه اصلی کنار نکشد. این خود یک موفقیت بزرگ با توجه به شرایط دشوار برای ما خواهد بود.»
و یورو 2004؛ «هیچ ، آن واقعه مثل یک رویای عظیم همیشگی برای ما خواهد ماند. حداقل قضیه این است که یک انگیزه ابدی برای فوتبال یونان خواهد بود.»