از این مثالها فراوان است، بیتردید حضور شخص رئیسجمهور و معاون اول ایشان در رویدادهای معتبر داخلی و بینالمللی فرهنگی و هنری، برکات بسیاری میتواند همراه داشته باشد، اما تا چه اندازه در سال 93 اهالی فرهنگ و هنر میزبان آقای دکتر روحانی یا آقای جهانگیری بودهاند؟ شورای عالی سینما مدتهاست به دلیل مشغله رئیسجمهور هنوز هیچ جلسهای تشکیل نداده است، جشنوارههای فجری سینما، تئاتر، موسیقی و حتی شعر هم برگزیدگانش در حالی معرفی شدند که چشم انتظار دریافت جوایزشان از دستان مدیران ارشد دولت یازدهم و توجه آنها ماندند. اگر بخواهیم سفرهای استانی دولت یازدهم را هم به این فهرست بیفزاییم، وضع بدتر میشود و بندرت شاهد بودهایم که فرهنگ، محور این سفرها قرار بگیرد و اخبار مرتبط با آن حتی از سوی رسانههای رسمی دولت برجسته و منتشر شود، البته اقدام خوب دولت محترم در حوزه میراث فرهنگی، هنگام سفر به استان اصفهان را فراموش نکردهایم و جای قدردانی آن محفوظ است. اما وقتی پای مقایسه به میان میآید و یاد کارگروههای مفصل فرهنگ و هنر در سفرهای استانی دولت آقای احمدینژاد میافتیم و همچنین نقش پُررنگ ایشان در راهاندازی شورای عالی سینما و جلسات آن را به یاد میآوریم و این که بسیاری از برگزیدگان جوایز فرهنگی و هنری در جشنوارههای فجری فرصت دیدار با رئیسجمهور را مییافتند و دغدغههایشان را بیواسطه بیان میکردند و همچنین مرور میکنیم که امسال سالی بود که «فرهنگ» قرار بود مورد توجه بیشتر قرار بگیرد، میبینیم که داستان همان داستان حلوا حلوا گفتن است.
سینا علیمحمدی / دبیر گروه فرهنگ و هنر