حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چند روز آخر هفته مهمترین روزهای هفته است. اینها تنها چیزهایی است که برای آدمهای مجبور و تلخ، ماندهاند تا طعم پرواز، آزادی از هر روزه بودن و شیرینی شادی را بچشند و شاید روزی آنقدر جرأت پیدا کنند که به تمام روزهای زندگی خود گسترشش دهند. روزهای تعطیل که کاری که دوست دارند انجام میدهند مضطرب نیستند، کسانی را که دوست دارند میبینند و از شبهای روشن و خواب روزانه پر میشوند.
به خودتان فشار نیاورید، بگذارید میل چون نسیمی بیآلایش و بیهدف، شما را ببرد از این سو به آن سو. بر بال میل بنشینید و ببینید چه خوب مقصد خود را میشناسد، حتی اگر سربالایی کوه یا پیادهروی در پارکی بزرگ یا رفتن نشستن در سینمای تاریک یا نشستن در نور ملایم خانه و خواندن کتابی قدیمی و گوش دادن به موسیقی خاطرهانگیزی باشد.
این سنت و آرمان باستانی ما آدمهاست، دلقکها و سیرکها، آتشبازی و جشن، دور هم جمع شدن و خوشمزگیکردن و ... در روزها و شبهای تعطیل رخ دادهاند. روزهایی که انگار زمان میایستد و گرد لذت و شادی میچرخد و از مدار قانونی که از دستان ما خارج است، خارج میشود. از شنبه به آخر هفته بیندیشید، به بهترین روزهای هفته.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....