همیشه تکههایی از تنهایی همه آدمها هست که وقتی رو میشود، آنها را تنهاتر میکند. انگار فرقی هم نمیکند که خودت را پیش چه کس یا کسانی رو میکنی. به هر حال اگر بخواهیم خیلی خوشبینانه به قضیه نگاه کنیم، میتوانیم اعضای درجه یک خانواده را از این قصه جدا کنیم. گرچه شواهد امر گاهی به نفع آنها هم رای نمیدهد!
آدمها بدون اینکه بخواهند، بیهیچ تلاشی، همدیگر را قضاوت میکنند. یعنی در واقع باید تلاش کنند تا کسی را قضاوت نکنند! و خب این کار هر کسی نیست. از طرفی وقتی کسی چیزی بیشتر از آنچه معمول است از دیگری میفهمد ناخودآگاه رفتارش را تغییر میدهد. گاهی وقتها بعضیها وقتی بیشتر تو را میشناسند، به طرز نامعمولی صمیمی میشوند، صمیمیتی که هیچ خوشایند نیست! یا اینکه گاهی بیخودی برایت دل میسوزانند گرچه تو آن دلسوزی را هم نمیخواستی! وقتهای دیگری هم هست که همین خود تو، وقتی آدمی را بیشتر و بیشتر میشناسی، ترجیح میدهی با همان سرعت که او را شناختی، دور شوی! سادهاش این است که خیلی وقتها آدمها آن چیزی نیستند که همان بار اول دیده میشوند. افکار عجیب و غریب بعضیها بعد از یکی دو سال از آشنایی است که تازه خودش را رو میکند و آنوقت تازه اول مصیبت است!
گرچه این قاعده احتمالا برای همه به همین پررنگی صدق نکند، ولی داشتن یک حریم یا یک حد فاصله با همه ابنای بشر لازم به نظر میرسد! آدم باید چیزهایی برای خودش داشته باشد، برای خود خودش. اینروزها که آدمها در شبکههای اجتماعی به ظاهر بیشتر به هم نزدیک میشوند، ریسک لو دادن آن قسمتهای نامکشوف یا کم شدن فاصلهها بیشتر میشود و بعد از مدتی که چشم وا میکنی، میبینی یا یک عده بلاک شدهاند یا اینکه عدهای کرکرههای مجازیشان را پایین کشیدهاند.
این حرفها را که اینجا مینویسم، شاید بعضیها با خودشان فکر کنند که منظورم سر هم کردن دروغ و دونگ است! نخیر آقا و نخیر خانم عزیز! قرار نیست بعد از این، ماسک به صورت وارد اجتماع شویم، قرار نیست خودمان نباشیم، قرار نیست نسبت به همه بدبین باشیم یا اینکه از شناخته شدن بترسیم! این اتفاق دلیل توجیهکننده نزدیک نشدن به آدمها نیست، دلیل اینکه با خودت زندگی کنی و دور همه اطرافیانت خط بکشی. دانستن این واقعیات، خیلی چیزها را روشن میکند. شاید قضاوت نکردن را یا شاید از سر گرفتن زندگی بعد از قضاوت شدن را... همه ما خودهای منحصر بهفرد خودمان را داریم، عقاید و تجربیات متفاوتی که لازم نیست از داشتنشان شرمگین باشیم و لازم نیست در لاک خودمان فرو برویم.
شناختن آدمها به این آسانی نیست، شاید گاهی برای داشتن زندگی بهتر، لازم نباشد همه چیز را بدانیم. گاهی بهتر است دست از کنکاشهای روحی و روانی اطرافیانمان برداریم. گاهی لازم است برای شناختن این و آن زیادی اصرار نکنیم و برای هزارمین بار(!) این جمله فراموش شده را به یاد بیاوریم: «از قضاوت آدمها دست بکشیم»، همین.
مریم تجلی