بیست و چهارم مهر، روز پیوند اولیا و مربیان نامگذاری شده است و معمولا در همین روزها هم هست که انجمن های اولیا و مربیان در مدارس ، انتخاب و تشکیل می شوند.
کد خبر: ۷۷۸۲۱
انجمنی که بنا به رسالتش قرار است در یک سال تحصیلی، همراه و همگام اولیا در تعلیم و تربیت دانش آموزان سهیم باشد یا دست کم نقش نظارتی فعال ایفا کند.
اما در این خصوص بسیار صحبت شده و شاید بتوان گفت که نکته ناگفته باقی نمانده است. دیگر معدود والدینی پیدا می شوند که این انجمن را جریان زاید و بی فایده ای بدانند و میل شرکت در جلسات آن یا حتی عضو شدن در آن را نداشته باشند و هویت آن را به رسمیت نشناسند.
حال به نظر می رسد که در این ایام و در راستای درس و مدرسه بهتر باشد مساله ای را مطرح کرد که اگر بی توجهی و ساده انگاری نسبت به آن، بخواهد به همین ترتیب ادامه پیدا کند، عواقب ناخوشایندی به همراه خواهد داشت که جبران آن به همین سادگی ها ممکن نخواهد بود.
آنچه هست این است که انگار مدتهاست بحثی به نام احترام به معلم در میان خانواده ها، در انتقال به دانش آموزان به فراموشی سپرده شده است به گونه ای که حتی طرح این موضوع به مناسبت این ایام در بین افرادی با نگرشهای فرهنگی نیز زاید به نظر می رسد و معمولا زمان طرح این موضوع را «روز معلم» می دانند!
حال آن که فرزندان نوپای امروز که سازندگان آینده این مرز و بومند، در ایام تحصیل ، بیشتر وقت خود را در مدرسه و همراه معلمان خود می گذرانند، اما گفتمان احترام به معلم و استاد، که به جرات می توان گفت پررنگ ترین و مهمترین دستمزد و اجرت معنوی اوست ، این روزها در کوران دستمزدهای مالی هنگفت ، که البته تنها سهم عده قلیلی از معلمان است به دست فراموشی سپرده شده و دیگر کسی شیوه این مهرورزی و ادب را به بچه ها یاد نمی دهد.
«خانواده، اولین و مهمترین نهادی است که کودک به عضویت آن در می آید.» این جمله را شاید بتوان در تمامی کتابهای مبانی جامعه شناسی و در همان چند صفحه آغازین پیدا کرد.
به همین ترتیب آموزش هایی که در خانواده به کودک داده می شوند نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردارند چرا که بعضا فراموش کردن این آموزه ها به همین سادگی ها از عهده کسی برنخواهد آمد.
پس اگر شروع این آموزش ها با تاکید بر احترام به آموزش دهنده باشد، قطعا این امر در لوح جان فرد حک می شود و تا پایان عمر از یاد او نخواهد رفت. در همین باب از حضرت علی (ع) نقل است که می فرمایند: «من بنده کسی هستم که حرف تازه ای به من بیاموزد!».
این کلام حضرت امیر(ع) که خود سرمنشا علم و دانش بوده اند، نشانگر اهمیت تکریم استاد و خضوع و خشوع در برابر آموزگار است که متاسفانه با وجود این تاکیدها که در دین مبین اسلام بارها تکرار شده است ، باز هم کسی به این مهم چندان توجهی ندارد!
سخت شدن معیشت و غم نان ، بیشتر شدن و طولانی شدن مدت کار پدر و مادرها و کوتاه شدن و از بین رفتن فرصت تربیت فرزندان در خانواده ، بحق از جمله عواملی هستند که دست بسیاری از پدر و مادرها را در انتقال ضروریات به فرزندان ، بسته اند؛ با این حال لازم است تمهیدی اندیشیده شود تا در این اوضاع و احوال و در این روزگاری که حقوق مادی معلمان ، شایسته و بایسته جایگاه آنان نیست ، دست کم جایگاه معنوی شان حفظ شود و از بی احترامی ها و بی حرمتی هایی که متاسفانه این روزها در مدارس ما گسترش پیدا کرده است ، در امان بمانند.
آنچه باز هم باید بر آن تاکید کرد، این است که خانواده ، یگانه جایگاه و اولین مدرسه یک کودک است که باید این گونه آموزش ها در آن وجود داشته باشد.
قطعا اگر پدر و مادرها که در سالهای آغازین زندگی فرزندان خود، تنها الگوهای رفتاری آنها محسوب می شوند، احترام به دیگران ، مخصوصا معلمان را سرلوحه اعمال و رفتار خود سازند، این امر در فرآیندی کاملا خود به خودی و ناخودآگاه به فرزندان منتقل می شود و تا پایان دوران تحصیل و چه بسا تا پایان عمر با آنها خواهد ماند و از نسلی به نسل دیگر منتقل خواهد شد.
مشکل اینجاست که به نظر می رسد جایگاه اجتماعی معلم در جامعه ما که متاسفانه به سوی مصرفی شدن و مادی گرایی پیش می رود، در حال نزول است و افراد و گروههای مختلف ، دانسته و نادانسته و حتی گاه با استفاده از گفتمان های عرفانی و فلسفی ، به شان و شخصیت آموزگار خدشه وارد می کنند و اجر عمل او را که تعلیم و تربیت، هدایت و پرورش انسان ها و نسل هاست زیر سوال می برند.
این در حالی است که کار معلمان را با رسالت پیامبران همگون دانسته اند. به جرات می توان ادعا کرد هر یک از ما در دوران تحصیل حداقل یک معلم یا استاد داشته ایم که تاثیری شگرف بر مسیر زندگی مان گذاشته اند و حتی گاه زمینه ساز بروز و وقوع تحولاتی شده اند که زندگی ما را از این رو به آن رو کرده است.
پس چگونه می توان چنین جایگاه و مقامی را کمرنگ کرد و ساحت معلمی را، موقعیتی دم دستی و قابل وصول برای هر کس و ناکسی دانست؛! باید پذیرفت که باوجود گسترش فرهنگ سرمایه داری ، آن هم از نوع بیمار آن! باز هم وجود دارند موقعیت هایی که خریداری آنها با پول ممکن نیست و قیمت آنها شان ، پایگاه ، جایگاه و احترامی است که برای این قبیل موقعیت ها در جامعه وجود دارد.
تلخی قصه اینجاست که به نظر می رسد جریان مسموم سرمایه داری وقتی نمی تواند برای خود چنین احترامی در جامعه دست و پا کند، تلاش می کند به طرق مختلف و با استفاده از هر ابزاری ، جایگاه و مرتبه چنین مشاغلی را پست جلوه دهد تا افزون بر فشار مالی ای که به این اقشار وارد می شود، چشیدن لذت معنوی این امور را نیز برای آنان ناممکن سازد.
حال که روز و هفته پیوند اولیا و مربیان را پیش رو داریم ، چه خوب است خانواده ها در راستای نزدیکی و احترام بیشتر به معلمان گام بردارند تا پیشاپیش از تلاشهایی که در این سال تحصیلی برای پیشرفت فرزندانشان به عمل خواهد آمد، قدردانی کنند.
قدردانی ای که هنوز هم در یک تشکر و سپاس از معلم و استاد خلاصه می شود و به همین سادگی خستگی یک روز کاری او را از تن به در می آورد. نگذاریم رسم و سنت نیکوی برخاستن پیش پای معلم و استاد به فراموشی سپرده شود که این کمترین سپاس از اوست که لحظه لحظه خود را وقف فرزندان این آب و خاک کرده است.
دشواری های کار او امروزه دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست و شاید از این پس به عهده انجمن های اولیا و مربیان باشد که برای ارتقای سطح کیفی کار معلمان تلاش و همت لازم را به عمل آورند!
پیشرفت هر جامعه ای ، وابسته و مدیون پویایی نظام آموزش و پرورش آن جامعه است. پیوند مستحکم اولیا و مربیان ، بر پایه احترام به معلمان و تلاش برای رفع مشکلات ، ضامن این پویایی و در نتیجه پیشرفت جامعه خواهد بود.