تا قبل از سرقت خودروی نیسان ـ آخرین دزدیام ـ بیست و یک بار به زندان رفتم. با این جرم جدید میشود بیست و دو بار. زندان خانه دوم من شده است.
اولین سرقتی که انجام دادی چی بود و در چه سالی؟
سال 1353 دخل یک مغازه را زدم و آن زمان مبلغ کمی پول از این دزدی دستم را گرفت. آن موقع نوزده ساله و کمتجربه بودم و در دومین سرقت دستگیر شدم.
بعد چه شد؟
در زندان با چند سارق سابقهدار که در زمینه جیببری فعالیت داشتند و به زندان افتاده بودند همسلول شدم و از هر کدام شیوه جدیدی از دزدی را آموزش دیدم. با گذشت چند ماه، دل شاکی به حال من سوخت و با حاضر شدن در دادگاه به من رضایت داد و من توانستم آزاد شوم. پس از آن هر کاری کردم که شغل مناسبی پیدا کنم و زندگیام را سرو سامان دهم، نشد. چند بار هم کار پیدا کردم، اما صاحبکارانم زمانی که متوجه شدند به اتهام دزدی در زندان بودم عذر مرا خواستند و از کار بیکار شدم.
چند ماه همینطور گذشت تا اینکه متوجه شدم سه نفری که پیش از این با هم در زندان بودیم آزاد شدهاند، به سراغشان رفتم و خواستم کاری برایم انجام دهند که آنها مرا وارد باندشان کردند.
در این سالها چه جرایمی را مرتکب شدی؟
همه جرایم جز قتل. از دزدی و جیببری و کیفقاپی گرفته تا زورگیری، قاچاق موادمخدر و مشارکت در آدمربایی و اخاذی. دیگر کارم شده بود اینگونه جرایم. مدتی دزدی میکردم و مدتی در زندان بودم این روند زندگیام شده بود. برای این هم مرتکب قتل نشدم، چون از جسد میترسیدم. به همین خاطر هیچوقت نمیتوانستم آدم بکشم. دل و جرات این کار را نداشتم.
ازدواج کردی؟
نه. چه کسی دخترش را به یک مجرم سابقهدار میدهد. من از اول تنها بودم.
در این بیست و یک باری که به زندان افتادی بیشتر در کدام شهرها دست به دزدی زدی؟
من خانه به دوش بودم. دزدی و قاچاق موادمخدر را در چند سال اخیر در این شهر شروع کردم و جرایم خود را بیشتر با سفر به شهرهای تهران، کرمان، اصفهان، اهواز، همدان و کرج و چند شهر دیگر که نام آن را فراموش کردهام، انجام میدادم و مدتی بعد که دستگیر میشدم دوباره به خانه دومم که زندان بود میرفتم. برای اینکه سابقهدار بودنم برملا نشود هر بار در زندان با نام دروغین خودم را معرفی میکردم.