فرهنگهای زیادی هنر خوشنویسی ندارند اما در ایران از روزگارانی دور خط دیدنی بود. کلمات به خودی خود با توجه به حجم و فرم و انعطافهای شکلیشان دیدنی میشدند و اشعار و جملات را زیباتر و خواندنیتر میکردند. این بسیار شبیه است به کاری که موسیقی ایرانی با کلمات میکند، کششان میدهد، فراز و فرود ایجاد میکند، بر حسب معنا جایگاهشان را برجسته و مخفی میکند و آن وقت شعری که بیشتر به معنایش اصالت داده میشد، یا به قافیه و ریتمش، تبدیل میشود به امری شنیدنی، امری منحصر برای گوش که البته معنایی تازه با توجه به هنر آواز پیدا میکند. زیبایی همین است، همین که ببینی یا بشنوی حالت خوب شود و بدون اینکه بیهوده دست و پا بزنی درک کنی چه میگوید و چه نشان میدهد و غرق شوی در عالمی که میسازد.
کوروش قاضیمرادی، یک هنرمند نوگراست، او گرافیست است و با نگاه صنعتی در هنر آشناست و در عین حال هنرمند خوشنویس است. از یک سو هنری ناب و از سوی دیگر هنر تکنولوژیک را میشناسد و حالا در آثار او این دو رویکرد بههم رسیدهاند. از مهمترین کارهای قاضی مرادی اصالت دادن به خط به گونهای است که کلمات فارغ از معنا و حروف فارغ از کلمات به دلیل آنچه که دیده میشوند، جایگاه پیدا میکنند. نوشتار به دلیل همین نوشتن و جذابیت نوشتن مورد بازبینی و لذتی دوباره و مستقل قرار میگیرد. او جدای از معنا و زیبایی زینتی، توجه را به فرم کلمات و حروف و سپس فرم ارائه آنها معطوف میکند و از دغدغه معنا به این تعبیر که باید کلمات را صرفا واسطههای چیزی درونی و ذهنی دانست، در میگذرد و در این جسمیتگرایی و اصالتبخشی به فرم خط میرسد، به نوعی انتزاعگرایی که از حروف و کلمات و جملات امری انتزاعی و مثالین میسازد، که فارغ از «چه بودن» و «چه گفتن» زیبا هستند. خود قاضی مرادی میگوید: خوشنویسی اگر مهم است و اگر زیباست، این زیبایی باید بدون خواندن شعر مولانا یا حافظ به مخاطب منتقل شود.
حال این هنرمند در خانه هنرمندان ایران و در گالری ممیز آثارش را به نمایش گذاشته و از قلم ابتکاری نوشتاری خود، «سریر» رونمایی کرده است. قاضی مرادی به نوعی متعلق به گونه هنری نقاشیخط است، در این هنر با در نوردیدن حدود سنتی خوشنویسی خط مثل نقاشی ارائه میگردد و میشود حجم، فضا و فرم مطلق. لذت دیدن آثار قاضی مرادی را در آن شکلهای دوستداشتنی و قابهای کوچک از دست ندهید، این هنر در همه جا نیست!