مثلا نوشته بود اگر میخواهید کانادایی شوید، هر روزی که هوا خوب بود، باید یک قمقمه آب، هدست و لباس ورزشی متناسب با فصلتان را بردارید و در کوچه و خیابان بدوید تا همه ببینند شما به سلامت اهمیت میدهید. چیزهای دیگری هم نوشته بود ازجمله اینکه صبحتان را با قهوه شروع کنید یا کل سال به امید حراجهای سال نو در زمستان باشید و هیچ چیز نخرید، اما در حراجها دلی از عزا درآورید؛ البته من با این موارد آخر کاری ندارم، هرچند به نظرم خرید از حراجهایی که در آن اجناس به یکسوم قیمت اولیه تبدیل میشود، خیلی هم خوب است، اما چون فرهنگ دویدن و در کل ورزش در اینجا هم بسیار رایج است، با خودم فکر کردم چرا باید چنین چیزی به یک جوک وایبری تبدیل بشود. این در صورتی است که اتفاقا مردم آمریکا بین کشورهای غربی، به راحتطلبی و تنبلی و داشتن چربیهای اضافه در اثر ورزش نکردن بسیار شهرت دارند. آنها مشهورند که ماشینهایشان را تا پاشنه در خانه میبرند و برعکس اروپا، دوچرخه بهعنوان یک وسیله حمل و نقل اصلا طرفدار ندارد، اما حقیقت این است، به نظر من که بیست و دو سال در ایران زندگی کردهام و سه سال اینجا، مردم آمریکا خیلی بیشتر به ورزش اهمیت میدهند.
امکان ندارد شما در فصل بهار و تابستان بیرون از خانه قدم بزنید و عدهای را در حال دویدن نبینید. امکان ندارد شما شخصی را ببینید که معتقد باشد ورزش بد است و باید درباره آن جوک ساخت. تمام آدمهایی که من میشناسم، بچههایشان را از چهار یا پنج سالگی کلاسهای مختلف ورزشی ثبتنام میکنند تا استعدادهای او را دریابند و بعدتر به پرورش آن کمک کنند. درواقع ورزش برای خیلیها، یک سرگرمی نیست که اگر وقت اضافه آوردند و حوصلهشان کشید، دست و پایی تکان بدهند. ورزش، بخصوص دویدن بخشی از زندگی در اینجاست.
شاید ساعتها بحث جامعهشناسانه لازم باشد تا بتوان به طور مشخص گفت چرا ورزش کردن و دویدن از دید بعضی جوامع یک کار اضافی و از دید بعضی دیگر، امری واجب است، اما من شخصا فکر میکنم یک دلیل در این موضوع بسیار موثر بوده و آن هزینههای سرسامآور سیستم درمانی است که بهطور غیرمستقیم به شما میفهماند، اگر سعی کنید هیچ وقت پایتان به بیمارستان و مطب دکتر باز نشود، به نفع خودتان است. در جامعهای که اگر شما تحت پوشش بیمه درمانی مناسبی نباشید، مجبور هستید برای یک امآرآی ساده حدود 6000 دلار پرداخت کنید، احتمالا با خود میگویید بهتر است روزی یک ربع ورزش کنم و به تغذیهام بیشتر اهمیت بدهم تا اینکه مجبور شوم، چنین پولی بپردازم. اینکه ورزش کردن، دویدن، کوه رفتن، شنا کردن و... انسانها را شادتر، باانرژیتر و در نتیجه زندگی را بهتر میکند، امری است که در تمام مقالات علمی قدیمی و جدید دنیا ثابت شده است. اگر خودمان به آن اهمیت نمیدهیم و کمکی به بدن کوفته و رخوتگرفته خود نمیکنیم، حداقل دیگران را مسخره نکنیم، چراکه آنها قطعا انسانهای سالمتر و باارادهتری هستند.
حنا بهمنبیگی