تالیف لغتنامه دهخدا ازجمله فعالیتهای مشهور این فارغالتحصیل اولین مدرسه علوم سیاسی در ایران بود. فعالیتی که در کنار تجارب سیاسی و دیپلماتیک دهخدا، یکی از ماندگارترین پژوهشهای زبانشناسی در ایران بهشمار میرود.
مشروطهخواهی؛ از تهران تا پاریس
دهخدا که پیش از مشروطه «میرزا علیاکبر خان قزوینی» نامیده میشد، پس از اتمام درس خود در مدرسه علوم سیاسی، به خدمت وزارت امور خارجه در آمد و سال ۱۲۸۱ هنگامی که معاونالدوله غفاری بهعنوان سفیر ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود، بهعنوان منشی سفیر با او همراه شد. بازگشت دهخدا به ایران همزمان با آغاز مشروطیت بود. در همین هنگام، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسمخان تبریزی برای آغاز انتشار روزنامه صوراسرافیل که خود بنیانگذار آن بودند از او دعوت به همکاری کردند و او نویسنده اصلی صوراسرافیل شد.
وی با نگارش مقاله در صوراسرافیل، در زمره مشروطهخواهان قرار گرفت. به همین دلیل بود که مورد غضب محمدعلی شاه واقع شد و اگر کمک سفارت انگلستان در امان گرفتن برای او نبود، شاید سرنوشتی چون همکارش، میرزاجهانگیرخان شیرازی مییافت. سلسله مقالات «چرند و پرند» دهخدا، ازجمله اولین تحلیلهای سیاسی و اجتماعی با بیانی انتقادی بود که دهخدا با نثری بدیع با نام مستعار میرزا علیاکبر خان قزوینی برای صوراسرافیل مینوشت و به موجب این مطالب با واکنشهای تندی نیز روبهرو شد.
بعد از کودتای محمدعلی شاه در سال ۱۲۸۷، دهخدا همراه با عدهای از آزادیخواهان در سفارت انگلیس تحصن کردند. محمدعلیشاه که از این موضوع خشمگین بود با تبعید آنها به کشورهای همجوار و اروپا موافقت کرد. به روایت ناظمالاسلام کرمانی «بنا شد که شش نفر از کسانی که در سفارتخانه انگلیس بودند نفی بلد و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی 150 تومان بدهند و غلام سفارت آنها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند یا مراجعت کنند به ایران.»
پس از ورود دهخدا و آزادیخواهان تبعیدی به پاریس، گروهی از آنها به دعوت ادوارد براون به لندن رفتند. با این حال دهخدا دعوت براون را برای رفتن به لندن و نشر صوراسرافیل در آن شهر نپذیرفت. همین استقلال سیاسی دهخدا باعث شد تا او در تبعید برخلاف همگنانش در شرایط مالی بسیار دشواری زندگی کند. دهخدا در ایام تبعید ضمن انتشار چند شماره از صوراسرافیل در پاریس، در استانبول سردبیری روزنامه سروش را به عهده گرفت و همزمان با روزنامه روحالقدس نیز همکاری میکرد.
گوشهگیری در عصر استبداد
پس از فتح تهران و خلع محمدعلیشاه، در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی، علیاکبر دهخدا درحالی که هنوز در استانبول بود، هم از تهران و هم از کرمان به نمایندگی مجلس انتخاب شد. دهخدا نمایندگی مردم کرمان را پذیرفت و در بازگشت به ایران و در ادامه فعالیتهای سیاسی خود به حزب اعتدالیون پیوست و این برخلاف انتظار یاران سابق او بود که غالبا در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات جمع شده بودند.
با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آنها به پایتخت و سقوط دولت، دهخدا همراه اعضای کمیته مهاجرت، ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفت. پس از انحلال حکومت در مهاجرت، مدت دو سال و نیم به دعوت رؤسای ایل بختیاری در مناطق چهارمحال و بختیاری به سر برد و در همانجا بود که اندیشه تدوین لغتنامه یا فرهنگنامهای جامع برای زبان فارسی در ذهن او شکل گرفت. پس از پایان جنگ جهانی اول، دهخدا از فعالیتهای سیاسی کناره گرفت و طی سلطنت رضاشاه به کارهای علمی، ادبی و فرهنگی پرداخت.
او که از سوی منتقدان به همراهی با رژیم استبدادی متهم میشود، مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری بعدی) را به عهده داشت. با این حال مدافعان وی استدلال میکنند که نقش دهخدا در این دوره، توسعه نظام آکادمیک در ایران بود. از آنجا که در کشاکش انحلال سلطنت و برپایی جمهوری، نام دهخدا به عنوان اولین نامزد مقام ریاست جمهوری در ایران مطرح شد، نظام استبداد از او کینه به دل گرفت و تلاش کرد دهخدا منزوی و محدود به فعالیتهای علمی شود. به همین دلیل سال ۱۳۰۶ ریاست مدرسه سیاسی که به مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی تغییرنام یافته بود به علیاکبر دهخدا واگذار شد و سال ۱۳۱۴ او به عضویت فرهنگستان ایران در آمد. همچنین از زمان تأسیس دانشگاه تهران سال ۱۳۱۳ تا سال ۱۳۲۰ ریاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی به عهده دهخدا بود. در این سال او از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغتنامه پرداخت.
تجربه تلخ کودتا
اما پس از پایان دیکتاتوری رضاخان و سلطنت فرزندش، دهخدا دیگر بار فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و در سالهای نهضت ملی شدن نفت به رهبری محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. در ماههای پیش از کودتای بیست و هشتم مرداد ۱۳۳۲ شایعه تشکیل شورای سلطنت و ریاست دهخدا بر شورا (در صورت پیروزی نهضت و اعلام جمهوری) بر سر زبانها افتاد و به همین دلیل نیز ماموران کودتا پس از کودتای بیست و هشتم مرداد به خانهاش ریختند و وی را کتک زدند و یک سال بعد، نام دهخدا را از خیابان محل زندگیاش برداشتند.علیاکبر دهخدا که کولهباری از تجربه سیاسی و دیپلماتیک داشت، در نهایت هفتم اسفند ۱۳۳۴ در هفتاد و هفت سالگی در خانه خود در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابنبابویه در مقبره خانوادگی مدفون شد.
پانوشت:
* تیتر براساس عنوان مسمط مشهور دهخدا که در سوگ میرزا جهانگیرخان شیرازی، مدیر روزنامه صوراسرافیل سروده شد، انتخاب شده است.