روان شکافی

جنون آتش‌افروزی

برخی افراد مبتلا به اختلالی هستند که اقدام به برپا کردن آتش می‌کنند. این افراد به دلیل این ‌که نمی‌توانند هیجانات و تکانه‌های خود را کنترل کنند، دست به چنین رفتاری می‌زنند. آنها دچار اختلال کنترل تکانه از نوع آتش‌افروزی هستند. افراد مبتلا به اختلال‌های کنترل تکانه به طور مکرر رفتارهایی انجام می‌دهند که به صورت بالقوه زیان‌بخش هستند. آنها احساس می‌کنند نمی‌توانند جلوی خودشان را بگیرند و اگر جلوی انجام دادن رفتار تکانشی آنها گرفته شود، احساس درماندگی می‌کنند.
کد خبر: ۷۷۴۲۵۳

رفتار تکانشی به خودی خود زیان بخش نیست و ممکن است بیشتر افراد گاهی به صورت تکانشی عمل کنند، اما زمانی مشکل ایجاد می‌شود که خطرات را به دنبال دارد و تعمد در آن دخیل می‌شود.

افراد مبتلا به اختلال آتش‌افروزی نسبت به آتش و زمینه‌های موقعیتی آن کشش و علاقه و کنجکاوی بیش از حدی دارند و قبل از این که آتش را ایجاد کنند، دچار تنش یا برانگیختگی عاطفی می‌شوند. آنها از تماشاگران دائمی آتش‌سوزی‌ها هستند و حتی گاهی ممکن است به دروغ به آتش‌نشانی زنگ بزنند و اعلام آتش‌سوزی کنند؛ زیرا از دیدن سازمان‌ها و تجهیزات و پرسنل آتش‌نشانی لذت می‌برند. گاهی آتش‌سوزی تعمدی نیز ایجاد می‌کنند و با اداره آتش‌نشانی تماس می‌گیرند.

این افراد هنگامی که جایی را آتش می‌زنند، احساس لذت یا کاهش تنش می‌کنند. البته افراد مبتلا به این اختلال برای انتقام و ابراز خشم خود در برابر ناکامی‌ها، دست به این کار نمی‌زنند بلکه از لحاظ روان‌شناختی بیمار هستند. آنها نسبت به پیامدهای آتش‌سوزی و از بین رفتن اموال دیگران و خسارتی که به آنها وارد می‌شود، کاملا بی‌تفاوت هستند و حتی ممکن است از این اتفاق احساس رضایت کنند. این اختلال یک مشکل عمده در نوجوانان و بزرگسالان است و در پسرها بیشتر از دخترها به چشم می‌خورد و تقریبا نیمی از افراد مبتلا، نوجوان هستند.

ایجاد حریق در دوره کودکی نادر است، اما تحقیقات نشان می‌دهد جنون آتش‌افروزی ممکن است در دوران کودکی آغاز ‌شود. ایجاد حریق در این اختلال به صورت دوره‌ای رخ می‌دهد و تناوب حملات آن کم و زیاد شود. این اختلال از آتش افروختن برای کنجکاوی یا آزمایش جدا و مقوله‌ای کاملا متفاوت است. برای بهبود این اختلال از درمان‌های ترکیبی، هم دارودرمانی و هم درمان‌های روان‌شناختی و نگرشی استفاده می‌شود. این افراد معمولا رفتار خود را انکار می‌کنند و به این دلیل روند درمان بسیار کند می‌شود. عمده مداخلات روان‌شناختی شامل درمان‌های شناختی، رفتاری و روانکاوی است. در روانکاوی به ریشه‌های بروز این اختلال از گذشته تا امروز پرداخته می‌شود.

احساس حقارت جسمانی و اجتماعی جزو موارد ریشه‌ای در این اختلال است و چنانچه در روند درمان فرد هم تخلیه روانی شود و هم از ریشه‌های اختلال خود آگاهی یابد، پس از آن درمان‌های شناختی و تغییر نگرش کاربرد موثری دارند. در این سبک درمانی لازم است تا فرد بیاموزد که زمانی که دچار تنش می‌شود یا هیجانی به او دست می‌دهد، چگونه راهی برای کنترل تکانه‌های خود بیابد و از راه‌های جایگزین استفاده کند.

دکتر مهرنوش دارینی / روان‌شناس و مشاور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها