این وضعیت قابل تحمل نبود، لذا مخالفت با حضور کادر مستشاری ایالت متحده در ایران روز به روز اوج می گرفت و این نارضایتی بویژه میان ارتشیان روبه گسترش بود. یک گزارش دیگر ساواک حاکی است.
«بین افسران ارتش نسبت به مستشاران امریکایی عصبانیت به وجود آمده و در محافل ارتشی صحبت از این است که رئیس هیات مستشاران امریکایی در اقدسیه ، ضمن کنفرانسی به مردم و ارتش ایران توهین کرده است.
در مجالس و محافل مختلف می گویند دولت آینده باید از پرداخت اقساط وام امریکایی ها که یکی از ارقام مهم کسر بودجه را تشکیل می دهد، خودداری کند و همان طور که مشاورین امریکایی در سازمان برنامه عامل اصلی میلیاردها ریال حیف و میل می باشند، دولت هم باید پرداخت اقساط وام امریکایی ها را موکول به گشایش امور مالی ایران نماید.»
4
از سوی دیگر بتدریج مخالفت ها از درجه داران و افسران جزئ فراتر رفته و افسران ارشد را نیز در بر می گرفت. در ایام تصویب لایحه مذکوردر مجلس سنا یک ساواکی چنین گزارش می دهد: ساعت 10 صبح روز چهارشنبه 21/5/43 در اتاق سرگرد شهیدی ، معاون آجودانی شهربانی کل بودم.
یک نفر سرهنگ دوم گویا رئیس شهربانی یزد بود به مرخصی آمده و از موضوعی ناراحت بوده ، بلندبلند فریاد می کرد که کی از شر این مستشاران خلاص می شویم و این مملکت از خر تو خری خارج می شود.
ضمنا این اطلاعیه حاکی است که روز پنجشنبه 22/5/43 نیز در کلانتری 3 قلهک که دو نفر سروان و یک نفر شخصی حضور داشت که رئیس کلانتری با پلیس تهران تماس گرفت و با ناراحتی جواب داد: خدا کند هر چه زودتر مستشاران از این مملکت بروند، من که نمی توانم برای هر گروهبان امریکایی یک نفر پلیس بگمارم.
5
و کار به جایی رسید که این احساسات غیردوستانه برای امریکاییان نیز محسوس بود لذا در مهرماه 42 ساواک چنین گزارش می دهد: «مارتین» یکی از اعضای هیات مستشاری امریکایی اظهار داشته: اخیرا بنابر آنچه که استنباط می شود، برخی از ارتشی ها نسبت به هیات مستشاری امریکایی در ارتش احساسات بدبینانه ای پیدا کرده اند و به افراد این هیات به چشم میهمانان ناخوانده و مزاحمی نگاه می کنند و به قرار مشهور، اظهارات تیمسار ارتشبد {عبدالله} هدایت در دادگاه که جنبه تبلیغات ضدامریکایی پیدا کرده است ، منشا بروز این احساسات غیردوستانه گردیده است.
نتیجتا این امر موجب نارضایتی و ناراحتی افراد عضو این هیات شده و از عواقب ادامه این چنین احساساتی ابراز نگرانی می کنند.
6
هیچ استبعادی ندارد که موج نفرت و احساسات منفی علیه مستشاران امریکایی و ترس ایالات متحده از غلیان این احساسات و ایراد خسارت سنگین به هیات مستشاری آنان در ایران موجب تعجیل در اخذ امتیاز کاپیتولاسیون شده باشد.
بتدریج مخالفت ها از درون پادگان ها خارج شد و به مردم عادی سرایت کرد. بروز این تقابل را جای جای در گزارش های ساواک می توان مشاهده کرد: در لیله دوشنبه
1/3/46 در خیابان باغ ارم شیراز، که محل سکونت تعدادی از مستشاران نظامی امریکایی است ، چند نفر از دانش آموزانی که در آن حدود مشغول درس خواندن بوده اند به اتومبیل یکی از مستشاران امریکایی که در کنار خیابان متوقف بوده ، نزدیک می شوند و با وسایلی قفل درب اتومبیل را باز نموده و نامه ای که مضمون آن به قرار زیر است و فتوکپی آن به پیوست تقدیم می گردد، در اتومبیل می گذارند.
«دشمن خود خواه! من و تمام ایرانیان از شما، کشور شما، سیاست شما و رئیس جمهور شما متنفریم. ما از اقدامات و کارهای شما در این مملکت بیزاریم. مردم ایران بالاخره همه شما را از این مملکت بیرون خواهند کرد و از شما انتقام خواهند گرفت. به امید به دست آمدن فرصت.»
مستشاری که اتومبیل خود را در کنار خیابان پارک {کرده بود} هنگامی که می خواسته درب اتومبیل را باز نموده و سوار شود، به علت خرابی قفل ، موفق به باز کردن درب اتومبیل نمی شود.
آن را به همان حال رها نموده و صبح روز بعد هنگامی که با وسایلی درب اتومبیل را باز می نماید، نامه مزبور را مشاهده می نماید.
7
یک گزارش دیگر حاکی است که در سال 1347 بر چسبی در داخل اتومبیل مستشاری ارتش امریکا قرار گرفته و روی آن نوشته شده است : ("Yankee Go to Your Home" یانکی به خانه ات برو)
8
و در شعار دیگری نوشته شده بود (یانکی به خانه ات برو، نه سگ می خواهیم ، نه امریکایی)
9
در سالهای بعد مخالفت ها جنبه فیزیکی پیدا کرد و ترورهای امریکاییان و بمبگذاری در مراکز تجمع آنها ترس زیادی را در آنان ایجاد کرد.
لذا کمیته ای به عنوان «کمیته هماهنگی حفاظت» تحت نظر رئیس ساواک تشکیل شد تا بر محافظت از آنها بیفزاید و تدابیر دیگری نیز اتخاذ شد. پلاک و رنگ خودروهای آنها تغییر یافت.
دولت ایران کوشید مستشاران را به صورت دسته جمعی اسکان دهد و سرویس های آنان را مورد حفاظت قرار دهد و اقدامات مختلف دیگری نیز سامان یافت.
انقلاب امریکاییان را جارو می کند
با آغاز دوران فینال انقلاب اسلامی از سال 1356 به بعد مخالفت های مردمی با حضور امریکاییان در ایران شتاب فزاینده ای یافت و این امر در شعارهای مختلف مردمی جلوه گر شد: پیروزی نهایی ، اخراج امریکایی / ارتش امریکایی ، نابود باید گردد / و...
در این شرایط تهدید به قتل امریکاییان فزونی یافت و از آنها خواسته می شد هر چه زودتر به همراه اعضای خانواده خود ایران را ترک کنند.
22 مرداد 57 انفجار در رستوران خوانسالار تهران باعث زخمی شدن 10 امریکایی شد. 17 آبان 57 نیز در نزدیکی خانه شاه به 3 خانه امریکاییان مقیم ایران حمله شد و 17آذر موسسات امریکایی در اصفهان به آتش کشیده شد.
استمپل از اعضای سفارت امریکا که خود شاهد رخدادهای انقلاب ایران بود می گوید: با پایان یافتن ماه نوامبر (آذر) صدها تن از امریکاییان زیر در خانه های خود یا زیر برف پاک کن اتومبیل های خود، یادداشت هایی دیدند که نوشته شده بود: مرگ بر امپریالیسم امریکا.
اگر از ایران نروی ، تو و خانواده تو را خواهیم کشت یا اتومبیل و خانه ات را منفجر خواهیم کرد. این پیام را به تمام دوستان امریکایی خود برسان.
سوم دیماه یک خودروی سفارت در مقابل سفارتخانه توسط مردم به آتش کشیده شد
10
و کار به جایی رسید که ژنرال هایزر معاون فرماندهی ناتو که به تهران آمده بود در خاطرات روز هفتم بهمن 57خود می نویسد که روی خطوط مخابرات نظامی 2 تلفن (تهدید به مرگ) داشته است.
او از این حیرت زده است که چگونه مخالفان به خطوط ارتباط نظامی امریکایی ها دسترسی پیدا کرده اند، زیرا تا قبل از آن ، تهدیدها فقط از طریق خطوط عادی دفتر دریافت می شد.
11
خروج امریکایی ها
در این شرایط مقامات غربی بویژه امریکایی ناچار به تخلیه مستشاران خود از ایران شدند. در آبان ماه وابستگان مقاطعه کاران غیردولتی و صاحبان مشاغل آزاد ایران را ترک کردند.
12
با آتش زدن چند موسسه امریکایی در روز 13 آبان 57 خروج آنها شدت گرفت
13
و مدارس امریکایی در ایران قبل از کریسمس تعطیل شد تا امکان مسافرت خانواده های آنها فراهم شود.
14
در اوایل دیماه 57 حتی خانم مری سولیوان همسر سفیر نیز ایران را ترک گفته بود.
15
بین روزهای 11تا 22بهمن حدود 12هزار امریکایی از تهران رفتند.
16
پس از پیروزی انقلاب از حدود 40تا 50هزار امریکایی فقط 7هزار نفر
17
باقی مانده بودند که تا 19 اسفند ماه آخرین گروه آنها نیز خارج شدند و در این تاریخ فقط 80کارمند رسمی امریکایی شامل 20تفنگدار و 30تن از هیات مستشاران نظامی در ایران باقی مانده بودند.
18
پانوشت ها:
1-مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی: 463، شماره سند: 72
2- مستشاران امریکایی در ایران ، زینب احیایی ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، صص 83-84.
3-مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی: 263، شماره های سند: 233-234.
4-همان ، ش بازیابی 263، ش سند: 253.
5-همان ، ش بازیابی 263، ش سند: 236
6-همان ، ش بازیابی 263، ش سند: 241
7-همان ، ش بازیابی 263، ش سند: 96.
8-همان ، ش بازیابی 263، ش سند:67
9-همان، ش سند، 68.
10-استمپل ، درون انقلاب ایران ، ص 190.
11-هایزر، ماموریت در ایران، ص 222.
12-استمپل، پیشین، صص 197 - 198.
13-ویلیام سولیوان و آنتونی پارسونز، خاطرات دو سفیر، ص 191.
14-سولیوان، ماموریت در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران، انتشارات هفته، 1361، ص 191.
15-استمپل، ص 224.
16-زینب احیایی، مستشاران امریکایی در ایران، پیشین، ص 114.
17-اطلاعات ، 15784 (24بهمن57).
18-استمپل ،پیشین ،ص 269
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دکتر محمد هادی همایون | استاد دانشگاه
دکتر فواد ایزدی/کارشناس ارشد مسائل آمریکا
محمد قادری/ کارشناس مسائل راهبردی
نیما نکیسا در گفتوگو با جام جم آنلاین: