پشت پرده کاپیتولاسیون

اعطای امتیاز حق قضاوت کنسولی یا کاپیتولاسیون به مستشاران امریکایی در 21 مهر 1343 پیامدهای بسیاری برای کشورمان به همراه داشت که از یک سو آنچه به رژیم پهلوی و امریکا بازمی گشت، شوم و پلشت بود
کد خبر: ۷۷۳۸۵
و از دیگر سو آنچه به مردم ایران رجوع داشت ، شور و حماسه و مقاومت شمرده می شد.
جانمایه این امتیاز ننگین را فقط از دریچه واقعیت و شواهدی که در دست است می توان اندکی دریافت لذا مقاله زیر، پیامدهای عملی این امتیاز و نمونه های عینی را از جهات و زوایای گوناگون به نقل از گزارشهای ساواک بررسی می کند.
پس از کودتای امریکایی انگلیسی 28مرداد، نفوذ غرب و بویژه امریکا در ایران روبه گسترش نهاد. جلوه عملی این امر، افزایش روز افزون مستشاران امریکایی بود.
که در مستشاری ایالات متحده به طور عمده در امور نظامی تمرکز داشت ، زیرا با خریدهای سرسام آور تسلیحاتی ایران از امریکا، کارشناسان ایالات متحده با تخصصهای گوناگون برای آموزش نحوه به کارگیری وسایل خریداری شده به ایران آمدند و البته اعضای خانواده را نیز همراه خود آوردند.


امکانات ویژه
هیات مستشاری از امکانات ویژه ای در ایران برخوردار بود. حقوقهای گزاف ، اقامتگاه های مدرن و راحت در مناطق خوش آب و هوا با اجاره های سنگین ، خودروی اختصاصی ، امکان بهره گیری از هتلهای مدرن و رستوران های لوکس ، سرویس های عمومی برای ایاب و ذهاب و شرکت در میهمانی های پرهزینه مسوولان کشور و... امکان بهره گیری از یک زندگی ایده آل را برای ایشان فراهم می آورد.
وابستگی روز افزون ارتش ایران به سلاح ، مهمات و تجهیزات امریکایی ، موجبات اقتدار روز افزون آنان را فراهم می ساخت.
اعطای کاپیتولاسیون ، قدرت آنها را صد چندان کرد و چنان وضعی پیش آمد که هیچ قدرتی در ایران یارای رویارویی با آنها را نداشت. این کارشناسان در همه دستگاه ها حضور فعال داشتند و بر ارتش ، ساواک ، وزارتخانه ها و... اعمال نفوذ می کردند.


توهین به امیران ارتش شاهنشاهی
آنان چنان پشتوانه محکمی داشتند که حتی به امیران ارتش ایران نیز توهین می کردند. در این زمینه یک گزارش ساواک آذربایجان شرقی به تهران در مرداد 47 خواندنی است: «سرهنگ ویترون مستشار نظامی امریکا در ایران که مرتبا برای انجام ماموریت به تبریز می آید، در یک ملاقات دوستانه با فرمانده لشکر تبریز در مورد امرای ارتش ایران اظهار می نماید که مغز یک الاغ از مغز تیمسار {بهرام} آریانا بهتر است و فرمانده ارتش یکم نیز قادر به اداره کردن گماشته خود و یا یک دسته سرباز نمی باشد و... این جملات را به رئیس رکن 3 می گوید که ترجمه نماید، ولی ایشان از ترجمه آن خودداری و سرهنگ مزبور، مترجم خود را که در بیرون اتاق بود، احضار {کرده} و می گوید: این جملات را ترجمه کن که ایشان نیز ناراحت شده و به ناچار ترجمه می نماید.
ضمنا در خاتمه اظهار می دارد که من این مطلب را بعد از پایان ماموریت خود به استحضار شاهنشاه آریامهر خواهم رساند.» 1
سران ارتش شاهنشاهی نیز در مقابل برخورد اهانت بار آنها واکنشی نشان نمی دادند زیرا احتمال اعتراض پرسنل نظامی را به همراه داشت که این امر به توبیخ آنها می انجامید.


تخصص نداشتن امریکایی ها
و این ترکتازی و بی ادبی در حالی از جانب مستشاران امریکایی صورت می گیرد که بعضی از آنها از حداقل تخصص و تجربه لازم برخوردار نبوده و از مشاغل دون پایه و غیرمرتبط در امریکا ناگهان به مستشاری در ایران رسیده بودند و حین ماموریت به یادگیری نیز مبادرت می ورزیدند.
گزارشی که در پی می آید، یک نمونه از این موارد را در شرکت «هلیکوپترسازی بل» بازگو می کند: «عموما افرادی که از طریق شرکت بل به عنوان مهندس و متخصص به ایران اعزام گردیده اند با توجه به گفتار بعضی از خود آنها بسته بند، انباردار، متصدی پست {بودند} و یا مشاغل پایینی در امریکا داشته {اما} به عنوان متخصص ، مهندس و کارشناس در این شرکت هستند و همچنین معلمان که به عنوان آموزش دهنده به ایران آورده اند غالبا بیسواد، بدون تخصص و گاهی اوقات مشاغلی مثل رانندگی ، مسوول پمپ بنزین ، کارگر مکانیک ، کارگر ریخته گری و غیره بوده اند که به عنوان استاد زبان انگلیسی و یا متخصص با حقوق های سرسام آور و تسهیلات زندگی فراوان استخدام شده و مشغول هستند.
بسیار اتفاق افتاده است که پرسنل ایرانی به امریکاییان و به اصطلاح متخصصان بل ، کارآموزی کرده اند و امریکاییان پس از این که از ایرانیان کار یاد گرفته اند، سرپرست و رئیس قسمت شده اند و ایرانیان در همان مشاغل معمولی در جا زده اند. 2


کتک زدن افسر شهربانی
امتیاز کاپیتولاسیون چنان قدرتی به امریکاییان بخشیده بود که آنها حتی در حال مستی مبادرت به ضرب و شتم افسران ایرانی نیز می کردند.
این داستان تلخ را یک رادیو مخالف رژیم ایران در اولین ماههای اعطای حق قضاوت کنسولی پخش کرد و ساواک آن را در گزارش های خود این گونه ثبت نمود: یک افسر شهربانی برای انجام وظیفه جلو {ی} اتومبیل او را گرفت.
مستشار نظامی امریکایی در این اتومبیل ، مست لایعقل پشت رل نشسته و یک کارگر ساختمان ایرانی را زیر گرفته بود. افسر شهربانی جلو {ی} وی را گرفت، تا طبق قانون به کلانتری جلب نماید.
رفتار افسر ایرانی برای امریکایی {ای} که خود را صاحب مملکت ما می داند، گران تمام شده ، از ماشین پیاده شد و افسر ایرانی را کتک زد.
مردم به کمک افسر ایرانی شتافتند و بالاخره امریکایی قلدر توقیف شد و مقامات دولت ایران فورا وی را تحویل اداره مستشاری نظامی امریکا دادند، تا آنجا به اصطلاح مجازات شود.... {در} آنجا برای خالی نبودن عریضه از او پرسیدند که چرا افسر ایرانی را کتک زده است.
وی در جواب این سوال به عذر بدتر از گناه متوسل شد و گفت : «من نمی دانستم که وی افسر است وگرنه در مجازاتش تخفیف می دادم.»
جالب این که {ه} مین عذر بدتر از گناه به نظر اداره مستشاری امریکایی ، قانع کننده آمد و امریکایی با توصیه این که از این پس بیشتر مواظب رفتار خود باشد، آزاد شد. 3


آغاز مخالفت ها
این وضعیت قابل تحمل نبود، لذا مخالفت با حضور کادر مستشاری ایالت متحده در ایران روز به روز اوج می گرفت و این نارضایتی بویژه میان ارتشیان روبه گسترش بود. یک گزارش دیگر ساواک حاکی است.
«بین افسران ارتش نسبت به مستشاران امریکایی عصبانیت به وجود آمده و در محافل ارتشی صحبت از این است که رئیس هیات مستشاران امریکایی در اقدسیه ، ضمن کنفرانسی به مردم و ارتش ایران توهین کرده است.
در مجالس و محافل مختلف می گویند دولت آینده باید از پرداخت اقساط وام امریکایی ها که یکی از ارقام مهم کسر بودجه را تشکیل می دهد، خودداری کند و همان طور که مشاورین امریکایی در سازمان برنامه عامل اصلی میلیاردها ریال حیف و میل می باشند، دولت هم باید پرداخت اقساط وام امریکایی ها را موکول به گشایش امور مالی ایران نماید.» 4
از سوی دیگر بتدریج مخالفت ها از درجه داران و افسران جزئ فراتر رفته و افسران ارشد را نیز در بر می گرفت. در ایام تصویب لایحه مذکوردر مجلس سنا یک ساواکی چنین گزارش می دهد: ساعت 10 صبح روز چهارشنبه 21/5/43 در اتاق سرگرد شهیدی ، معاون آجودانی شهربانی کل بودم.
یک نفر سرهنگ دوم گویا رئیس شهربانی یزد بود به مرخصی آمده و از موضوعی ناراحت بوده ، بلندبلند فریاد می کرد که کی از شر این مستشاران خلاص می شویم و این مملکت از خر تو خری خارج می شود.
ضمنا این اطلاعیه حاکی است که روز پنجشنبه 22/5/43 نیز در کلانتری 3 قلهک که دو نفر سروان و یک نفر شخصی حضور داشت که رئیس کلانتری با پلیس تهران تماس گرفت و با ناراحتی جواب داد: خدا کند هر چه زودتر مستشاران از این مملکت بروند، من که نمی توانم برای هر گروهبان امریکایی یک نفر پلیس بگمارم. 5 و کار به جایی رسید که این احساسات غیردوستانه برای امریکاییان نیز محسوس بود لذا در مهرماه 42 ساواک چنین گزارش می دهد: «مارتین» یکی از اعضای هیات مستشاری امریکایی اظهار داشته: اخیرا بنابر آنچه که استنباط می شود، برخی از ارتشی ها نسبت به هیات مستشاری امریکایی در ارتش احساسات بدبینانه ای پیدا کرده اند و به افراد این هیات به چشم میهمانان ناخوانده و مزاحمی نگاه می کنند و به قرار مشهور، اظهارات تیمسار ارتشبد {عبدالله} هدایت در دادگاه که جنبه تبلیغات ضدامریکایی پیدا کرده است ، منشا بروز این احساسات غیردوستانه گردیده است.
نتیجتا این امر موجب نارضایتی و ناراحتی افراد عضو این هیات شده و از عواقب ادامه این چنین احساساتی ابراز نگرانی می کنند. 6
هیچ استبعادی ندارد که موج نفرت و احساسات منفی علیه مستشاران امریکایی و ترس ایالات متحده از غلیان این احساسات و ایراد خسارت سنگین به هیات مستشاری آنان در ایران موجب تعجیل در اخذ امتیاز کاپیتولاسیون شده باشد.
بتدریج مخالفت ها از درون پادگان ها خارج شد و به مردم عادی سرایت کرد. بروز این تقابل را جای جای در گزارش های ساواک می توان مشاهده کرد: در لیله دوشنبه 1/3/46 در خیابان باغ ارم شیراز، که محل سکونت تعدادی از مستشاران نظامی امریکایی است ، چند نفر از دانش آموزانی که در آن حدود مشغول درس خواندن بوده اند به اتومبیل یکی از مستشاران امریکایی که در کنار خیابان متوقف بوده ، نزدیک می شوند و با وسایلی قفل درب اتومبیل را باز نموده و نامه ای که مضمون آن به قرار زیر است و فتوکپی آن به پیوست تقدیم می گردد، در اتومبیل می گذارند.
«دشمن خود خواه! من و تمام ایرانیان از شما، کشور شما، سیاست شما و رئیس جمهور شما متنفریم. ما از اقدامات و کارهای شما در این مملکت بیزاریم. مردم ایران بالاخره همه شما را از این مملکت بیرون خواهند کرد و از شما انتقام خواهند گرفت. به امید به دست آمدن فرصت.»
مستشاری که اتومبیل خود را در کنار خیابان پارک {کرده بود} هنگامی که می خواسته درب اتومبیل را باز نموده و سوار شود، به علت خرابی قفل ، موفق به باز کردن درب اتومبیل نمی شود.
آن را به همان حال رها نموده و صبح روز بعد هنگامی که با وسایلی درب اتومبیل را باز می نماید، نامه مزبور را مشاهده می نماید. 7
یک گزارش دیگر حاکی است که در سال 1347 بر چسبی در داخل اتومبیل مستشاری ارتش امریکا قرار گرفته و روی آن نوشته شده است : ("Yankee Go to Your Home" یانکی به خانه ات برو) 8 و در شعار دیگری نوشته شده بود (یانکی به خانه ات برو، نه سگ می خواهیم ، نه امریکایی) 9 در سالهای بعد مخالفت ها جنبه فیزیکی پیدا کرد و ترورهای امریکاییان و بمبگذاری در مراکز تجمع آنها ترس زیادی را در آنان ایجاد کرد.
لذا کمیته ای به عنوان «کمیته هماهنگی حفاظت» تحت نظر رئیس ساواک تشکیل شد تا بر محافظت از آنها بیفزاید و تدابیر دیگری نیز اتخاذ شد. پلاک و رنگ خودروهای آنها تغییر یافت.
دولت ایران کوشید مستشاران را به صورت دسته جمعی اسکان دهد و سرویس های آنان را مورد حفاظت قرار دهد و اقدامات مختلف دیگری نیز سامان یافت.


انقلاب امریکاییان را جارو می کند
با آغاز دوران فینال انقلاب اسلامی از سال 1356 به بعد مخالفت های مردمی با حضور امریکاییان در ایران شتاب فزاینده ای یافت و این امر در شعارهای مختلف مردمی جلوه گر شد: پیروزی نهایی ، اخراج امریکایی / ارتش امریکایی ، نابود باید گردد / و...
در این شرایط تهدید به قتل امریکاییان فزونی یافت و از آنها خواسته می شد هر چه زودتر به همراه اعضای خانواده خود ایران را ترک کنند.
22 مرداد 57 انفجار در رستوران خوانسالار تهران باعث زخمی شدن 10 امریکایی شد. 17 آبان 57 نیز در نزدیکی خانه شاه به 3 خانه امریکاییان مقیم ایران حمله شد و 17آذر موسسات امریکایی در اصفهان به آتش کشیده شد.
استمپل از اعضای سفارت امریکا که خود شاهد رخدادهای انقلاب ایران بود می گوید: با پایان یافتن ماه نوامبر (آذر) صدها تن از امریکاییان زیر در خانه های خود یا زیر برف پاک کن اتومبیل های خود، یادداشت هایی دیدند که نوشته شده بود: مرگ بر امپریالیسم امریکا.
اگر از ایران نروی ، تو و خانواده تو را خواهیم کشت یا اتومبیل و خانه ات را منفجر خواهیم کرد. این پیام را به تمام دوستان امریکایی خود برسان.
سوم دیماه یک خودروی سفارت در مقابل سفارتخانه توسط مردم به آتش کشیده شد 10 و کار به جایی رسید که ژنرال هایزر معاون فرماندهی ناتو که به تهران آمده بود در خاطرات روز هفتم بهمن 57خود می نویسد که روی خطوط مخابرات نظامی 2 تلفن (تهدید به مرگ) داشته است.
او از این حیرت زده است که چگونه مخالفان به خطوط ارتباط نظامی امریکایی ها دسترسی پیدا کرده اند، زیرا تا قبل از آن ، تهدیدها فقط از طریق خطوط عادی دفتر دریافت می شد. 11


خروج امریکایی ها
در این شرایط مقامات غربی بویژه امریکایی ناچار به تخلیه مستشاران خود از ایران شدند. در آبان ماه وابستگان مقاطعه کاران غیردولتی و صاحبان مشاغل آزاد ایران را ترک کردند. 12
با آتش زدن چند موسسه امریکایی در روز 13 آبان 57 خروج آنها شدت گرفت 13 و مدارس امریکایی در ایران قبل از کریسمس تعطیل شد تا امکان مسافرت خانواده های آنها فراهم شود. 14
در اوایل دیماه 57 حتی خانم مری سولیوان همسر سفیر نیز ایران را ترک گفته بود. 15
بین روزهای 11تا 22بهمن حدود 12هزار امریکایی از تهران رفتند. 16
پس از پیروزی انقلاب از حدود 40تا 50هزار امریکایی فقط 7هزار نفر 17 باقی مانده بودند که تا 19 اسفند ماه آخرین گروه آنها نیز خارج شدند و در این تاریخ فقط 80کارمند رسمی امریکایی شامل 20تفنگدار و 30تن از هیات مستشاران نظامی در ایران باقی مانده بودند. 18

پانوشت ها:
1-مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی: 463، شماره سند: 72
2- مستشاران امریکایی در ایران ، زینب احیایی ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، صص 83-84.
3-مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی: 263، شماره های سند: 233-234.
4-همان ، ش بازیابی 263، ش سند: 253.
5-همان ، ش بازیابی 263، ش سند: 236
6-همان ، ش بازیابی 263، ش سند: 241
7-همان ، ش بازیابی 263، ش سند: 96.
8-همان ، ش بازیابی 263، ش سند:67
9-همان، ش سند، 68.
10-استمپل ، درون انقلاب ایران ، ص 190. 11-هایزر، ماموریت در ایران، ص 222.
12-استمپل، پیشین، صص 197 - 198.
13-ویلیام سولیوان و آنتونی پارسونز، خاطرات دو سفیر، ص 191.
14-سولیوان، ماموریت در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران، انتشارات هفته، 1361، ص 191.
15-استمپل، ص 224.
16-زینب احیایی، مستشاران امریکایی در ایران، پیشین، ص 114.
17-اطلاعات ، 15784 (24بهمن57).
18-استمپل ،پیشین ،ص 269

حسین نوری
nouri@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها