پریسا عباسی نظری مهمان روزنامه بود، دختری پنج ساله که سواد خواندن و نوشتن داشت، مثل نوشیدن یک جرعه آب جمع و تفریق میکرد، قرآن میخواند و با مهارتی خاص به کلمات، پیچ و تاب نستعلیق میداد. کوچکترین عضو انجمن خوشنویسان ایران آمده بود تا از پس مهارت انگشتانش، راوی قصه کودکانی تیزهوش باشد که تا به سن مدرسه برسند، بار هوش خدادادیشان را به تنهایی به دوش میکشند و گاهی این هوش میشود وبال گردنشان.
در نظام آموزشی ایران جایی برای تحصیل زودهنگام کودکان تیزهوش یا فضایی برای بارور شدن این استعدادها یا مکانی برای پاسخ به عطش سیریناپذیر آنها برای یادگیری وجود ندارد و پریسا آمده بود اینها را بگوید، اما تیزهوشی، دو بال برای پرواز است، این کودکان هر طور شده موانع را کنار میزنند و میپرند چون امیدوارند و شور زندگی دارند.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)