گوشه سمت راست اتاق

برای بیشتر ما، یکی از بدترین عذابهای زندگی جمع کردن حواس روی یک کار خاص است. نیم ساعت مطالعه عمیق ، انجام کاری با تمرکز کامل ، شده یکی از حسرتهای زندگی ما.
کد خبر: ۷۷۳۷۹
این ناتوانی در ماه رمضان سخت تر است ؛ ماهی که بناست فرصتی باشد برای مراقبه و توجه عمیق به خود. در واقعیت آنچه هست ، همان تلاشهای روزانه ، همان دلمشغولی های همیشگی به اضافه کمی بدخوابی و گرسنگی و تشنگی و ضعف است و حضور قلب که می گویند شرط کمال عبادت است در این میانه گم است.
ظاهرا کار زیادی هم نمی شود کرد. زندگی که ماه رمضان تعطیل نمی شود. ماه رمضان هست با سکوت سحرها و ربنای دم افطارش.
ما هم هستیم در محاصره صداها، تلویزیون ، زولبیای سر سفره و صفهای طویل نان و آش و حلیم. چطور می شود انتظار داشت پس از یک روز شلوغ پر از گرفتاری های جورواجور و خستگی همیشگی ، ناگهان وسط همه سروصداها و مشغله های کوچک و بزرگ آدم 10دقیقه حواسش را جمع جمع کند؛ نمی شود. ذهن آدمیزاد وقت می خواهد.
فراغت و خلوتی تا خودش را آماده کند که توانایی اش را برای تمرکز گرفتن دوباره به دست بیاورد. گرفتاری ها را نمی شود کم کرد، اما می شود راههایی برای آرام و آماده کردن ذهن پیدا کرد.
یکی از این راهها و شاید موثرترین آن ، طولانی تر کردن مقدمات است. برای انجام هر کاری که احتیاج به تمرکز داشته باشد، چه مطالعه باشد چه نماز خواندن یا خط نوشتن یا هر کار دیگری ، انجام مقدمات یکنواخت که همیشه تکرار شوند، تاثیر فوق العاده ای بر بالا رفتن میزان تمرکز ما دارد.
مرتب کردن مکان مطالعه ، عوض کردن لباس برای نماز خواندن (مثل قدیمی ها که عبا روی دوش می انداختند یا لباس ساده سفیدی مخصوص نماز داشتند)، آرام وضو گرفتن ، مسواک زدن و استفاده از عطر، همه کمک می کنند تا ذهن کم کم با دلمشغولی هایش فاصله بگیرد و آماده انجام یک کار خاص شود.
موضوع بعد انتخاب یک مکان برای انجام کار ذهنی (مطالعه ، مراقبه یا نماز) است. بیشتر عرفا معتقد بودند هر مکان تاثیر خاصی بر ذهن و روح ما می گذارد. باید هر گوشه را امتحان کرد تا جایی را که با روح ما هماهنگ است ، پیدا کنیم.
حتما گوشه ای از خانه یا حیاط هست که آنجا احساس آرامش و تمرکز داریم. پس همان گوشه مال ماست ، جای ما است با تکرار کاری که در نظر داریم در مکان واحد. در واقع تاثیر آن مکان را بر تمرکز خودمان زیادتر می کنیم.
هر چه بیشتر در گوشه ای مطالعه کرده باشیم ، نماز خوانده باشیم یا در سکوت فکر کرده باشیم ، آن مکان بیشتر برای آن کار به ما کمک خواهد کرد.
انگار بخشی از انرژی ما را ذخیره می کند و دوباره به خودمان برمی گرداند. مکان آشنا، ما را به یاد کاری که همواره آنجا انجام داده ایم ، می اندازد و ذهن ما را به آن نزدیک می کند.
یکی از دلایل ساخت محراب شخصی در خانه ها نیز ایجاد مکان واحد برای عبادت بوده است. مطالعه در کتابخانه و نماز خواندن در مسجد شاهد خوبی است. معمولا در کتابخانه با حواس جمع تری مطالعه می کنیم و در مسجد با حضور قلب زیادتری نماز می خوانیم.
شاید یکی از دلایلی که اول وقت خواندن نماز این اندازه سفارش شده ، پیوستن به انرژی جمع است. در یک ساعت خاص ، عده زیادی یک کار واحد انجام می دهند، یک ذکر واحد را می خوانند و حرکتهایی مثل هم انجام می دهند.
مسلما این انرژی همگانی از میان نمی رود، محو و بی تاثیر نمی شود، هست و در فضا جریان دارد. پیوستن به این نیروی در حال سیلان جمعی یقینا به ما کمک می کند تا آن کار واحد را به شکل بهتری انجام دهیم.
درویش های مولویه هنوز هم در سماع دستهایشان را باز می کنند. کف یکی از دستها را به سمت آسمان می گیرند و با گذاشتن یک پا روی پای دیگر به آرامی می چرخند. گاهی هیچ آهنگی نیست ، اما حرکات آنها به شکل آهنگینی موزون است. می گویند.
از زمان مولانا چنین بوده است که او گاهی بی آهنگ تار یا حتی ضرب چکش زرگر، ساعتها می چرخیده است و می گفته به صوت آسمان می رقصم.
امروز منجمان می گویند گردش ستارگان عالم موسیقی خاص و روشنی را ایجاد می کند. جهان پشت سر و صدای ماشین ، پشت آژیر آمبولانس ها، گریه بچه های خیابانی ، موزیک بلند ماشین های در حال گذر، پشت صدای دعوا، تلویزیون ، قهقهه خنده ؛ موسیقی آرام ، هماهنگ و زیبایی خودش را می نوازد.
ما در محاصره صداها آن را نمی شنویم. حتی باور هم نمی کنیم. اگر چه فرقی نمی کند. آن موسیقی هزاران سال است که نواخته می شود و خواهد شد اما فرصت ما برای شنیدنش خیلی کم است. شاید به اندازه همان 10دقیقه ای که در خلوت گوشه اتاق ، روبه روی مهرمان می نشینیم.

مرجان فولادوند
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها