باران

عاشقی

تو لیلی باشی، من مجنونت می‌شوم. شیدایت می‌شوم و سر به بیابان می‌گذارم. شیرینم باشی، فرهادت می‌شوم. تیشه بر دوش راهی کوه می‌شوم و تندیست را می‌تراشم. منیژه باشی، بیژن‌ات می‌شوم. دل به عشقت می‌سپارم. تهمینه باشی، رستمت خواهم شد. رودابه باشی؛ زال می‌شوم. زهره بشوی، منوچهرت می‌شوم.
کد خبر: ۷۷۳۷۶۴

تو هرکه باشی، هرکجا که باشی، من یک سوی این داستان عاشقانه‌ام! من عاشقانه دوستت دارم. تو نیمه حقیقی منی. هم او که زندگی‌ام، دینم و خانواده‌ام با او تکمیل می‌شود. هم او که فردیت مرا به زوجیت مبدل می‌سازد و هم راه و هم قدم و هم نفسم خواهد بود. همسر! یعنی همه چیزمان باهم؛ در کنار هم... اگر خوبی و خوشی و شادکامی است؛ در کنار هم از آن لذت خواهیم برد و اگر تلخی و گهگاه شکست و فراق و ناکامی ا‌ست؛ هم چنان باهم خواهیم ماند و چونان دژی محکم در برابر سختی‌ها و ناملایمات زندگانی، ایستادگی خواهیم کرد.

می‌دانی؟ پای عشق که در میان باشد، گذشت هم خواهد آمد.

همدلی نیز می‌آید و من می‌دانم پای دوست داشتن که در میان باشد، جاده زندگی در کنار تو انتها نخواهد داشت. دست‌های همدیگر را می‌گیریم و در مسیر زندگی هم قدم می‌شویم و یادمان نمی‌رود که همیشه حواسمان به آسمان باشد.

حوریه فضلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها