عجایب زندگی

عنوان بازی: Life is Strange Episode 1-Chrysalis پلتفرم: PC، Xbox One، X360، PS3، PS4 ناشر: Square Enix سازنده: DONTNOD سبک: ماجرایی امتیاز: 8
کد خبر: ۷۷۳۴۱۲

DONTNOD شرکت نوپایی است که عنوان Remember Me را در کارنامه‌ خود دارد، اما تازه تاسیس‌بودن آن‌ دلیل نمی‌شود به فکر خلاقیت و دنبال کردن ایده‌های جاه‌طلبانه‌ خود نباشد. نتیجه‌ آن ارائه بازی Life is Strange در سبک ماجرایی است که طبق تغییرات چند سال اخیر این سبک، در قالب سریالی ساخته شده و این هفته به معرفی قسمت اول آن می‌پردازیم.

جسارت سازنده در تمرکز روی روایت و قرار دادن انتخاب‌های گوناگون پیش روی بازیکن آن هم در مفهوم و فضایی که تا حد زیادی برای بازی‌های ویدئویی سنت‌شکنی به شمار می‌رود، شایان قدردانی است. داستان بازی در مورد دختری هجده ساله به نام «ماکسین» است که بتازگی به شهر زادگاهش بازگشته و در رشته عکاسی مشغول تحصیل است. او در طول زندگی دنبال علاقه‌اش یعنی عکاسی بوده و از مشکلاتی همچون شک داشتن به خود و ترس از پذیرفته نشدن رنج می‌برد. تا این ‌که یک روز قتلی را به چشم می‌بیند و متوجه می‌شود توانایی به عقب بازگرداندن زمان و تغییر نتیجه‌ وقایع را دارد.

در طول بازی با استفاده از این توانایی، ماکسین به مرور به فساد و رمز و رازهای شهر زادگاهش نیز پی می‌برد، ولی در بطن قضیه Life is Strange می‌خواهد پاسخ شما به این پرسش را دریافت کند که چگونه دانستن نتایج رخدادها روی تصمیم‌های شما تاثیر می‌گذارد؟ برای عنوانی که گیم‌پلی‌اش را به تصمیم‌های بازیکن متکی کرده، امکان برگرداندن زمان جالب به نظر می‌رسد. بعضی از تصمیم‌ها ممکن است تاثیر خودشان را در بلندمدت نشان دهند، بنابراین گاهی با احساس اطمینان نداشتن در تصمیم‌گیری مواجه خواهید شد. از طرفی بازی این فرصت را به مخاطب می‌دهد با دیدن نتایج آنی تصمیم گرفته شده، دید مناسبی نسبت به آنها پیدا کند. هر جا که قرار باشد تصمیم‌تان تغییر ملموسی در داستان ایجاد کند، بازی به شما اخطار می‌دهد تا در صورت لزوم قبل از ادامه‌ ماجرا، با برگردان زمان، تصمیم‌هایتان را اصلاح کنید.

گاهی بازی از شما می‌خواهد بین برقراری یک رابطه یا دنبال کردن سرنخ‌ها یکی را انتخاب کنید، ولی از این‌ که آن رابطه تا چه اندازه می‌تواند مفید باشد یا پیدا کردن سرنخ چقدر می‌تواند بعدها شما را از مشکل برهاند، صحبتی به میان نمی‌آید. حتی تیم سازنده ادعا کرده چنین تصمیم‌هایی می‌تواند خیلی فراتر رفته و سرنوشت شخصیت‌ها را تعیین کند. ایجاد معماهایی از این جنس در ذهن مخاطب می‌تواند ساختاری بهبود یافته برای تصمیم‌هایی باشد که بازیکن باید در بازی‌های ویدئویی با آنها درگیر شود.

در بازی حدس زدن نتیجه‌ تصمیم‌هایی که می‌گیرید ساده نیست و معمولا حدس‌تان اشتباه از آب در می‌آید و شاید بتوان دلیلش را خاکستری‌دانستن تصمیم‌ها دانست و خوب و بد بودن حتی با دانستن عواقب تصمیم‌ها در اینجا چندان معنایی ندارد.

از موضوعات جالب بازی می‌توان به پرداختن آن به مشکلات زندگی واقعی اشاره کرد. «اسکات راجرز» در جلد نخست کتابش «Level Up» که سال 2010 منتشر شد گفته بازیکنان دوست ندارند دنیای واقعی را در بازی‌های ویدئویی تجربه کنند و خواستار جهان‌هایی فانتزی و زندگی در دنیاهای خیالی هستند؛ ولی در چند سال اخیر به نظر می‌رسد این ذائقه تغییر کرده و مردم به بازی‌هایی که نکته‌ خاصی داشته باشند، بیشتر از کلیشه‌ها توجه می‌کنند.

به هر حال در Life is Strange نیز در قالب کاراکتر اصلی یعنی ماکسین مضامینی چون نبود امنیت شغلی، زندگی روزمره‌ در مدرسه و تلاش برای اصلاح یک رابطه‌ از هم پاشیده را می‌توان مشاهده کرد. کم‌کم به مسائلی چون سو‌ءاستفاده و آزار و اذیت نیز پرداخته می‌شود و جالب است که بازی از وارد شدن به این وادی نهراسیده است.

بهترین لحظات بازی با ماکسین و دوست دلسردش «کلویی» عجین شده و با این که تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند ولی تلاش آنها در مواردی مانند جستجوی همکلاسی ناپدید شده، آنها را کنار هم آورده و در یک ماجراجویی قرار داده است.

یکی از ایرادهای اصلی بازی و در واقع داستان را باید کلیشه‌ای بودن شخصیت‌ها دانست یا دست‌کم در قسمت اول این گونه است. این قضیه باعث شده با افرادی مواجه شویم که نمونه‌های بسیاری از آنها را سال‌ها در بازی‌های ویدئویی مشاهده کرده‌ایم. دختر پولدار بدجنس یا دوست خوبی که بد می‌شود. مساله‌ای که امیدواریم تیم سازنده در قسمت‌های بعدی درصدد اصلاح آن برآید، در غیر این صورت آسیبی جدی به مفاهیم جسورانه‌ای که داستان قصد مطرح کردن‌شان را دارد وارد می‌کند.

بجز مکانیک بازگرداندن زمان، بخشی از گیم‌پلی به جستجو و حرکت در محیط‌ها سپری می‌شود، اگر واقعا بشود اسم قدم زدن را گیم‌پلی گذاشت! و هیچ درگیری یا صحنه‌ اکشنی در کار نیست. تعداد نسبتا زیادی اشیا در محیط پراکنده شده‌اند و برای پیدا شدن انتظارتان را می‌کشند که با این کار با اندک جزئیاتی از داستان و شخصیت‌پردازی کاراکترها آشنا می‌شوید. همچنین می‌توانید رفرنس یا مراجع جالبی هم درخصوص «توماس ولف»، فیلم «آکیرا» و حتی «جان لنون» پیدا کنید! قسمت اول Life is Strange کارش را در سرگرم کردن مخاطب بخوبی انجام داده و به نظر می‌رسد قصد دنبال کردن داستان و موضوعات جالبی را دارد، اما فراموش نکنید مثل هر بازی سریالی دیگر، ارزش واقعی و تعهداتی که سازنده داده دست‌کم پس از انتشار قسمت دوم مشخص خواهد شد.

مجید رحمانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها