حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
موسیقی ایرانی از جهتی دیگر به چای ایرانی هم شبیه است؛ دم کشیدن چای شمال ایران حداقل 20 دقیقه طول میکشد، اما این انتظار طولانی در عصر چایهای زوددم و قهوههای فوری جواب خوبی میدهد زیرا وقتی که دم کشید، دیگر دمار از روزگار خستگی و کسلی درمیآورد و خود آداب انتظار بهطور طبیعی لذت را افزایش میدهد و طولانیتر میکند. موسیقی ایرانی، هم طعمش در ذهن میماند و هم وقتی با آن اخت شوی و در برابرش متواضعانه صبور باشی دیگر سخت میتوانی به پایینتر و سادهتر از آن تن دهی. پس موسیقی ایرانی هم حوصله میخواهد و هم پاداشی در خور این حوصله را به روح میدهد؛ پاداشی که لذتی ویژه و بینظیر در ذهن میسازد، عالم انسان را دگرگون میکند و عواطف را از نهانیترین نقطه وجود از خواب عمیق بیدار میکند و به حضور میرساند. به موسیقی ایرانی که خو گرفتی، خواهی دید که چگونه تو را در خودت آرام میکند. علیرضا قربانی در چند آلبوم اخیرش تجربیات کم نظیری کرده است. دیگر سخت میشود او را دوست نداشت و از قطعههای بیشمار خوبی که خوانده لذت نبرد، حال میخواهی هر سلیقهای داشته باشی و اهل هر نوع تفریحی باشی. قربانی در آلبوم جدید خود «قطرههای باران» دوباره با گروه شمس یعنی پورناظری پدر و دو پسرش کار کرده است. قطعات نسبت به قطعات اخیری که قربانی خوانده و حتی پورناظریها ساختهاند کمتر تلفیقی و بیشتر ایرانی و محض است. با وجود این یکی از هنرهای قربانی و پورناظریها شنیدنی کردن موسیقی ایرانی برای شنوندهای است که به شنیدن این نوع موسیقی عادت ندارد. آنها انگار با باز کردن آستانه حضور در فضای موسیقی سنتی میتوانند بدون تنزل و تخفیف دادن عمق و گستره این نوع موسیقی، مخاطب بیشتری را جذب کنند.
قطرههای باران جان میدهد برای روزهای بارانی با هوای بهاری تحت عنوان فراموش شدهای به نام زمستان. اگر باران بزند و حالش را نداشته باشید، شنیدن آن در گوشیهایی در گوش، شما را سرحال میآورد و قدم زدن را طولانیتر از تصور خودتان میکند، ابرها شما را با خود میبرد و باران را برایتان شبیه قطرههایی از نوازش میکند. نوازش آنچه در موسیقی سنتی ایرانی حرف اول را میزند، یعنی عشق و سرمستی.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....