سعید ضروری فقط یک جا است که نتوانسته به آرزویی برسد، آن هم زمانی بود که خانوادهاش باور نکردند که او میتواند از شهر دور باشد و میتواند گلیمش را از آب بیرون بکشد، خیلی بهتر از خیلیها، شاید اگر او آن زمان هم به دنبال خواستهاش میرفت و ژنتیک میخواند، حالا در آن رشته هم صاحبنظر بود. ولی مهم نیست او آنقدر اتفاق خوب در زندگی اش داشته که بدون مدرک معتبر در ژنتیک هم بتوان زندگیاش را تحسین کرد و ستود.
منجیل شهر بادهاست، بادها که حرکت میکنند، خیلی چیزها را با خودشان این ور و آن ور میبرند. اگر ارادهای مثل بادهای شهر منجیل داشته باشی، دیگر حتی دستانی که نمیتواند چرخهای ویلچر را حرکت دهد هم مانع حرکت به سمت یک زندگی رویایی نیست.
تو به راه افتادی و کمتر چیزی مانعت میشود؛ تو پیش میروی و میروی... سعید ضروری ارادهای مثل بادهای شهرش دارد.
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.