خاکپور این روزها باز به فوتبال بازگشته تا یکی از کهنهترین آرزوهای فوتبال ایران را برآورده کند. او از نسل 98 فوتبال ایران است؛ یکی از دوستداشتنیترین نسلهای تاریخ ایران، نسلی که دو روز بهیادماندنی را برای فوتبال ایران رقم زدند، آنها نسل بازی با استرالیا بودند و بازی با آمریکا... اما این نسل در دنیای مربیگری کجا هستند؟ در لیگ فقط علیرضا منصوریان است که به عنوان یک نود و هشتی در ردههای بالایی جدول حضور دارد و تیمش را در کورس قرار داده و دیگر خبری از علی دایی، احمدرضا عابدزاده، خداداد عزیزی، مهدی مهدویکیا، حمید استیلی و... نیست.
یک فلشبک به جام ملتهای 2015 استرالیا بزنیم. دومربی جوان بومی در این رقابتها خوش درخشیدند، یکی محمدعلی در امارات بود، همان بازیکنی که زمانی به عنوان هافبک هجومی با سری تراشیده در مقابل تیم ایران قرار میگرفت و دیگری راضی شنیشل، سرمربی تیم عراق بود که زمانی با پیراهن تیم عراق در برابر تیم ملی ایران بازی میکرد.
عراق و امارات توانستند بازیکنان زبده خود را به مربیان زبدهای تبدیل کنند که توانستند تیمهای خود را تا نیمه نهایی جام ملتها پیش ببرند و ما نتوانستیم و این از ایرادهای فوتبال ماست. حالا محمد خاکپور به عنوان یکی از آن نود وهشتیها وظیفه دارد تیمش را به المپیک برساند. درست است که او خیلی بیسروصدا کار میکند و خیلی نمیخواهد تیمش در چشم باشد، اما وظیفهاش سنگین و حساس است. او میخواهد مانند آن روزی که تیم ایران به جامجهانی 1998 رسید و یک آرزوی قدیمی را محقق ساخت، این بار هم یک آرزوی دیگر را برآورده کند. آیا میتواند؟... میتوانیم امیدوار باشیم، هر چه باشد او یک نود و هشتی است.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)