طلاق اتفاق تلخی است که مانند آتشی دامن زندگی بعضی خانواده ها را می گیرد و با شعله نفرتش کودکان را قربانی می کند. تاثیر جدایی پدر و مادر مخرب ترین اثری است که می تواند بر ذهن یک کودک نقش ببندد
کد خبر: ۷۷۰۷۴
، ببینیم در این دوران به کودک چه می گذرد.
آثار روانی طلاق روی کودکان به قدری وسیع و جدی است که نمی توان از تاثیرات آن به سادگی گذشت. تاثیرات کوتاه مدت و درازمدت طلاق روی کودکان متفاوت است.
اولین و مهمترین مشکلی که کودکان با آن روبه رو می شوند، تصمیم گیری درخصوص حضانت و سرپرستی آنهاست. دکتر عذرا ذاکریان روان شناس در این باره می گوید: این مشکل زمانی حادتر می شود که والدین نتوانند به توافق برسند.
کودکی را تصور کنید که در سن 7یا 9سالگی متوجه جدایی والدین می شود. او باید برای ادامه زندگی یکی از والدین را انتخاب کند یا دادگاه و مرجع قانونی محل زندگی او را تعیین نمایند، تصمیم گیری در این شرایط بیشترین فشار روانی را روی کودک وارد خواهد کرد.
تصمیم گیری نهایی درباره کسی که قرار است سرپرستی او را به عهده بگیرد خود موجب برانگیختن احساس شرم و گناه کودک می شود.
شرم از این که چرا دیگری را رها کرده است و فکر می کند که اگر کودک خوبی بود، پدر و مادرش هر دو با او زندگی می کردند. این احساس واکنش های عصبانیت ، غمگینی و افسردگی را به دنبال خواهد داشت. طلاق دردناک ترین حادثه زندگی یک کودک است.
از میان آسیبهایی چون مرگ یکی از والدین ، سوئاستفاده های جنسی کودکان ، معلولیت جسمی و حتی بلایای طبیعی ، طلاق را بدترین حادثه زندگی کودک دانسته اند.
دکتر ذاکریان درباره احساس این دوران می گوید: وقتی که زوجین از هم جدا شدند، ترس ناشی از احساس بی سرپرستی و آینده ای مبهم ، روان کودک را آزرده می سازد و او دچار اختلالات عاطفی می شود.
حالت افسردگی ، گوشه گیری و تخیل در وی به وجود می آید و در مواردی قدرت اراده و اندیشه از وی سلب می شود. وی می افزاید: این کودکان خود را محکوم و گناهکار می دانند و مدام خود را مقصر و عامل جدایی پدر و مادر احساس می کنند و حتی اگر یقین حاصل کنند که در این جدایی مقصر نیستند، باز این فکر آنها را عذاب می دهد که شاید می توانستند اقدامی به عمل آورند تا از این جدایی جلوگیری کنند.
حتی بعضی از این کودکان مشتاق برقراری مجدد روابط خانواده هستند، گاهی برای کودکان پذیرفتن طلاق دشوارتر از پذیرفتن مرگ والدین است ، چون در مرگ پیوندهای عاطفی کمتر گسیخته می شود.
به گفته وی ، در این دوران عده ای از کودکان دچار اختلالاتی هستند؛ بعضی غمگین و خشمگین می شوند و بعضی گیج و بی تفاوت ، بعضی دختران رفتارهای زنانه کاذب از خود نشان می دهند و عده ای از پسران از لحاظ همانندسازی مردانه دچار آشفتگی هستند.
طلاق در وضعیت تحصیلی کودک نیز تاثیر می گذارد. توان فعالیت را از او می گیرد و حس رقابت را در وی از بین می برد.
دکتر عذرا ذاکریان در این باره می گوید: انزواطلبی و شرکت نکردن در امور اجتماعی مدرسه و فعالیت های فوق برنامه از جمله آثار طلاق است. برخی از پژوهشگران دریافتند که غیبت پدر موجب کاهش عملکرد ریاضی بخصوص در فرزندان پسر می شود و پسران محروم از پدر پیشرفت تحصیلی شان بسیار ضعیف تر از دختران محروم از پدر می شود.
کودکان 9تا 12ساله در انجام تکالیف مدرسه ضعیف تر هستند و در سازگاری با دوستان خود مشکل دارند و کودکان پیش دبستانی نمرات بالاتری را در آزمون های اضطراب کسب می کنند.
این کودکان خود پنداری منفی دارند، از توانایی های خود برداشت نادرستی می کنند و احساس می کنند موفق نمی شوند و همین احساس عدم موفقیت می تواند تاثیر سویی بر تحصیل آنها بگذارد.
پژوهشگران دریافته اند بیشتر نوجوانان و جوانانی که اقدام به خودکشی می کنند، افرادی هستند که در کودکی والدین آنها از هم جدا شدند.
به عقیده کارشناسان اکثر کودکان طلاق در زندگی آینده شان با همسر و فرزندان خود مشکل دارند و کودکان خود را با خود مقایسه می کنند و انتظارات و توقعات زیادی از بچه های خود دارند.
این تاثیرات منفی روی دختران بیشتر است یا پسران؛ دکتر محمد قمری مشاور و عضو هیات علمی دانشگاه در این باره می گوید: تاثیر آسیب زای طلاق روی دختران بیشتر است تا پسران ؛ دختران 34درصد و پسران 26درصد.
به طور کامل این درصدها بیانگر این است که این قشر نیازمند کمک حرفه ای متخصصان بهداشت روانی هستند که بیشتر مورد توجه دست اندرکاران جامعه قرار گیرند.