اما اگر در خط حمله بازیکنان شایسته از سر و روی تیم ایتالیا می بارد، برخلاف همیشه و در تضاد با سنت فوتبال این کشور، در خط دفاعی خبری از این ترافیک نیست و هر چند اینجا هم مهره های در دسترس کم نیستند؛ اما انتخاب نفرات ثابت لااقل در مرکز خط دفاعی بسیار آسان نشان می دهد.
اینجا از آن اله ساندرونستا از میلان و فابیوکاناوارو از یوونتوس است و هر کس دیگر که برای دفاع وسط مطرح باشد، چند فرسخ پشت سر این دو قرار می گیرد و فقط در صورتی بازی خواهد کرد که یکی از این دو مصدوم باشند. مارکو ماته راتزی و ماتئو فراری از آن جمله اند.
در پست مدافع راست ، این کمبود بیشتر به چشم می خورد. کریستین زاکاردو از پالرمو که شاید به اجبار به گزینه اول لیپی برای این پست بدل شده باشد، هنوز ثبات و استمرار لازم را از خود نشان نداده و شاید لیپی به کهنه کارترین نفر موجود در این منطقه یعنی کریستین پانوچی متوسل شود.
برای او از همه بدتر این است که هر 3تیم بزرگ یوونتوس ، میلان و اینتر در این پست از خارجی ها (به ترتیب زبینای فرانسوی ، کافوی برزیلی و زانه تی آرژانتینی) سود می جویند و این نیز موجب قحطی استعدادهای وطنی موجود در پست مربوط شده است.
موضوع یک طرفه
در سمت چپ و آنجا که یک بال فعال باید همه چیز را پوشش دهد و هم مدافع باشد و هم مهاجم ، وجود جان لوکا زامبروتا از جمع گورخرهای تورین تکلیف را به سود او یک طرفه کرده و فابیو گروتسو به عنوان جانشین او امیدبخش ظاهر شده است.
در خط میانی هم ایتالیا مشکلاتی دارد و پیرلو و گتوسو از میلان، کریسیتانو زانه تی از اینتر و همچنین دی روسی از رم و فیوره هیچکدام بازیگرانی صددرصد نیستند؛ اما همان طور که پیشتر گفتیم، برای یکی از معدود دفعات در تاریخ فوتبال ایتالیا، سرمربی این کشور باید ابتدا به این مشکل و سوال بیندیشد که در خط حمله پرشمار تیمش کدام ها را انتخاب و کدامیک را حذف کند، قدر مسلم این که برای لیپی این شیرین ترین مشکل ممکن به حساب می آید، هر چند 5مهاجم زبده ای که 8-7 ماه بعد به خاطر انتخاب نشدن راهی آوردگاه جام جهانی نخواهند شد، بشدت غمگین خواهند شد.