خب، دانشمندان در این مورد تحقیق کردهاند و فهمیدهاند که ذهن انسان طوری ساختار یافته که همیشه بخش مثبت قضایا را درباره خودش ببیند. حتما مایلید بدانید که آیا این یک ویژگی طبیعی ذهن است؟ مفید است یا خطرناک؟ بیایید با هم بررسی کنیم:
1. «خوشبینی نسبت به خود» نوعی عارضه ذهنی است که حداقل 80 درصد مردم دنیا آن را تجربه میکنند. به این معنی که وقتی به خودشان و گذشتهشان فکر میکنند میزان اهمیتی که ذهن آنها برای تجربههای خوشایند قائل است بیشتر از تجربههای ناخوشایند است. بنابراین اگر بنا باشد تخمینی از میزان موفقیت کاری که در آینده میخواهند انجام دهند ارائه کنند احتمال موفقیت بیشتری را (از آنچه در واقعیت اتفاق میافتد) برای خودشان در نظر میگیرند.
در حقیقت ما انسانها به طور کلی بیشتر از آنکه واقعیتگرا باشیم خوشبین هستیم، اما به این قضیه آگاهی نداریم. بهعنوان مثال در راهاندازی یک کسب و کار یا حتی مقوله شیرین ازدواج، ما معمولا نسبت به عملکرد خودمان بسیار خوشبینتر هستیم و باوجود واقعیت جاری در اطرافمان برای خود شانس موفقیت بالایی را در نظر میگیریم: در دنیای غرب که من فعلا برای مدتی در آن زندگی میکنم، آمار طلاق چیزی حدود 40 درصد است.
یعنی از هر پنج زوجی که به خانه بخت میروند دو تایشان سرانجام از هم جدا شده و ناچارند اموالشان را به طور مساوی باهم تقسیم کنند، اما اگر در همین جوامع از یک زوج جوان در شرف ازدواج بپرسید میزان احتمال «عدم» موفقیتشان در ازدواج را چقدر تخمین میزنند پاسخی که میگیرید معمولا احتمال صفر درصد است! خوشبینند دیگر.
جالب است که این خوشبینی حتی درباره خود وکلای ازدواج و طلاق هم که برحسب شغلشان باید دیدگاه واقعگرایانهتری داشته باشند، صادق است و وقتی در مقابل این سوال در مورد خودشان قرار میگیرند، اسیر دام خوشبینی میشوند. البته جای نگرانی نیست!
یک نکته جالبتری هم در این تحقیق علمی هست که افراد خوشبین با اینکه آمار طلاقشان به اندازه افراد واقعگراست، اما در عوض احتمال ازدواج مجددشان از دسته دوم بیشتر است! در حقیقت به نظر میرسد ازدواج مجدد بیشتر از آنکه ثمره تجربه باشد، محصول امید است. حالا برویم سراغ مرحله بعد: اگر ازدواج کردیم و بچهدار شدیم همه فکر میکنیم بچهمان به صورت منحصربهفردی بااستعداد خواهد بود! فقط هم ما نیستیم. در همین مملکت استعماری انگلستان از هر چهار زوج، سهتایشان نسبت به آینده بچههایشان خوشبین هستند. یعنی 75 درصد جمعیت، اما همان افراد وقتی در مقابل سوال «چقدر فکر میکنید خانوادهها نسبت به 30 سال گذشته پیشرفت کردهاند؟»
فقط 30 درصد موافق بودند که پیشرفت جامعه از پسرفت آن بیشتر بوده و درواقع نکته خیلی خیلی مهم همین جاست: ما در مورد خودمان، کسب و کارمان، خانواده و بچههایمان خوشبین هستیم ولی نسبت به کسی که در صندلی مترو کنارمان نشسته نه! و حتی فراتر از آن، شاید نسبت به کلیت جامعهمان کمی بدبین هم باشیم. متعجب شدید؟
2. بیایید با یک آزمایش ساده صحت ادعای مرا امتحان کنید: من به شما فهرستی از تواناییها و ویژگیهای شخصی میدهم و شما به من بگویید خودتان شخصا فکر میکنید در مقایسه با بقیه جمعیت آیا جزو یک درصد برتر جامعه هستید؟ یا در 25 درصد بالای جامعه؟ یا در 25 درصد پایین جامعه؟
ـ مهارت کنار آمدن با دیگران
ـ مهارت رانندگی
ـ اینکه چقدر آدم جذابی برای دیگران هستید
ـ اینکه چقدر صادق هستید
ـ و در آخر اینکه چقدر افتاده و فروتن هستید
خب، امیدوارم که به سوالات بالا جواب صادقانه و بموقع داده باشید. اگر نه، برگردید بالا. برگشتید؟ نه؟
3. تحقیقات نشان میدهد با اینکه از لحاظ آماری تقریبا غیرممکن است که همه افراد یک جامعه مثلا در مهارت رانندگی از همدیگر برتر باشند، اما این دقیقا همان تصوری است که همه افراد آن جامعه از خودشان دارند. البته این یک پدیده جهانی است و در فرهنگهای غربی و شرقی، در زنان و مردان، کهان و مهان (از شاهنامه: کوچکترها و بزرگترها) و خلاصه همه افراد به نوعی مشاهده شده است. به همین دلیل است که ما اغلب نسبت به برچسبهای هشدار بیتوجهیم. چون فکر میکنیم آن اتفاق بد برای هرکس بیفتد برای ما نخواهد افتاد.
اگر این خوشبینی نبود صنعت بیمه حتما ورشکست میشد. شاید یک سوال خوب برای فکر کردن این باشد که در زمینه کاری شما چه بهرهای از این ویژگی طبیعی ذهن میتوان برد؟ اما سوال اساسی اینجاست که آیا این خوشبینی نسبت به خود اصولا خوب است یا نه؟ داوری و یافتن کارکرد با شماست، پایدار باشید.
مصطفی پورمهدی
پژوهشگر و مشاور کسب و کار