سفر به دهه 60 میلادی

نـمایش زمان و مکان در چهره یک زن

این عکس در منطقه شرقی لندن گرفته شده است؛ البته اهمیت ندارد که محل دقیق آن کجاست. زمانش حدود سال 1961 است که این هم چندان اهمیتی ندارد. اهمیت و جذابیت برخی عکس‌ها به لحظه گرفتن آنهاست. در این عکس تنها یک زن واقعی وجود دارد. من به هیچ‌وجه او را نمی‌شناختم. فکر می‌کنم اصلا نمی‌دانست در حال گرفتن عکس از او هستم. زن دیگری که در این تصویر است تنها یک عکس و بخشی از یک تبلیغ است. به عنوان یک عکاس، شما همیشه از حالات و کارهای دیگران عکس می‌گیرید.
کد خبر: ۷۶۲۴۴۳

من این زن با روسری را بیشتر از آن دختر پشت سرش دوست دارم. این زن در واقع نمادی از واقعیت است. ممکن است او چندان شاد و خوشحال نباشد. هر فردی با دیدن این عکس به سال‌های معلق دهه 60 میلادی باز می‌گردد. این سال‌ها برای حدود 2000 ثروتمندی که در لندن زندگی می‌کردند، خوب بود، اما برای فردی که یک معدنچی یا کارگر بود خاطره خوبی نداشت. بیشتر افرادی که من عکس‌هایشان را گرفتم، افراد ثروتمندی نبودند.

این تصویر در واقع نشان‌دهنده فضای اجتماعی آن زمان بود. من سال‌های دهه 60 در منطقه شرقی لندن زندگی می‌کردم که شرایط آن روزها حتی از زندگی در خلال جنگ هم بدتر بود. به نظر می‌رسید مردم در زمان جنگ با وجود تمام مشکلات، زمان زیادی برای خوشی داشتند. بعد از آن سال‌های دهه 50 رسید که دورانی خاکستری و کسل‌کننده بود. تا زمان ظاهرشدن عکس متوجه نشدم که خودم هم در عکس هستم. این یک دوگانگی است؛ شما از یک جنبه دیگر به موضوع نگاه می‌کنید، اما دوربین جنبه‌ای شکار می‌کند که شما متوجه‌اش نشده‌اید. برای من دوربین شبیه یک قلم نقاشی است که با آن تصاویر را ایجاد می‌کنم. به همین دلیل است که عکاسی خود را با سورئالیسم مرتبط می‌داند.

من به یک شکلی این روز را به یاد می‌آورم، اما روزهای زیادی مثل آن وجود داشته است. من معمولا برای گرفتن عکس در منطقه شرقی لندن حدود هشت ساعت وقت می‌گذاشتم و با بی‌توجهی کار نمی‌کردم. من از آن دست عکاسانی نیستم که نمی‌دانند چه می‌کنند و صدها عکس می‌گیرند به این امید که فقط یک عکس خوب داشته باشند. من معمولا از هر موضوع فقط یک عکس می‌گیرم و سپس سراغ موضوع بعدی می‌روم. با نگاه به این عکس کاملا متوجه می‌شوید که هوا آفتابی است.

من عکاسی را از منطقه شرقی لندن آغاز کردم زیرا خودم در آنجا بزرگ شده بودم. در زمان جنگ جهانی دوم و حمله نازی‌ها به انگلستان در آنجا زندگی می‌کردم. زمانی که سه سال و نیمه بودم، خانه مجاور ما تخریب شد و مجبور شدیم به محله دیگری برویم. حدود هفت سالم بود که جنگ پایان یافت. من هرگز اجازه ندادم خاطرات گذشته، مرا محدود کند.

من هنوز هم گاهی اوقات برای پیاده‌روی به منطقه شرقی لندن می‌روم. این کار ربطی به عکاسی کردن من ندارد، بلکه این منطقه بخشی از زندگی‌ام است. در واقع من نمی‌توانم دلیلی برای متوقف کردن این کار پیدا کنم.

درباره عکاس

تولد: سال 1938‌، لندن

رشته تحصیلی: بعد از سربازی، به عنوان دستیاری جان فرنچ، عکاس مد مشهور وارد دنیای عکاسی شد

الگوها: پیکاسو، آگنولو برونزینو و هنری کارتیه‌برسون

بهترین نصیحت: عکس‌های من برای این است که شما آنها را نگاه کنید. اگر آنها را دوست داشته باشید، مشکلی نیست، اما اگر دوست‌شان نداشته باشید، نمی‌دانم چه کاری می‌توانم انجام دهم.

راوی: جنی استیونز ـ گاردین

مترجم: حسین خلیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها