با احمد توکلی، عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس

دولت برای سرکشی به حساب‌های بانکی «محرم» است

بررسی لایحه بودجه 94 درحالی در مجلس آغاز شده که اقتصاد کشور دوران حساسی را تجربه می‌کند. از سویی قیمت جهانی نفت به دلایل سیاسی و اقتصادی درحال کاهش است و درآمد کشور تحت تاثیر قرار گرفته و از سوی دیگر دولت باید اقتصاد ایران را از رکود تورمی نجات داده و هدفمندی یارانه‌ها را ادامه دهد. دکتر احمد توکلی، اقتصاددان منتقد، در گفت‌وگویی که پیش رو دارید دولت را در مواجهه با اقتصاد ملی موفق می‌داند اما تکیه بیش از حد دولت بر نتایج مذاکرات هسته‌ای را باعث به چالش کشیده شدن دستاوردهای به دست آمده، تلقی می‌کند. وی همچنین نقد خود درباره روش دولت در هدفمندی یارانه‌ها و وابستگی بودجه به نفت رابیان کرد و برای آن راه‌حل ارائه می‌دهد.
کد خبر: ۷۶۰۰۹۰

به نظر شما کیفیت مدیریت دولت در اقتصاد طی سال‌جاری چگونه بوده و پیش‌بینی شما برای سال آینده چیست؟

دولت با تحلیلی که از اوضاع رکود تورمی کشور ارائه کرد نشان داد که با دقت قصد دارد به مهار رکود و تورم بپردازد و به ویژه در مهار تورم تلاش کند که در مجموع هم باید بگویم موفق بود. اما چون در تحلیلی که دادند، یک نگاه نئوکلاسیکی حاکم بود و علت اصلی مشکلات را تحریم بانکی و مشکل فروش نفت تلقی کردند، در راه حل‌ها دچار اشتباه شدند. مثلا نقش هدفمندی یارانه‌ها که ایران گرفتار آن هست به اندازه کافی مهم ندیدند. در نتیجه راه‌حل‌هایی که به دنبالش رفتند متوجه خارج از کشور بود. به همین دلیل نفت و پتروشیمی را که تقریبا خام فروشی است، بخش پیشرو در اقتصاد معرفی کردند. اگر دقت کنید ما در سال‌های زیادی رکود داشتیم درحالی‌که تحریم چندان شدید نبود. لذا ضعیف دیدن علت‌های اصلی، کار را مشکل می‌کند. یا مثلا به جنبه‌های نهادی اقتصاد ایران بخصوص مساله فساد کم‌توجهی کردند؛ ساختارهای نامناسبی که از نظر سیاسی وجود دارد و مجلس را ناکارآمد می‌کند، بدرستی دیده نشد. همین‌ها باعث شد که دولت در میانه راه متوجه شود که نگاه به خارج واقع‌بینانه نیست و اگر به آن اصرار کند گویی به خودش انتقاد می‌کند. برای این‌که دولت فعلی و حامیانش ادعا می‌کردند که 70 درصد مشکلات کشور به سوء مدیریت احمدی نژاد مربوط است که تا اندازه‌ای هم درست می‌گفتند. حالا اگر بگویند همه مسائل به اقتصاد خارجی ما بستگی دارد، در واقع دارند ادعای قبلی خود را تکذیب می‌کنند. ولی آقای روحانی از وسط کار دولت متوجه شد اینطور نیست و مکررا در بیان، موضع خود را تصحیح کرد.

ولی متاسفانه در کنفرانس اقتصاد ایران که بتازگی برگزار کردند از افرادی دعوت شده بود که تقریبا همه آنها از یک طرف بودند. یعنی تا آنجا که من می‌شناسم، فقط کسانی که مدافع مدل‌های مورد تائید صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی بودند، در این همایش حضور داشتند. هیچ‌یک از اصحاب اقتصاد مجلس که اکثرا آن نظر را ندارند، دعوت نشدند و یک استاد سرشناس نهادگرا، حتی از اصلاح‌طلبان در این جمع نبود؛ در عین این‌که ادعا می‌شد هدف دولت استفاده از همه نخبگان کشور است. این نشان می‌دهد که هنوز هم دولت در اشتباه به سر می‎برد؛ بخصوص که جناب آقای رئیس‌جمهور گفتند سال‌ها اقتصاد به سیاست یارانه داد و حالا سیاست به اقتصاد یارانه بدهد. یعنی ما همه کارهایمان با سیاست خارجی گره خورده و این بسیار فکر غیر واقع بینانه و دور از حقیقت است. بنابراین اگر دولت ساختارها را نخواهد اصلاح کند، مثل بودجه‌ریزی و اگر ساختار پرداخت‌ها را اصلاح نکند و اگر با فساد مبارزه نکند، همین توفیقش در کنترل نرخ تورم هم ابتر می‌ماند. مثلا ساختار بودجه طوری است که دولت را به چاپ پول پرقدرت وادار می‌کند؛ با این‌که تلاش می‌کند این اتفاق نیفتد، عملا این اتفاق می‌افتد. مثل همان 4.1 هزار میلیارد تومان برداشتی که اواخر سال گذشته انجام داد و یکی از تبعات این کار افزایش پمپاژ حدود 6500 میلیارد تومان پول پرقدرت در کشور بود.

در همین خصوص به نظر شما بودجه‌ای که دولت برای سال آینده در نظر گرفته تا چه میزان به اقتصاد مقاومتی پایبند است؟

در این باره باید بگویم که اگر دولت به مسائل داخلی توجهی نکند و همه حواس خود را معطوف به این کند که مذاکرات 1+5 و تحریم چه می‌شود طبعا به سمت اقتصاد مقاومتی نمی‌رود و نتیجه‌اش این می‌شود که همین توفیقاتی را که به دست آورده نیز از دست می‌دهد. دولت اکنون باید تلاش خود را به حفظ رویه فعلی در مهار تورم و خروج از رکود اصلاح و تکمیل کند.

در ابتدای صحبتتان به بحث هدفمندی یارانه‌ها و کم‌توجهی دولت اشاره کردید. به نظر شما دولت با بودجه‌ای که درنظر گرفته پتانسیل اجرای فاز سوم هدفمندی یارانه‌ها را دارد؟

سال گذشته به دلیل این‌که سال ابتدایی فعالیت دولت یازدهم بود، از نظر هدفمندی یارانه‌ها بسیار تعیین کننده و مهم به معنای واقعی بود. دولت در آن زمان در حال بستن اولین بودجه خود بود و باید بهترین تصمیم و عملکرد را از خود نشان می‌داد. شاید یک تصمیم مناسب می‌توانست رویه دولت را تغییر دهد. به نظر من تصمیم درست درباره هدفمندی یارانه‌ها این بود که دولت یازدهم نادرستی کار آقای احمدی‌نژاد درباره هدفمندی مانند پرداخت یکسان یارانه نقدی به همه را اعلام می‌کرد و می‌گفت که این جنبه‌های کار اشتباه بوده و اکنون قصد دارم فاز اول هدفمندی را به شکل درست و کارآمد انجام داده و به پایان برسانم. نه آن که گام اول را بپذیرد و گام دوم آن را بردارد.

در آن زمان برخی کارشناسان اقتصادی و همچنین ما نمایندگان مجلس بسیار اصرار کردیم که این راه را اصلاح کنند و راه درست را پیش بگیرند و نقشه راه هدفمندی را تغییر دهند. اما متاسفانه دولت از خیرخواهی ما بی اعتنا گذشت و اتفاقی نیفتاد و راه نادرست دولت قبل در این دولت هم ادامه یافت. به همین دلیل ادامه آن راه اشتباه باعث شد تا همه اعلام نارضایتی کنند. اکنون مردم از هدفمندی یارانه‌ها ناراضی هستند، دولت هم ناراضی، تولیدکننده هم ناراضی و مصرف‌کننده هم ناراضی‌اند. الان هم بحث اجرای فاز سوم هدفمندی یارانه‌ها در میان است که این اجرای فاز سوم نیز ادامه دادن راه غلط گذشته است. آمار و ارقامی که درلایحه بودجه94 مشاهده می‌شود نشان دهنده این است که همان راه نادرست ادامه خواهد یافت. البته شاید در فاز سوم هدفمندی نیز شاهد اصلاح قیمتی باشیم و این به معنای هدفمندی یارانه‌ها نیست بلکه فقط گران شدن محصولات است که این روند اشتباه است و باید اصلاح قیمت‌ها انجام شود و رقابت پذیری افزایش یابد.

به موضوع یارانه پردرآمدها و حذف آن می‌رسیم. دولت ابتدا اعلام کرد مردمی که به یارانه نقدی نیاز ندارند، داوطلبانه از دریافت یارانه انصراف دهند تا سهم آنها به افراد نیازمند تعلق بگیرد. همین موضوع باعث شد افرادی به این سخن دولت گوش فرا دهند و نام خود را از لیست دریافت یارانه نقدی حذف کنند اما اکنون همان افراد منتقد دولت هستند.چون به قولش برای حذف یارانه پردرآمدها عمل نکرد. حال دراین زمینه اگر دولت بخواهد به حساب‌های بانکی مردم سرکشی کند ایرادی نخواهد داشت؟ با توجه به کاهش قیمت نفت و درآمدهای دولت ممکن است این کار را انجام دهد. نظر شما در این خصوص چیست؟

در این خصوص باید بگویم که دولت یک کار غلط را انجام داده است. دولت با این‌که خودش اذعان می‌کرد که ما ده‌میلیون فرد پردرآمد را شناسایی کرده‌ایم، برای حذف آنها از لیست یارانه بگیران زیر بار نرفت. در خصوص سوالی هم که به آن اشاره کردید در مورد سرکشی به حساب‌های مالی افراد، آقای روحانی گفت این کار اساس درستی ندارد. گفتند ما اگر بخواهیم به حساب ثروتمندان (حساب‌های بانکی) سرک بکشیم، دخالت در حریم خصوصی مردم و اشتباه است.

نظر مجلس در این خصوص چیست؟

مجلس، تا آنجا که من می‌دانم موافق صد درصد بررسی حساب بانکی پردرآمدهاست. اقتصاددانان مجلس طی نامه علمی و مستدلی مخالفت خود را با این نظر اعلام کردند. ما می‌گوییم حساب بانکی افراد حریم خصوصی است اما دولت و مقامات قضایی نامحرم نیستند. بله! افشای اطلاعات این حساب‌ها غلط است؛ اما سرکشی برای اطلاع از وضعیت حساب افراد برای مقاصد مالیاتی و مشابه آن مانند پولشویی ضروری است و باید سرکشی شود. از سوی دیگر این حرف اگر تکرار شود نشانه بی توجهی به قوانین موجود مثل قانون پولشویی است که چند سال پیش تصویب شد و دولت نسبت به اجرای آن به سازمان‌های بین‌المللی متعهد است که باید در هر دستگاهی فردی مسئول بررسی اطلاعات بانکی و معاملات بانکی مردم باشد. در اسلام هم که می‌گویند «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَه تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم» (از اموالشان صدقه و مالیات بگیر) آیا مالیات گرفتن، بدون اطلاع از درآمدها امکانپذیر است؟ اگر ماموران مالیاتی سراغ دفاتر شرکت‌ها می‌روند باید بگویند حریم خصوصی است و وارد نشوید؟ سازمان امور مالیاتی باید از همه فعالیت‌های شرکت‌ها آگاه باشد و خبردار شود و کنترل کند و این کار ورود به حریم خصوصی نامیده نمی‌شود. اگر به تجربه جهانی رجوع کنیم از دهه 1990 به این طرف دو سال یکبار کنفرانسی تشکیل می‌شود که درباره مبادله اطلاعات بانکی اتباع کشورها برای دریافت مالیات تفاهم می‌شود. کشورهای اروپایی 350 قرارداد مختلف چندجانبه یا دوجانبه با کشورهای مختلف دارند که در چارچوب آن، اطلاعات بانکی افراد را بررسی و مبادله می‌کنند؛ البته برای مقاصد مالیاتی نه برای افشاگری. یعنی آنها در اثر پیشرفت جوامع و پیچیده شدن روابط در آن متوجه شده‌اند که اطلاعات یک دولت از حساب‌های بانکی کفایت نمی‌کند، بلکه هر کشور باید با کشورهای دیگر هماهنگ کند که اگر اتباع ما آنجا حساب داشتند، خبر داشته باشد و برعکس اگر اتباع آنها در کشور ما حساب داشتند ما به آنها خبر بدهیم تا مالیات به حد صحیحی از اتباع دو کشور اخذ شود. ما نیز این کار را ضروری می‌دانیم و معتقدیم که دولت باید این کار را انجام دهد و به ثروتمندان یارانه ندهد. پول بیت‌المال را نباید به افرادی که محتاج نیستند، داد. لذا دولت باید امسال سختگیری کند تا پول هدر نرود. با توجه به این‌که دولت با کسری بودجه فراوانی روبه‌رو خواهد بود از این رو باید این کار را عملی کند.

فکر می‌کنید با توجه به وضع عمومی اقتصاد کشور و خزانه، امسال دولت چه میزان کسری بودجه داشته باشد؟

در خصوص کسری بودجه باید توضیحاتی بدهم. به این دلیل که چند نوع کسری وجود دارد که هرکدام را به اختصار شرح می‌دهم. یک کسری بودجه حسابداری داریم که درچارچوب آن اگر ستون مصارف با منابع یکی در نیاید، گفته می‌شود کسری دارد. یک کسری بودجه واقعی هم داریم که عبارت از این است که ما به چیزی می‌گوییم درآمد که حاصل گردش تولید ملی باشد. یعنی مالیات. چون از گردش اقتصاد سود درست می‌شود و از آن سود مالیات اخذ می‌شود. ولی وقتی نفت می‌فروشیم، این دارایی است نه درآمد. دارایی زیرزمینی را بدون این‌که با تولید ملی اتصال زیادی داشته باشد، استخراج می‌کنیم و به کشورهای خارجی می‌فروشیم. اگر این دارایی به یک مزرعه یا کارخانه پیشرفته یا شرکت‌های دانش‌‌بنیان تبدیل شد و یک دارایی زاینده را به وجود آورد، این مسأله عقلایی است، چون یک دارایی نازا به یک دارایی پاینده تبدیل شده است. اما اگر این صرف مخارج جاری شد، آیا شما از دارایی خرج می‌کنید؟ چه کسی دارایی خود را صرف هزینه‌های جاری می‌کند؟ خود جنابعالی هم اگر با مشکلی مواجه شوید و از پس‌انداز استفاده ‌کنید می‌گویید درآمدم به خرجم نرسید ناچار شدم از پس اندازم استفاده کنم.

آن سالی که شما از دارایی‌تان استفاده می‌کنید، کسری درآمد دارید. به این معنی که درآمدتان کفاف هزینه‌هایتان را نمی‌دهد و از دارایی‌تان خرج می‌کنید. به این ترتیب وقتی ما سهام کارخانجات را می‌فروشیم به این معنی است که دارایی‌مان را می‌فروشیم و جای آن پر نمی‌شود. زمانی که اوراق مشارکت می‌فروشیم، داریم از مردم قرض می‌کنیم. از این‌رو ما بخشی از منابعمان درآمدی است، بخشی ناشی از فروش دارایی نفتی و غیرنفتی و بخشی هم ناشی از استقراض از مردم است. اگر این طور نگاه کنیم، که درست و علمی هم همین است، کسری بودجه ما خیلی زیاد می‌شود و ما به آن می‌گوییم کسری غیر نفتی. یعنی اگر نفتی وجود نداشته باشد، ما این قدر کسری بودجه داریم. البته کسری بودجه منحصر به دولت آقای روحانی نیست و دولت‌های پیشین نیز کسری بودجه داشتند. زمان آقای احمدی‌نژاد که کسری بودجه بسیار شدید بود و کشور با مشکلات جدی روبه‌رو شد. طبق آماری که دولت یازدهم داده است، تقریبا 119 هزار میلیارد تومان درآمد واقعی مانند مالیات و دیگر منابع درآمدی داریم و 105 هزار میلیارد تومان هم کسری واقعی داریم که برای جبران آن نفت یا سهام کارخانه‌ها را می‌فروشیم یا با فروش اوراق مشارکت و اسناد مشابه، از مردم قرض می‌کنیم. کسری بودجه واقعی مانند گوشت میت خوردن است. باید تلاش کنیم که کمتر به این کسری دچار شویم.

محمدحسین علی‌اکبری‌ / ‌گروه اقتصاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها