مهر آفرینان

طلوع مهر است و خورشید مهربانی آرام و زیبا پرتو طلایی رنگ خویش را همه جا می پراکند ، بر قله های سترگ اندیشه و تعالی ، بر دریاهای مواج جوشش و تلاش ، بر رودخانه های خروشان ابتکار و خلاقیت و بر گستره عشق و ایمان....
کد خبر: ۷۵۷۴۶

درهای امید و نشاط بر دبستان ها، مدارس ، دبیرستان ها و پیش دانشگاهی ها گشوده می شود و بر توده عظیم کودکان ، نوجوانان و جوانان لبخند می زند. مثلث مقدس و سازنده : مدیر، معلم و مربی دیگر بار پا به عرصه حیات معنوی می گذارد تا رسالت مجدد خویش را در میدان تعلیم و تربیت ایفا نماید. راستی نقش و رسالت مدیر چیست؛ آیا یک تدارکاتچی ، یک پشتیبانی کننده ، یک تامین گر مایحتاج مادی مدرسه و دیگر هیچ ! یا او یک مدیر تعلیم و تربیت است ، که برنامه ریزی می کند ، سازماندهی می نماید ، هماهنگی ایجاد می کند و راهبری و نظارت را بر عهده دارد و برنامه ریزی او محدود به آموزش نیست ، پرورش جایگاه بلند و ارزشمند دارد ، تربیت شعار و سرلوحه همه تلاشهای اوست ، تزکیه را بر تعلیم مقدم می دارد ، اندیشه های یاران را به هم پیوند می زند ، دلها را به هم نزدیک می کند و دستها را در یکدیگر قرار داده و می فشارد که غایت کار ما تربیت است ، تربیت اسلامی. او یک معلم است . به درستی و نیکی می داند که 3 نقش اساسی و الگویی برای دانش آموزان دارد. تقلید و همانندسازی از رفتار و منش او ، این برای دانش آموزان درس بزرگ و جاودانه معلم است ، در کلاس درس به دانش آموزان چگونه نگاه می کند، چگونه سخن می گوید ، چگونه پاسخ می دهد ، درس را چگونه آغاز می کند ، نقطه پایان درس جیست ، چگونه مهر می آفریند ، چگونه عاطفه پدید می آورد و بردلهای پاک و اندیشه های زلال بچه ها چه ترسیم می کند؛ در داخل مدرسه چه سان تعامل با بچه ها دارد ، سلام آنان را با محبت پاسخ می گوید، حالشان را می پرسد ، بر رنجش خاطر و دل افسرده بعضی از آنها دست عطوفت می گذارد؛ و کوتاه سخن این که با دیدن او بچه ها شاد می شوند و تبسم امید بر لبهایشان می نشیند؛ و بالاخره رفتار و منش الگویی او در بیرون مدرسه که زیر ذره بین نگاههای بچه هاست ، درس زندگی اجتماعی ، همزیستی مطلوب و کرامت و والایی می دهد. او یک مربی است ، پرچم انسان سازی و جامعه پردازی بردوش دارد ، می خواهد بچه ها را با نور علم و ایمان بسازد ، با چشمه ای از شور و شادمانی آمده است ، زمزمه اش دلدادگی و محبت است ، غبار کدورت ها را می زداید ، عطر و بوی شادی می آفریند ، افق های دور و سرزمین آرزوها را نشان می دهد ، جامعه پرداز است ، بچه ها را با فراز و نشیب های زندگی اجتماعی آشنا می کند ، خطرات را یادآوری می نماید ، از گرگهای انسان نما و در کمین نشسته حرف می زند ، از دامها ، اغواها و فریب ها می گوید و وقتی می بیند که قلب کوچک و سینه پر مهرشان قدری آزرده شد از خوبی ها ، فداکاری ها ، ایثارها و از آدم هایی که همه هستی خویش را در طبق اخلاص نهاده و افتخارشان خدمت به انسان هاست ، می سراید و توام با تشریح زیبایی ها ، طراوت ها و شادابی های شوق انگیز گلها ، خارهای مسیر راه را هشدار می دهد و یادآوری می نماید فرزند دلبندم : «طی این مرحله بی همرهی خضر مکن». وقتی مطالعه کرد گفت نگارنده نفسش از جای گرم برمی خیزد ، مثل این که زندگی اش تامین است و دغدغه ندارد ، مشکل معیشت ، مسکن و... ندارد. کجا دانند حال ما سبکبالان ساحل ها! عزیزان فراموش نکنیم و دچار غفلت نشویم که گر چه جمعیت عظیمی از مدیران ، معلمان و مربیان مشکل نان دارند اما عزت نفس ، کرامت و بزرگواری آنان اجازه نمی دهد که غم جان فرزندان معنویشان را از یاد ببرند و در امواج خروشان و دریای طوفان زده ، زندگی خویش را همچنان نادیده انگاشته و با شرافتمندی به صورت یک ناجی فداکار ، نجات بخش جان و روح کودکان ، نوجوانان و جوانان از گرداب مصائب روزگار هستند. دریغ از این که مسوولان فقط تماشاچی باشند و دست این ناجیان فداکار را نگیرند و به ساحل امید و آرامش نرسانند ، هرگز مباد.

حسین هراتی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها