مرحوم مرتضی پاشایی هم گرچه یک پدیده در موسیقی نبود، اما بدرقهای که دوستدارانش از او کردند و حواشیای که پس از مرگش به وجود آمد، یک اتفاق بود بیگمان. گویی که یک جبهه شکل گرفت که در یک سویش هواداران این خواننده فقید بودند و در طرف دیگر مخالفانش. دوستدارانش حتی تسلیت نگفتن یک بازیگر یا اعتراف به دوست نداشتن صدا و موسیقیاش از سوی هنرمندی دیگر را هم برنتابیدند و تاختند بر آنها و در فضای مجازی و صفحههای اجتماعی حسابی آبادشان کردند.
مخالفانش هم که در ابتدا شاید متاثر از فضای عمومی بهوجود آمده، انتقادات خود را در لفافهای از ملاحظه و نرمش بیان میکردند به مرور از انفعال خارج شده و مراعات را کنار گذاشتند و عریان و بی نقطه نظرات خود را ابراز کردند. آخریاش هم یکی از استادان جامعهشناسی که صدای آن مرحوم و ترانههایش و اصولا موسیقی پاپ را یکسره مبتذل خوانده و به یک چوب رانده و دوستدارانش را هم عدهای قشری و تابع احساسات و متهم به عوامگرایی و نداشتن سواد موسیقایی.
این جامعهشناس حتی صدا و سیما را نیز بی نصیب نگذاشته از تیغ تیز انتقادات خود و بخصوص بر تلویزیون خرده گرفته است که چرا به درگذشت این خواننده پرداخته.
چه خوشمان بیاید چه نیاید، چه دوستدار صدا و موسیقی مرحوم پاشایی باشیم یا نباشیم، او خواننده محبوب و مورد علاقه طیفی از مردم و بخصوص نوجوانان بود که اتفاقا و از سر قضا در همین ملک و دیار زندگی میکنند. تلویزیون هم که قرار است رسانه ملی باشد و متعلق به همه، همه با هر نحله فکری، با هر سلیقه، با هر نظر و رای و عقیده. قرار نیست چون ما از صدای یک خواننده خوشمان نمیآید و موسیقیاش را نمیپسندیم در یک بایکوت خبری قرار گیرد و نام و نشانی از او در تلویزیون نیاید و نباشد. قرار هم نیست همه بتهوون و موتزارت گوش بدهند. رسانه ملی متعلق به همه مردم است، پس بگذاریم برای همه بماند.
محسن محمدی / گروه رادیو و تلویزیون
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد