حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مرحوم مرتضی پاشایی هم گرچه یک پدیده در موسیقی نبود، اما بدرقهای که دوستدارانش از او کردند و حواشیای که پس از مرگش به وجود آمد، یک اتفاق بود بیگمان. گویی که یک جبهه شکل گرفت که در یک سویش هواداران این خواننده فقید بودند و در طرف دیگر مخالفانش. دوستدارانش حتی تسلیت نگفتن یک بازیگر یا اعتراف به دوست نداشتن صدا و موسیقیاش از سوی هنرمندی دیگر را هم برنتابیدند و تاختند بر آنها و در فضای مجازی و صفحههای اجتماعی حسابی آبادشان کردند.
مخالفانش هم که در ابتدا شاید متاثر از فضای عمومی بهوجود آمده، انتقادات خود را در لفافهای از ملاحظه و نرمش بیان میکردند به مرور از انفعال خارج شده و مراعات را کنار گذاشتند و عریان و بی نقطه نظرات خود را ابراز کردند. آخریاش هم یکی از استادان جامعهشناسی که صدای آن مرحوم و ترانههایش و اصولا موسیقی پاپ را یکسره مبتذل خوانده و به یک چوب رانده و دوستدارانش را هم عدهای قشری و تابع احساسات و متهم به عوامگرایی و نداشتن سواد موسیقایی.
این جامعهشناس حتی صدا و سیما را نیز بی نصیب نگذاشته از تیغ تیز انتقادات خود و بخصوص بر تلویزیون خرده گرفته است که چرا به درگذشت این خواننده پرداخته.
چه خوشمان بیاید چه نیاید، چه دوستدار صدا و موسیقی مرحوم پاشایی باشیم یا نباشیم، او خواننده محبوب و مورد علاقه طیفی از مردم و بخصوص نوجوانان بود که اتفاقا و از سر قضا در همین ملک و دیار زندگی میکنند. تلویزیون هم که قرار است رسانه ملی باشد و متعلق به همه، همه با هر نحله فکری، با هر سلیقه، با هر نظر و رای و عقیده. قرار نیست چون ما از صدای یک خواننده خوشمان نمیآید و موسیقیاش را نمیپسندیم در یک بایکوت خبری قرار گیرد و نام و نشانی از او در تلویزیون نیاید و نباشد. قرار هم نیست همه بتهوون و موتزارت گوش بدهند. رسانه ملی متعلق به همه مردم است، پس بگذاریم برای همه بماند.
محسن محمدی / گروه رادیو و تلویزیون
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....