برخی از مفسران تعبیر «تبیان لکل شیء» را که در مورد قرآن به کار رفته مقید به قید هدایت نمودهاند، به این معنا که این کتاب آسمانی همه آنچه انسانها برای هدایت و سعادت خویش نیازمند دانستن آن هستند در خود مجتمع دارد. در جهت همین تفسیر هدایتمحور است که اهتمام قرآن به معرفی شیطان ارزشی مضاعف پیدا میکند، چراکه اگر مراد اصلی از زندگی انسان هدایت و سعادت دنیوی و اخروی او باشد، یکی از اصلیترین نیازهای او شناخت و معرفت کافی و کامل نسبت به خیر و شر یا نیکی و بدی است و نیز آگاهی از چند و چون فریبکاریهای شیطانی که قرار است سد راه وصول به حقیقت باشند و ایمان مومنان و اخلاص ایشان را در ترازوی قدرت اراده بسنجند.
در این مجال برآنیم با رجوع به آیات قرآن کریم برخی از ویژگیهای شیطان را که در این کتاب هدایت مورد توجه قرار گرفته، برشماریم. ویژگیها و خصایصی که راهنمای خوبی در راه حقیقتجویی و راهگشای شایستهای در مسیر نیل به سعادت است. مرجع اصلی این مطالب، تحقیقی قرآنپژوهانه است با عنوان «بررسی نظام آیات قرآن کریم در حیطه انسان» نوشته غلامحسین جعفری پیکانی که 53 ویژگی شیطان در قرآن را به صورت مبسوط مورد بررسی قرار داده است. در اینجا به هفت مورد از آنها اشاره شده است:
1 ـ دروغگویی
شیطان برای انحراف انسان چارهای جز توسل به دروغ ندارد. شیطان سخن خدا را تحریف میکند: «گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرد، مگر از بیم آنکه شما دو فرشته شوید یا جاودانه گردید.» (اعراف، 20) و با فریب و نیرنگ، چاه را راه مینمایاند: «پس با نیرنگی آن دو را به آن درخت ممنوع رسانید.» (اعراف، 22) «شیطان چیزی جز فریب به آنان وعده نمیدهد.» (نساء، 120)
2 ـ حیلهگری
«من از بندگانت چیز مشخصی میخواهم، ابتدا به بیراهه میبرم، سپس آنها را به آرزوهای مختلف سرگرم میکنم، آنگاه از آنان میخواهم که حلالها را حرام کنند (احکام را تغییر دهند) سپس آفرینش خدا را تغییر دهند (از مسیر فطرت خدایی خارج شوند).» (نساء، 119)
شیطان پس از مهلت گرفتن از خداوند، رسما اعلام میکند که از چهارسو، در کمین بندگان مینشیند تا اکثرشان را از صراط هدایت گمراه و منحرف نماید: «پس به این سبب که مرا گمراه ساختی، من هم بر سر راه راستی که آدمیان را به تو میرساند مینشینم تا آنان را از آن منحرف سازم. آری بر آن راه کمین میکنم، آنگاه از پیشروی آنان و از پشت سرشان و از طرف راست و چپشان به سراغ آنان میروم، در نتیجه بیشترشان را شکرگزار نعمتهای خود نمییابی.» (اعراف، 16 و 17)
3 ـ تفرقهافکنی
شیطان دائما در صدد ایجاد کینه، بددلی، بدبینی و جدایی دلها از یکدیگر است. «همواره شیطان میخواهد بین شما کینه و دشمنی ایجاد کند.» (مائده، 91) بویژه در کانون گرم خانواده میان زن و شوهر. «بین مرد و همسرش تفرقه میافکند.» (بقره، 102) شیطان نهتنها بین بندگان خدا تفرقهافکنی میکند، که بین آنان با خدا هم جدایی میافکند. در سخن امام سجاد علیهالسلام در بیان شگردهای شیطان آمده: «یحول بینی و بین الطاعة و الزلفی»؛ شیطان بین من و طاعت خدا حائل میشود و جدایی میاندازد. (شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، مناجات الشاکین از مناجات خمسه عشر)
4 ـ خودپرستی
حضرت امام خمینی(ره) درباره شیطان فرمودند: «خودبینی ارث شیطان است.» (صحیفه امام، ج 19، ص133) شیطان خود در پاسخ به خداوند که از او میپرسد چرا امرش را اطاعت نکرد، میگوید: «من از او [آدم] بهترم» (اعراف، 12)
شیطان درست به همان دلیل که او را از بهشت بیرون کردند، میخواهد همه را از بهشت طاعت بیرون کند؛ چهبسا از همین روست که حب نفس، خودبینی، خودخواهی و هواهای نفسانی را زیبا جلوه میدهد و به تعبیر امام سجاد(ع) «معاضدت» میکند: «یعاضد لی الهوی» به کمک هوای نفسم میآید.
5 ـ فراموشی مرگ
ازجمله شگردهای شیطان آرزوسازی است. «او را در آرزو میافکنم.» (نساء، 119) افتادن در آرزوها، آدمی را از مرگ غافل میکند. «آرزوهای دور و دراز، آخرت را به فراموشی میسپارد.» (نهجالبلاغه، خطبه 42) قرآن، مرگ را خواب شدید و خواب را مرگ ضعیف و موقت میداند. «خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض میکند و ارواحی را که نمردهاند نیز به هنگام خواب میگیرد.» (زمر، 42) حکمت مرگ موقت، یعنی خواب میتواند این باشد که با تفکر، هر خوابی، مرگ و هر بیدار شدن از خوابی، عمر دوباره تلقی شود و انتظار مرگ بهعنوان شعبهای از صبر و صبر بهعنوان ستونی از ایمان، امانبخش از گناه است. این سخن از امام علی(ع) است که ترقب به معنی انتظار مرگ را یکی از چهار شعبه صبر نامیدهاند و صبر را یکی از چهار رکن ایمان. انتظار مرگ، مصداق روشن و آشکاری از انتظار فرج است، زیرا برای مومن حقیقی این دنیا زندان است و به تعبیر امام علی(ع) خطاب به همام، انسان با تقوا اگر اجل خدانوشتهای نداشت، روحش یک لحظه در بدنش آرام و قرار نمیگرفت، از این جهان پرواز میکرد و به دیار جاوید پرمیکشید.
6 ـ تقلید کورکورانه
ازجمله حیلههای شیطان، جایگزینی ظن و گمان بهجای یقین و علم است. درست همان چیزی که خدا ما را از آن برحذر داشته و فرموده است: «دنبال چیزی که یقین ندارید حرکت نکنید.» (اسراء، 36) «شیطان، انسانها را وادار میکند به مقدسترین نیروی هستی یعنی خدا نسبتی بدهند که ناآگاهانه است.» (بقره، 169) و همین که علت این نسبتها را از آنان بپرسند بگویند: «این روش پدران ماست.» (بقره، 170). قرآن این استدلال را شدیدا تخطئه کرده و میفرماید: «گیرم که پدران شما نادان بودند، شما هم میخواهید راه حماقت آنها را پی بگیرید؟» (بقره، 170) از سیاق آیات برمیآید که این استدلال هم از آموزههای شیطان است، گرچه تصریح به آن نشده است؛ البته در جای دیگر تصریح هم شده، آنجا که میفرماید: «وقتی به آنان گفته میشود از وحی الهی پیروی کنید میگویند، ما از روش پدرانمان پیروی میکنیم. آیا بر این پیروی اصرار دارند اگرچه شیطان آنان را به این روش واداشته باشد؟» (لقمان، 21)
7 ـ دانش زیانبار
در تعقیب نماز عصر میخوانیم: «اللهم انی اعوذ بک من علم لاینفع» به خدا پناه میبرم از علمی که مفید نیست؛ حال اگر علم مستقیما مضر هم باشد دیگر به طریق اولی باید از شر آن به خداوند متعال پناه جست. اصطلاح بوالفضولی یا شهوت دانستن که به علم لاینفع میانجامد مقدمه شماری از نکوهششدهترین رذایل اخلاقی همچون تجسس، غیبت، حسادت و تهمت است. «تو گویی شیطان میخواهد به ما بگوید دانستن حق توست، چرا حقایق را از تو مخفی میکنند، از هر راهی شده باید به حقیقت برسی. شیطان حتی در گوشی حرف زدن را نیز توصیه میکند تا به این وسیله بندگان خوب و خوشرو را اندوهناک نماید.» (مجادله، 10)
صدرا حقجو / جامجم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)