یکی از پرسشهایی که بویژه در یک دهه اخیر نسبت به تحلیل محتوا و رویکرد تولیدات نمایشی اعم از آثار سینمایی و تلویزیونی مطرح شده، این است که چرا سوژهها و موضوعات مهم و استراتژیک کشور ـ آن هم در شرایط خاص کنونی ـ مورد توجه هنرمندان و بویژه فیلمنامهنویسان قرار نمیگیرد و فیلمنامهنویسان توانای سینما و تلویزیون، کمتر رغبت نشان میدهند درباره مسائل و معضلات اساسی کشور فیلمنامه بنویسند و فیلم بسازند.
نشانههای امیدبخش تغییر در نگاه و شیوه مدیریت سازمان صدا و سیما این ضرورت را پیش پای مدیران، تصمیم سازان، روشنفکران و نخبگان جامعه قرار میدهد که قبل از تعیین استراتژیهای جدید و طراحی مدل عملیاتی برای اداره بخشهایی در رسانه که مستقیم به تولید آثار هنری و نمایشی مربوط میشوند، به پاسخهای دقیق و کارشناسی شده به این پرسش دست یابند که چرا هنرمندان و فیلمنامهنویسان کمتر سراغ موضوعات اساسی کشور میروند. در حالی که جامعه ما در مقطع تاریخی اکنون، حداقل در یک زمینه که همان وفور سوژه برای فیلمنامهنویسان و فیلمسازان است، بینیاز از هر کشوری است.
در گذشته، هر گاه میل و ارادهای در فیلمسازان و فیلمنامهنویسان برای پرداختن به مسائل اساسی جامعه و موضوعات کلان و استراتژیک کشور پدید آمده است، متاسفانه به شکلی از دالانهای تنگ و تاریک سلیقههای کوچک عبور داده شدهاند و اصلاحیه خوردهاند و در نهایت عطای نزدیکشدن به موضوعات مهم و معضلات اساسی جامعه را به لقایش بخشیدهاند و سراغ سوژههای کماهمیت و بیدردسر رفتهاند. نتیجه چنین رویکردی، شکلگیری سینما و تلویزیونی کم مساله شده است، آن هم در جامعهای که پر از سوژه است.
بیشک یکی از دلایل غیبت دغدغهها و دردهایی در آثار نمایشی سینمایی و تلویزیونی که مردم را با خود درگیر کردهاند و از شهروندان تهرانی گرفته تا روستاییان مرزنشین، روز و روزگارشان را رقم زدهاند، همین تحمیل سلیقههای نازل و محافظهکاریهای عافیتطلبانه است که در بخشی از بدنه مدیریت فرهنگی ـ هنری کشور جا خوش کرده است. در حالی که همین دغدغهها و دردهای ملموس و واقعی مردم، میتوانند پیرنگ بهترین، نابترین، انسانیترین، معناگرایانهترین، متعهدانهترین، انقلابیترین و اسلامیترین قصههای آثار نمایشی سینما و تلویزیون جمهوری اسلامی باشند.
وقتی معاونت سیمای جدید در رسانه ملی در اولین سخنان خود تأکید میکند: «همه بیایند» نشان از اعتماد به نفس بالای او و تضمین این ادعاست که صحنه و میدان رسانه جای انسانهای شایسته است. همه آنچه طی این سالها در زمینه متون آثار نمایشی در کشور، نوشته و سپس تولید و به مخاطب عرضه شده است، نه تنها هیچ تناسبی با ظرفیت و بضاعت واقعی فیلمنامهنویسان و فیلمسازان کشور ندارد، بلکه یک دروغ بزرگ نیز به چشم و ذهن مخاطب تحمیل کرده است و آن، اینکه فیلمنامهنویسان ما حرفی برای گفتن ندارند.
مهدی یمینی
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.