حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
همانقدری که دوست دارد خوشاستیل باشد، به رفاه هم علاقه دارد. به خانه خوب، اتومبیل خوب و سفر خوب. با همسرش در آمریکا آشنا شده است. وقتی مصاحبه تلفنی تمام شد، از او نپرسیدم «حرف دیگری هم هست که بخواهید بگویید؟» به این دلیل ساده که عادت ندارم چنین سوالی بپرسم. ولی او خودش گفت دلش میخواهد از همسرش به خاطر پرستاری از او در دوره بیماری تشکر کند. اینطور وقتها فرقی ندارد هنرمند باشی یا یک انسان ساده، معمولا تنها میشوی. حالا درباره آدمهای مهم شاید این تنهایی پیچیدهتر هم باشد؛ بله، درباره انتشار شایعه مرگ او حرف میزنم.
علاوه بر شایعه مرگ او، چیزی که او را در سالهای اخیر خبرساز کرده بود، شایعه روابط خوب با مدیران است و البته بازی در آن فیلم مسعود دهنمکی، که بعدها انتشار فیلم عذرخواهیاش از این اتفاق در شبکههای اجتماعی، سبب بروز حاشیههایی حول او شد.
آدم دلش میخواهد فکر کند علاقه ویژهای به ظاهر آلن دلون دارد. شاید هم نداشته باشد. راستش را بخواهید این ایده همین حالا به ذهنم رسید. کاش زودتر میرسید و میپرسیدم. به هر روی، حال و هوای دنیای توی ذهن او شباهت زیادی به الگوی ریاضتمندانه وطنی ندارد.
میتوان گفت رضا رویگری، هنرپیشه نقش منفی فیلمهای دهه 60 و 70 آدم صادقی باشد. چون وقتی از او درباره رویاهایش پرسیدم گفت شبها خواب میبیند که یک کیسه بزرگ پول را در آغوش گرفته است. این هم برای خودش رویایی است...
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....