حالا این هم گاهی مشکلی شاید نباشه، آممممااااا... نکتهش اینجاست که اگه این وسط با اون کلمات، احساسی هم بنویسی دیگه بدتر از اون! بخشهایی مث دستانم به داد دلم میرسندش خوب بود)- مژگان 84- نازیلا- نازنین 75 از اصفهان- یونس علیزادگان- قناری از گنبد- امیر معدنشکاف از ساوجبلاغ- م. بالنده- اسدیان- علی برزو- ترنج از کرج- شیدا 74- فرزانه سجودی از تبریز- هادوو از شهر اولینها- دختر 20 ساله- باقری از گرگان (لطفتان کم نشود. خوشحالیم که مورد توجهتان بوده است.)- شهلا از مراغه- نادیا از تهران- آقای دکتر- مظلومی از بندر عباس- نگار از شهر ری- صبا صفری 15 ساله از گرمسار- بهار نژادبهداروند از شوشتر- معلم 39 ساله از فارس (بربخوره؟ به من؟ یهچیا میگیهاااا... قرار بود طنز و شوخی و مزاح من رو درک کنینهاااا. مامانبزرگم هم میگه: شما نظر بده، کاریت به برخوردنش نباشه. سوادتم به رخ نوۀ من نکش که این نوۀ من خیلی بیسوادتر از توئه! نگاه کن! مامانبزرگ ما هم معلوم نیس داره دفاع میکنه ازمون یا خرابمون میکنه!)- شیمیدان از ساوه (اووو... اونقدر رفتگان رفتهن!! تازه کسی چمدونه؟ یهو دیدی منم همین فردا پسفردا رفتم! )- شازده کوچولو از اهواز (من یکی که دربست، درباز، قسمت بار، صندوق عقب، حتی کنار باتری و موتور و اونم اگه نشد رو اکسل محور چرخها مخلصتم! میتونی با ایمیل هم بفرستی)- سایه تنهایی- سراب سرد از قائمشهر- سارای مهرداد- فرزانه (یه دونه همهش به دستم رسیده بود که با این یکی پیامکت شد دو تا! متنوع بنویس، منتظر هم نمون که یکی چاپ شه بعد بعدی رو بفرستی. چون اینجوری اگه یکی خوب نبود یا نشد یا هر چی، یکی دیگه نوبتش رسیده. اونایی که میگی هی اسمشون تکرار میشه از این راه میرن که غافلگیرم میکنن!)- و... بقیه هم منتظر باشند تا شمارههای بعدی.