باز مدرسه‌ات دیر شد؟!

1. سال‌ها از آن سریال دوران کودکی می‌گذرد که اکبر عبدی وقت ناشناس پشت‌سر هم می‌زد توی سر خودش که «باز مدرسه‌ام دیر شد!» بعد از 30 سال که از آن سریال می‌گذرد هنوز هم ترجیع‌بند زندگی من همین سه کلمه است «ببخشید دیر کردم!» آیا این رفتار به نظرتان آشنا می‌آید؟ نکند شما هم همین طور هستید؟
کد خبر: ۷۴۳۲۷۴

2. تحقیقات زیادی در حوزه علوم انسانی انجام شده تا بفهمند چرا برخی همیشه وقت ناشناس‌اند و مرتب و مکرر دیر می‌کنند. حقیقتش را بخواهید دلایل متنوعی پشت هر دیرکردنی هست، اما به نظر می‌رسد در مورد وقت‌ناشناسان همیشگی، یک نخ تسبیح واحد از لابه‌لای همه تاخیرهای مکررشان عبور می‌کند، یک دلیل جهانشمول که معمولا در هیاهوی توجیه‌ها و تنبیه‌ها به آن توجه کافی نمی‌شود. برای درک بهتر وقت ناشناسان، بیایید به آن سوی طیف نگاه کنیم: وقت‌شناسان.

همه می‌دانیم افراد وقت‌شناس از دیر کردن متنفر هستند. فکر دیرکردن دیوانه‌شان می‌کند. آنقدر که حتی ممکن است خیلی زودتر از آنچه لازم است به محل قرار برسند. وگرنه آنها برای زمانی که زودتر به محل قرار می‌رسند، چیز اضافه‌تری به دست نمی‌آورند. حتی ممکن است خودشان را جایی پنهان کنند تا کسی متوجه نشود واقعا چه زمانی به محل قرار رسیده بودند.

به طریق مشابه، افرادی که نمی‌توانند سر وقت به قرارهایشان برسند هم یک انگیزه قوی برای این رفتارشان دارند، اما چه انگیزه‌ای؟ نتایج تحقیقات می‌گوید که دلیل دیر رسیدن‌های مکرر این است که از زود رسیدن متنفر هستند! یعنی چه! یعنی می‌خواهند وقت شناس باشند، اما ترجیح می‌دهند دقیقا سر موقع ـ و نه زودتر ـ برسند. چرا؟ چون تنفر از زود رسیدن یک انگیزه قوی در ذهن این افراد است: به همان قدرت تنفر از دیر رسیدن در دسته دیگر. اگر از این افراد (برای مثال از بنده) راجع به دلایل تاخیرهایشان بپرسید معمولا از استدلال‌های آنها در توضیح تاخیرهایشان متعجب خواهید شد:

ـ برای آنها زود رسیدن یعنی هدر دادن زمان. زود رسیدن یعنی این‌که بدون هیچ کاری بنشینید تا وقت ملاقات فرا برسد. چون زمان انتظار آنقدر بلند نیست که بشود آن را صرف کاری کرد.

ـ زود رسیدن همیشه خوشایند نیست. چون احساس می‌کنند وقتی زود می‌رسند دیگران مرتب آنها را می‌پایند یا در دل خود آنها را قضاوت می‌کنند (حالا واقعا این اتفاق بیفتد یا نه.) اگر یک قرار کاری داشته باشند و خیلی زود سر قرار برسند نگران وجهه‌شان در انظار عمومی هستند. می‌گویند «درسته که زود رسیدن احساس خوبی در من ایجاد می‌کنه ولی خیلی زود رسیدن هم باعث می‌شه احمق به نظر برسم. می‌ترسم دیگران فکر کنن من غیر از این قرار ملاقات کار و زندگی دیگه‌ای ندارم و من نمی‌خوام بقیه فکر کنن وقت من برام ارزش نداره!»

ـ هزینه زود رسیدن. آنها می‌گویند «همانقدر که زمان دیگران اهمیت داره و باید به اون احترام گذاشت، زمان من هم با ارزشه و دوست دارم اون رو صرف کارهای مهم‌تری کنم تا این که انتظار بکشم و زمانم رو هدر بدهم.»

ـ دیر رسیدن به مثابه احترام به طرف مقابل. این یکی دیگر شاهکار است! می‌گویند «ما نمی‌خواهیم به خاطر زود رسیدن ما کسی به زحمت بیفتد. مثلا در یک مهمانی شام شما نمی‌خواهید زودتر از بقیه برسید پس کمی دیر می‌کنید.»

3. این افراد حتی وقتی «تلاش می‌کنند» با برنامه‌ریزی کارهایشان را انجام دهند، به وقت دیگران احترام بگذارند، یا ساعت کوکی کنار تختشان بگذارند باز هم دیر می‌کنند و همیشه هم به همان میزان معمول خودشان دیر می‌کنند: پنج دقیقه. ده دقیقه. پانزده دقیقه... آنقدر کم که به کلیت قرار لطمه‌ای نمی‌زند، اما هنوز برای دیگران آزاردهنده است! بهترین تصمیم شاید این باشد که سعی کنیم با وجود ترافیک، کارهای شخصی و... طوری وقت‌مان را تنظیم کنیم که چند دقیقه قبل از قرار خود را به محل برسانیم. با این‌که وقت ناشناسان همواره سعی می‌کنند این عادت ناپسند را در درون خودشان بشکنند، اما انگیزه قوی «تنفر از زود رسیدن» اغلب برایشان دردسرساز می‌شود. خیلی سخت است بتوان بین دو ایده‌آل یک تعادل ایجاد کرد. شاید می‌پرسید اگر کسی از زود رسیدن متنفر است، چطور می‌تواند خطر زود رسیدن را به جان بخرد تا در نهایت بتواند سر وقت در محل حاضر شود؟ (دقت کرده‌اید این افراد اگر یک‌بار زودتر به قرار برسند به خودشان می‌گویند خب دفعه بعد کمی دیرتر راه می‌افتم تا سر موقع برسم)

راه‌حل ترک این عادت بسیار ساده است: لازم نیست به این فکر کنید که چطور می‌شود به موقع برسید، به جای آن به این فکر کنید که چطور می‌توانید زود رسیدن را برای خود «ارزشمند» کنید و من به شما اطمینان می‌دهم راه‌های زیادی برای این کار هست. مثلا یک بار سال 2002 روزنامه یواس‌ای تودی در مقاله‌ای از قول مایکل دل، رئیس و بنیانگذار شرکت کامپیوتری دل نوشته بود که «من سعی می‌کنم کمی زودتر به جلسات برسم تا دستم بیاید جو چگونه است و فرصت داشته باشم تا باب گپ و گفت غیررسمی با حاضرین را باز کنم قبل از این که دستور رسمی جلسه آغاز شود.» شما هم با تغییر تصویر ذهنی‌تان درباره زود رسیدن به عنوان یک امر باارزش، احساس خواهید کرد که در حین انتظارکشیدن از زمانتان به طور سازنده‌ای برای خودتان یا برای دیگران استفاده کرده‌اید.

حالا تمام پاراگراف‌ها را از ته به سر دوباره بخوانید تا روند منطقی مطلب برایتان جا بیفتد.

مصطفی پورمهدی

پژوهشگر و مشاور کسب وکار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها