برجسته‌ترین آثار آل‌احمد که باعث شده ما امروز هم به آثار او به دید مثبت نگاه کنیم، آثار غیرداستانی اوست

چند قدم با جلال

جلال ‌آل‌‌احمد جزو نویسندگان پیشکسوتی است که بنا به دلایلی ـ که بعضی از آنها را عرض می‌کنیم ـ در گروه نویسندگان معتقد و تا حدودی مذهبی شمرده می‌شود.
کد خبر: ۷۴۱۲۱۴

می‌‌دانید که داستان‌نویسی مدرن در ایران سابقه طولانی‌ ندارد. البته سابقه داستان‌نویسی در ایران بسیار طولانی است، ولی سابقه داستان‌نویسی مدرن، یعنی داستان نوشتن به سبک و سیاقی که غربی‌ها می‌نویسند ـ چه داستان کوتاه و چه رمان ـ در ایران خیلی طولانی نیست.

بعضی افراد، نسل اول داستان‌نویسان، ازجمله صادق هدایت، صادق چوبک و آل‌احمد را به‌عنوان داستان‌نویسان پیشکسوت نام می‌برند. در بین افرادی که به‌عنوان نویسندگان پیشکسوت ادبیات داستانی ما مطرح هستند، آل‌احمد ویژگی‌های خاصی دارد؛ یعنی اگر ما ده یا 12 نفر را به‌عنوان داستان‌نویسان پیشکسوت در نظر بگیریم که آن ویژگی‌ها باعث می‌شود پرداختن به آثارشان خیلی معذوریت و محدودیت برای ما نداشته باشد و در نقدشان کمتر دردسر داشته باشیم؛ یکی از آنها آل‌احمد است.

توضیح کوتاهی اگر بخواهم در این مورد بدهم، این که بعضی داستان‌نویس‌ها خیلی بی‌پرده می‌نویسند. ممکن است جنبه‌های مربوط به مسائل جنسی در آثارشان بالا باشد یا بعضی اوقات عفت قلم را در به کار بردن واژه‌های نامناسبی که کلمات رکیک محسوب می‌شود، نگه ندارند. طبیعتا‌ در برخورد با این آثار، مقداری مشکل پیدا می‌‌شود. آل‌احمد این مشکلات را ندارد. این، بخش اول ماجرا.

بخش دوم به موضعگیری سیاسی آل‌احمد برمی‌گردد که برخلاف سایر افراد، موضعگیری سیاسی خاصی داشته است. البته این ماجرا همراه با فراز و فرود بوده است؛ از پیوستن او به حزب توده، جدا شدن از حزب توده، تشکیل کمیته نظارت، تحت تاثیر ملکی و بعد هم تا حدودی بریدن از مسائل سیاسی، تا حدودی روی آوری مجدد به شکل نسبی به مذهب و نوشتن یکی دو اثر که می‌شود گفت آثار مذهبی هستند.

نمونه مشخص آن، سفرنامه حج آل‌احمد است به نام «خسی در میقات»؛ که یک سفرنامه نسبتا کامل و خوب است.

آل‌احمد با داشتن پدری روحانی، از یک خانواده مذهبی است. خویشاوندی دوری هم با مرحوم آیت‌الله طالقانی داشته است. (ظاهرا ایشان پسرعموی پدر آل‌احمد بوده‌اند.) اصلیت آل‌احمد از اورازان از توابع طالقان است. او سفرنامه‌ای هم در مورد سفر به اورازان دارد. انعکاس زندگی آل‌احمد در آثارش به طور کامل مشهود است.

برادر بزرگ آل‌احمد، روحانی بوده و مدتی نماینده مراجع، در نجف و بعد هم نماینده آقای بروجردی در عربستان می‌شود و در همان جا هم از دنیا می‌رود و در بقیع دفن می‌شود. رشد و نمو در این خانواده مذهبی، آن هم در ابتدای دوره نوجوانی، باعث شده بود آل‌احمد رویکردی مذهبی پیدا کند و اهل تعهد و تهجد شود و اگرچه در ادامه مسیر از دین فاصله می‌گیرد و بعد از طی یک سلسله جریانات سیاسی جلال تا حدودی به مذهب بازمی‌گردد.

شاید برجسته‌ترین آثار آل‌احمد که باعث شده ما امروز هم به آثار او به دید مثبت نگاه کنیم، آثار غیرداستانی او باشد؛ مثل کتاب «غربزدگی» و «در خدمت و خیانت روشنفکران» در غربزدگی یک مطالعه اجمالی درباره خودباختگی روشنفکران ما و افراد تحصیلکرده‌مان نسبت به غرب وجود دارد.

در کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران هم چیزی شبیه همین مضمون دیده می‌شود؛ یعنی مختصری مرور تاریخی است، که نقش روشنفکران در جامعه ما و نقش منفی‌ای را که بعد بازی کردند نشان می‌دهد. در همین کتاب، آل احمد، جمله‌ای راجع به حضرت امام(ره) مطرح می‌کند که ارادتش را به ایشان می‌رساند.

در سال‌های قبل از سال 50، وجه غالب آثار جلال، کتاب‌های غیرداستانی (مقالات) است، اما داستان‌های آل‌احمد هم قابل تامل است مانند: کتاب‌های «دید و بازدید»، «از رنجی که می‌بریم»، «سه تار»، «زن زیادی» و «پنج داستان».

«نون والقلم»، «نفرین زمین» و «مدیر مدرسه» هم داستان‌های بلند و رمانی است که آل‌احمد نوشته است. برخی داستان‌های کوتاه آل‌احمد، از لحاظ فنی به گونه‌ای است که امروز هم می‌تواند به‌عنوان نمونه کارهای مثبت و درست تلقی شده و الگو قرار بگیرد.

از بین سه داستان بلندی که آل‌احمد دارد (نفرین زمین، نون والقلم و مدیر مدرسه) تقریبا‌ همه معتقد هستند که مدیر مدرسه ساختار داستانی قوی‌تر و محکم‌تری دارد و یک داستان بلند قابل تامل است.

مشکل دیگری که آل‌احمد در دو کتاب دیگر دارد این است که گاهی اوقات یکی از شخصیت‌های داستان، شروع به صحبت کردن می‌کند؛ طولانی و غیرموجه، که این در داستان، نقطه ضعف محسوب می‌شود؛ یعنی درواقع به مقاله شکل داستانی داده شده است.

یکی از خصوصیات داستا‌ن‌های آل‌احمد ـ که تقریبا‌ در همه داستان‌هایش تکرار می‌شود ـ بی‌تکلف‌نویسی و راحت بودن با موضوع است. یعنی آل‌احمد در داستان‌هایش خیلی صریح موضوع‌ها را نوشته و تکلف به خرج نداده است. ساده و صریح‌نویسی، در همه داستان‌های آل‌احمد به چشم می‌خورد.

ویژگی پایانی که در این فرصت باید به آن اشاره کنم که تقریبا‌ در خیلی از داستان‌های دیگر آل‌احمد موجود است، نزدیکی داستان به خاطره است. داستان، دارای بافت خاطره‌واری است. (این خصلت به شمس آل‌احمد هم سرایت کرده.

در یک جا شمس می‌گوید که من از آن صحنه‌ای که آل‌احمد در گیلان از دنیا رفته بود و داشتیم به سمت تهران می‌آمدیم و مکالماتی که بین افراد حاضر رد و بدل شد، موضوعی را الهام گرفتم و بعد از این‌که سیمین دانشور این را خواند، گفت، این‌که عین واقعیت است) این ماجرا در داستان‌های خود آل‌احمد هم خیلی وقت‌ها دیده می‌شود.

دکتر محسن پرویز ‌/‌ داستان‌نویس

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها