تظاهر به اشرافیت به یک سبک زندگی تبدیل شده است

از اشرافیت تا تظاهر به اشرافیت

پورشه، بنز یا بی‌ام‌دبلیو، مجموعه‌ای از آثار هنری گران‌قیمت و تاریخی، یک کاخ پر از تجملات در بهترین نقطه شهر یا یک گوشی منطبق با آخرین فناوری روز؛ اینها چیزهایی هستند که داشتن آنها کافی است که ما را جزو طبقه‌ای به نام اشراف کند. اگرچه امروزه گمان می‌رود چیزی به نام اشراف وجود ندارد.
کد خبر: ۷۲۲۷۰۶

اگر به ریشه اصلی لغت بازگردیم، اشرافیت به معنای بزرگ، سربلند و بزرگوار است و معنای مثبتی دارد، اما مصداق آن در طبقات بالای اقتصادی متبلور می‌شود و مردم دل خوشی از آنها ندارند. بهانه بسیاری از اعتراضات در کشورهای مختلف، حاکمیت اشراف بوده است و تغییرات گسترده‌ای در جوامع برای برکناری این طبقه ایجاد شده است. شاید شوروی سابق که یک نظام کارگری شورایی در جهت القای چنین طبقاتی بود، آخرین نوع در این زمینه باشد. در همین ایران خودمان مبارزه با اشراف و اشرافی‌گری بارها بهانه‌ای شد برای جلب آرای مردم. اما خوب که نگاه کنیم، می‌بینیم تمایز روشنی میان اشراف و اشرافیت از یک‌سو و تظاهر به اشرافی‌گری وجود دارد.

اشرافیت

اشرافیت را مرادف با نخبگان اقتصادی، فرهنگی و سیاسی نیز گرفته‌اند. به لحاظ تاریخی در دوران ویکتوریایی در انگلستان اشرافیت تنها مجرای تمدن بود. در این نگاه «فرهنگ صرفا می‌توانست از خلال فرآیندهای آموزشی و تربیتی در اقشار بالای جامعه از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.»1

در عمل اشرافیت اروپایی به این نتیجه رسید که اروپاییان نژاد برترند.2 نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد اشراف در اغلب جوامع مدافع وضع موجود بودند. طبقه‌ای از جامعه که ثروت سرشاری و از طبقات دیگر وضع متمایزی داشتند. امکانات مادی در دست ایشان بود و آنها می‌توانستند قدرت را محدود کنند. شکل اشراف در جوامع مختلف متفاوت بوده است. به نسبت گستردگی منابع تولید در قرون میانه اشراف گستردگی بیشتری داشتند و قدرت همدیگر را محدود می‌کردند. در جوامع فقیر و کم منبع و به‌طور مشخص کم‌آب، اما اشراف گستردگی کمتر داشته و از قدرت بیشتری برخوردار بودند.

اشراف در جهان گذشته ثبات را تضمین می‌کردند. از این‌رو تفاوت جهان شرق و غرب، تفاوت نحو متفاوتی از اشرافیت است. اشرافیت متکثر ثبات بیشتر در غرب را به دنبال داشت. اشرافیت زودگذار ایران بی‌ثباتی را همراه داشته است.3

با دوران جدید و رشد آگاه بخصوص پس از انقلاب فرانسه حاکمیت اشراف‌گویی به پایان خود نزدیک می‌شد. مردم به دنبال از بین بردن نظام کهنه در فرانسه در مقابل نظام شاهنشاهی که سمبل اشراف آن زمان بود، ایستادند و غوغای انقلاب فرانسه به شکست زمین‌داران و نهاد کلیسا منجر شد. گمان می‌رفت با انقلاب فرانسه اشرافیت پایان یافته و مزایای متعلق به چنین طبقه‌ای رخت بر بسته باشد. اما شرکت‌های چندملیتی و ثروتمندان جدید که بر موج‌های تکنولوژی و بازار ایستاده بودند، خود زمینه‌ساز اشرافیت دیگری شدند. ابزارهای جدید برای کنترل قدرت ایجاد شد و آرام آرام رسانه‌ها و فرهنگ جای شلاق و زور را گرفت. ظاهر نظام سیاسی و فرهنگی عوض شده بود، اما باز این بخش کوچکی از جامعه بود که امکان تعیین سرنوشت را محدود‌تر می‌کرد.

طبقه اشراف در گذشته و امروز تفاوت‌های گسترده‌ای داشتند. در گذشته اشراف که در نظام سلطنتی تبلور می‌یافت، با اعطای القاب و تقسیم قدرت در این طبقه جان می‌گرفت. حکومت رسما متعلق و منحصر به کسانی از این طبقه بود. اما امروزه وضع کمی متفاوت شده است و اشرافیت جدید مدعی حکومت نیست هر چند برخی معتقدند دست‌های نامرئی اشراف همه چیز را به نفع خود تغییر می‌دهد.

تظاهر به اشرافیت

مهم نیست چقدر پول داشته باشی، می‌توانی با ظاهرسازی خود را از طبقه دیگری نشان دهی. سال‌های پیش کالاهای مورد استفاده بشر محدود بودند. حجم واردات محدود بود و سبک‌های زندگی تنوع چندانی نداشت. امروزه چیز جدیدی رخ داده است و آن تظاهر به اشرافیت است. رونمایی از آخرین امکانات پرشمار در تبلیغاتی که در رسانه‌ها صورت می‌گیرد، پرده از اشرافیتی برمی‌دارد که انگار حدود و ثغوری ندارد.

امروزه اشرافیت خود به تعیین سبک‌های زندگی می‌پردازد. ساعاتی حضور در بازار فروش موبایل در شهرهای بزرگ نشان می‌دهد همه به‌دنبال خرید مظاهر اشرافیت هستند. غایت بسیاری از زندگی‌ها امروز رسیدن به زندگی‌های اشرافی است. شاید مردم عادی نتوانند خانه، ماشین یا املاک گران‌قیمتی برای خود دست و پا کنند، اما موبایل، لباس و رستوران‌های گران‌قیمت را راحت‌تر می‌توان فتح کرد. به نظر می‌رسد نوعی رقابت برای رسیدن به افق‌های زندگی در آن سوی طبقات متوسط جامعه را پر کرده است. مصداق دیگری از تظاهر به اشرافیت در بالا رفتن میزان مصرف و خرید است. امروزه بسیاری در جامعه ایران بیش از آن‌که به دنبال تولید یا انباشت سرمایه باشند، به دنبال خریدند. میزان خرید، میزان خوشبختی ارزیابی می‌شود.

اشرافیت جدید تفاوت بارزی با اشرافیت در روزگار گذشته دارد و آن عبور از حوزه اقتصاد و سیاست به فرهنگ است. فرهنگ اشرافی به دنبال تبلیغ یک زندگی است، امروزه همه باید بدانند اشرافیت جدید چه می‌پوشد، کجا تفریح می‌کند و چه خودرویی سوار می‌شود. ما با خرید و بازتولید مظاهر این طبقه آن را طبیعی جلوه می‌دهیم. هر چند یک ضدیت سنتی هنوز در بسیاری از افراد نسبت به این طبقه وجود دارد، اما تظاهر به اشرافیت هر روز در بخش‌های مختلف جامعه رواج بیشتری پیدا می‌کند.

جای اشرافیت جدید امروز دیگر قسمت‌های مشخصی از شهر نیست و صفحات تبلیغاتی، مراکز فروش و خیابان‌های شهر نمایشگاهی از آن شده است. به نظر می‌رسد تظاهر به اشرافیت شیوه‌ای است هوشمندانه که گسترش آن تنها به سود خود اشراف است، کسانی که با تبلیغ خود در تظاهر به اشرافیت، میزان فروش محصولات خود را بالاتر می‌برند.

1 ـ فکوهی، سایت انسان‌شناسی و فرهنگ، 22 آذر 90

2 ـ همان

3 ـ کاتوزیان، اقتصاد سیاسی

میثم قهوه‌چیان / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها