عیش مدام

شیطنت نُت‌های تخیل آفرین

تصور غالب آدم‌ها از موسیقی فیلم این است که چیزی است که با تصاویر شنیدنی است و به تنهایی نمی‌توان آن را گوش داد. اما شاید تأملی دوباره بر فرآیند تولید یک قطعه، برای یک فیلم این تصور را اصلاح کند. موسیقی فیلم با تکیه بر دیدن تصاویر، آگاهی از داستان و سپس تخیل آهنگساز بر اساس آنها ساخته می‌شود.
کد خبر: ۷۲۱۲۱۷

آهنگساز از فیلتر تخیل و درکی که از تصویر و موسیقی دارد یک قطعه را می‌سازد. به نوعی از مجرای تخیل موسیقایی پرورش یافته خود، تصاویر را به صدا ترجمه می‌کند و صدا را برای ساختن فضای فیلم پرورش می‌دهد. با این توضیح دو جور می‌توان از موسیقی فیلم لذت برد. اول این‌که فیلم را ببینیم و از طریق صدا به آن فکر کنیم و اگر فیلم را دوست داشته باشیم با اثر به خاطره بازی و لذتی رمانتیک مشغول شویم، اما لذت دوم که چندین برابر دلنشین‌تر و اصیل‌تر است، شنیدن موسیقی فیلم فارغ از خود فیلم است.

موسیقی فیلم معمولا تصویری‌تر و فضاهای خالی برای تخیل کردن زیاد دارد. لذا سپردن ذهن به آن، همچون نوعی پرورش خیال و ساختن فیلمی ذهنی و شخصی بر اساس موسیقی است. موسیقی با این دید دست‌مایه و امکانی است که با ترجمان تصویری ما کامل می‌شود. ما موسیقی را به ذهن و تخیل خود ترجمه می‌کنیم و به ترکیبی شخصی از لذت موسیقایی می‌رسیم.

با این مقدمه یکی از موسیقی فیلم‌های موفق امسال را رنگ و رنگ برای شنیدن پیشنهاد می‌کند؛ «آرایش غلیظ». کار متفاوتی در ساخت موسیقی که هم پر تحرک و تجربه‌گراست و هم لطیف. قطعه‌هایی از موسیقی سهراب پورناظری برای آرایش غلیظ بشدت تجربه‌گرا و شیطنت‌آمیز است.

اوج این تجربه‌گرایی را می‌توان در قطعه اول آلبوم با صدای همایون شجریان دید. قطعه‌ای که تیتراژ پایانی فیلم است و هم برای آهنگساز و هم برای خواننده، تجربه‌ای بشدت متفاوت است. خواننده قطعه‌های نرمی چون هوای گریه، چرا رفتی؟ کولی و... این‌بار برای شنوندگان همیشگی خود یک تجربه غیرمنتظره رقم زده است.

اما این تجربه محوری و شیطنت که با فضای روایی فیلم هم همخوان است و به آن رنگ و جلایی ویژه بخشیده در قطعات بی‌کلام دیگر اثر هم شنیدنی است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها