محاکمه عامل جنایت شهرک غرب پشت درهای بسته

جلسه محاکمه دانشجوی علوم سیاسی که با شلیک 5 گلوله ، رقیب خود را در شهرک غرب از پای درآورده بود ، به درخواست وکیل متهم به صورت غیر علنی برگزار شد.
کد خبر: ۷۲۱۱۰

ساعت 11 شب پنجشنبه 28 خرداد سال گذشته ، ساکنان آپارتمانی در شهرک غرب ، در سکوت شبانه ، با شنیدن صدای شلیک 5 گلوله و پس از آن دیدن جسد غرق خون جوانی ، با کلانتری 134 شهرک غرب تماس گرفتند.با گزارش موضوع به دادسرای جنایی ، محمد عرفان ، بازپرس کشیک قتل به همراه کارآگاهان شعبه قتل آگاهی در صحنه جنایت حاضر شده و به تحقیق در مورد این جنایت که در آن جوان 23 ساله ای به نام محمد - م به قتل رسیده بود پرداختند.بازپرس عرفان در نخستین اقدام ، ساعاتی پس از شروع تحقیقات ، پس از تماس یکی از دوستان مقتول با تلفن همراهش ، دوست وی را جهت بازجویی به محل جنایت فراخواند.دوست مقتول در بازجویی ها به بازپرس دادسرای جنایی گفت : محمد چند ساعت پیش از حادثه با من تماس گرفت و از من خواست او را به محل قرارش با یک دختر جوان در شهرک برسانم ، در محل قرار ، محمد سوار خودروی سمندی شد که راننده اش یک دختر جوان بود و من از آن به بعد اطلاعی از او ندارم تا این که برای برگرداندن او با تلفن همراهش تماس گرفتم .با اطلاعاتی که دوست مقتول در اختیار پلیس قرار داد، ماموران توانستند در طی 7 ساعت صاحب خودرو به نام حامد - ی و مهسا- د ، دختر جوانی را که ساعاتی پیش به همراه وی بوده را پیدا کنند.با بازجویی از خانواده دختر جوان ، کارآگاهان متوجه شدند جوان صاحب خودرو به نام حامد به همراه نامزدش مهسا با اتوبوس به اصفهان رفته اند.به این ترتیب کارآگاهان جنایی ، عکسهای مهسا و نامزدش حامد را در اختیار پلیس اصفهان قرار دادند و آنها را در نجف آباد دستگیر کردند.

قتل به خاطر شرافت

دختر و پسر جوان پس از دستگیری در نجف آباد در ابتدا منکر قتل شدند، اما در بازجویی های فنی و تخصصی سرانجام حامد به ارتکاب قتل در شهرک غرب اعتراف کرد.متهم به قتل در بازجویی ها گفت : چند ماه قبل با مهسا نامزد شدیم ، اما بعد از مدت کوتاهی از نامزدی او به من گفت : پیش از ازدواج با جوانی به نام محمد دوست بوده و او حتی پس از نامزدیمان برای او مزاحمت ایجاد می کند.از طریق یکی از دوستانم اسلحه کلتی خریداری کردم و بی آن که مهسا از نقشه ام اطلاع داشته باشد از او خواستم با محمد قرار بگذارد و او را به شهرک غرب بکشاند، قرار شد مهسا پس از سوار کردن محمد چند کوچه پایین تر به بهانه ای از خودرو پیاده شود تا من با او حرف بزنم .زمانی که مهسا به بهانه برداشتن چیزی از خانه خاله اش از خودرو پیاده شد، به سمت او رفتم و گفتم : من شوهر مهسا هستم ، دست از سر او بردار، اما او شروع به فحاشی کرد و من هم 5گلوله به او شلیک کردم و سپس با خودرو فرار کردیم و با اتوبوس به اصفهان رفتیم و همانجا بود که دستگیر شدیم . با اعترافات پسر جوان پرونده برای صدور رای به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. روز گذشته 5 قاضی این دادگاه به بررسی این پرونده پرداختند.این جلسه دادگاه به درخواست وکیل متهم ، غیرعلنی برگزار شد و خبرنگاران در پشت درهای بسته ماندند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها