چه دماغی داره این!

برنامه خندوانه حالا دیگر در بین مخاطبان تلویزیون کاملا شناخته شده است. تا آنجا که گفت‌وگوی هر مهمانی که به این برنامه دعوت می‌شود به یک اتفاق می‌تواند تبدیل شود.
کد خبر: ۷۰۶۰۳۷

در یکی از قسمت‌های این برنامه داریوش فرضیایی ـ عمو پورنگ ـ درباره دوران زمان مدرسه‌اش گفت و این‌که ناظمی داشته‌اند که بشدت از وی می‌ترسیده و با وجود این او هر بار با ترس و لرز به او سلام می‌کرده و آرزو داشته مورد توجه این ناظم قرار بگیرد، اما ظاهرا این ناظم جدی و احتمالا عبوس، چندان به وی توجه نمی‌کرده است تا این‌که در پایان سال به سراغ ناظم رفته و با گریه به وی گفته است که دلش برای ناظم تنگ می‌شود. ناظم با وجود این‌که از این حرکت وی تعجب می‌کند دستی به سر وی می‌کشد و می‌گوید نگران نباش، بزودی مرا خواهی دید. تقریبا یک ماه بعد یعنی در نیمه‌ماه تابستان کسی در خانه‌شان را به صدا درمی‌آورد و او وقتی می‌رود که در را باز کند می‌بیند که همان ناظم مدرسه با یک جفت کتانی به خانه آنها آمده است؛ موضوعی که باعث تعجب او و خانواده‌اش می‌شود.یکی از خاطرات دیگری که فرضیایی تعریف کرد درباره گشت و گذارش در توچال بود. آن هم زمانی که پدر یک خانواده متشخص به او می‌گوید که کودکانش به او ارادت ویژه‌ای دارند. وقتی فرضیایی برای احوالپرسی به یکی از کودکان نزدیک می‌شود او با تعجب می‌گوید وای! از نزدیک چه دماغی داره این!ظاهرا برنامه خندوانه موفق شده فضایی را به‌وجود آورد که مهمان برنامه آن‌قدر احساس راحتی کند تا صحبت‌هایی را بکند و خاطراتی را نقل نماید که پیشتر به هر دلیلی از آنها نشنیده بودیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها