زاویه

داستان یک خیاط مستقل

«خیاط پاناما» درامی اجتماعی و واقعگراست که سازنده‌اش جان بورمن تلاش کرده در آن نگاهی صادقانه و غیرکلیشه‌ای به دنیای ضدجاسوسی بیندازد. از این نظر، این فیلم در نقطه مقابل فیلم‌هایی مثل جیمز باند قرار می‌گیرد که قصد دارد نگاهی اکشن و تحسین‌برانگیز به ماموران سازمان‌های ضدجاسوسی غرب داشته باشد.
کد خبر: ۶۹۹۶۹۰

بورمن فیلم خود را براساس قصه کتاب پرخواننده جان لی‌کاره کارگردانی کرد. برای کسانی که از مطالعه این کتاب لذت برده بودند، جان گرفتن شخصیت‌های آن روی پرده سینما جذابیت خاصی داشت.

بورمن در انتخابی زیرکانه، پیرس برازنان را برای ایفای نقش جاسوس فیلم برگزید. در آن زمان این بازیگر در سه فیلم جیمز باندی (چشم طلایی، تومارو هرگز نمی‌میرد و اینا کافی نیست) بازی کرده بود و تماشاگران سینما او را به عنوان مامور دو صفر هفت یا همان جیمز باند می‌شناختند.

قصه خیاط پاناما درباره یک خیاط معمولی مقیم پاناماست که به​تدریج تبدیل به یک مامور ضدجاسوسی انگلیسی تبدیل می‌شود. منتقدان سینمایی عقیده دارند قصه فیلم به شرح درونیات فردی می‌پردازد که پروسه تبدیل شدن به یک آدم جدید و متفاوت را طی می‌کند و با مشکلات مربوط به آن طرف می‌شود. رویارویی او با یک مامور قدیمی سازمان اینتلیجنت سرویس، بخش مهمی از قصه فیلم را تشکیل می‌دهد. فیلم با بودجه‌ای 18 میلیون دلاری تهیه شد و فروش آن در آمریکای شمالی حدود 14 میلیون دلار شد. با وجود شهرت بالای برازنان در زمان اکران عمومی فیلم، نام او نتوانست تماشاگران زیادی را جذب خیاط پاناما کند. این در حالی است که جان بورمن در گفت‌وگوهای مختلف خود روی این نکته تاکید کرد که به دنبال ساخت یک فیلم پرفروش نبوده است. این محصول مشترک سینمای ایرلند و آمریکا، نمایش موفقیت‌آمیزی در انگلستان داشت و منتقدان بین‌المللی نقدهای مثبتی برای آن نوشتند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها