برای موشکافی این «نگاه» به سراغ آذری مدیرعامل باشگاه ذوب آهن می رویم. او معتقد است انتخاب مربی از مهمترین مسائل یک مدیر باشگاه است لذا می گوید: ما در باشگاه خودمان (ذوب آهن) یک چارت درست کرده ایم برای انتخاب سرمربی و از این چارت استفاده می کنیم برای تهیه این موضوع (چارت) چیزی حدود 400 نفر ساعت کار شده است.
تخصص های یک مربی به صورت علمی و سابقه و توان اجرایی او در عمل از مهمترین شاخصه های انتخاب است.
ما الگوی اولیه انتخاب خود را بر مبنای علمی قرار دادیم تا بهترین انتخاب را داشته باشیم و این که مربی باید جوابگوی سیستم باشد و از شکل و سیاق حداقل نزدیک به استانداردهای جهانی برخوردار باشد البته در کنار وظایف مربی این وظیفه مدیر یا مدیران است که فضا و بستر لازم و مناسب را برای یک مربی مهیا کنند تا این فرد بتواند براساس توانمندی های خود زمینه کاری لازم را داشته باشد.
مدیر باشگاه ذوب آهن درباره بحث نبود نگاه تخصصی و غیرورزشی بودن مدیران و این که همین عدم ناآگاهی آنها را به بیراهه برده و موجب تلف شدن پول ، جابه جایی و در نهایت نتیجه لازم نگرفتن می شود، چنین پاسخ می دهد؛ من قبول دارم که این مدیران هستند که باید با دید باز، تخصصی و از روی آگاهی و اطلاعات ، مربی انتخاب کنند.
اما همان طور که مربی حق انتخاب باشگاه را دارد مدیر هم حق انتخاب و در صورت نتیجه نگرفتن ، حق تعویض دارد. ما همان طور که در دانش مربیگری فقیر هستیم در دانش مدیریتی هم ضعیف هستیم.
به نظر من صف کلان مدیریتی کشور باید در ورزش از مدیران ورزشی و تحصیلکرده های این رشته استفاده کند، مدیران غیرورزشی بیشتر دنبال نتایج زودگذر قهرمانی و کارهای روبنایی هستند یعنی بیشتر از مدیری که در باشگاه کار می کند هیات مدیره است که باید «نگاه» تخصصی و عمقی داشته باشد و دیگر این که در پایان دوره مدیریتی کدام مدیر از او توضیح خواسته و کار او را نقد کرده اند؛
به نظر من ورزش بهترین عرصه کسب شهرت برای مدیرانی است که در سایر سطوح ، موفقیتی کسب نکرده اند. آذری در پاسخ به سوال ما مبنی بر موفق بودن آبراموویچ به عنوان یک مدیر غیرورزشی می گوید: او استثنا است و دیگر این که رومن آبراموویچ اصول مدیریت را رعایت می کند.
او با کمترین دخالت و اظهارنظر از مشاورین و افرادی استفاده می کند که در گذشته خود کارنامه موفقی داشته اند. این طور نیست که او دنبال مصاحبه ، مطرح کردن خود و شهرت باشد،چنین مدیرانی با سود جستن از علم و تجربه دیگران ، یک تیم بیرونی قوی را تشکیل داده و نتیجه همان می شود که چلسی امروز آن را کسب کرده است.
باتوجه به مسائل فوق به نظر می رسد که باید به طور جدی به دنبال رفع کمبودهای علمی در فوتبال کشورمان باشیم ، فقر مربیان بیداد می کند و عدم آگاهی مدیران هم باعث شده که تعدادی مربی مشخص با شیوه های قدیمی و نخ نما شده از این نابسامانی بیشترین بهره را داشته باشند، درگذشته ما به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس طعنه می زدیم که زیاد مربی تعویض کرده و از ثبات فکری و مدیریتی برخوردار نیستند و حالا ما گوی سبقت را از آنها ربوده ایم.
سالهاست که در آسیا از نظر باشگاهی عنوانی به دست نمی آوریم و درصد حضور مربیان خارجی در کشورمان بالا و بالاتر می رود، باید بحث آموزش و اعزام مربیان جوان به کلاس های معتبر را جدی تر دنبال کنیم و همچنین باشگاهها را ملزم به استفاده از مربیان دارای مدرک کنیم.
با یک حساب سرانگشتی و جمع زدن حداقل پولی که در 16تیم لیگ برتری کشورمان هزینه می شود به عدد نزدیک به 40 میلیارد تومان می رسیم و در این بین ، دستمزد یک مربی برای یک فصل مبلغی حدود 100 تا 200میلیون تومان برآورد می شود و همین پرداختها باعث شده تا مربیان ما خود را بی نیاز از افزایش علم و دانش بدانند و بعضا دارای شغل دوم ، سوم و چهارم هم باشند!
مربیانی که صدمیلیون دستمزد گرفته اند اگر تیم صعود کند و به اصطلاح نتایج رضایتبخش باشد سال بعد دو برابر پول می خواهند اگر روند نزولی باشد و تاسف بار تیم را رها کرده و با باشگاه جدیدی وارد مذاکره می شوند، امیدواریم که کمیته آموزش فدراسیون فوتبال و باشگاه های ما در زمینه پرورش مربی جدی تر فکر کنند؛ این زنگ خطر و هشدار لیگ چهارم را همه شنیده اند.