لیگ چهارم و 14 مربی ناکام

وضعیت روزمرگی حاکم بر باشگاه های ایرانی باعث شده که مربیان ما هم بی نیاز از افزایش علم و دانش خود، هر سال از تیمی به تیم دیگر کوچ و با قراردادهای میلیونی دوباره کار را از نو شروع کنند.
کد خبر: ۶۵۱۴۴

به همین علت لیگ چهارم فوتبال کشورمان را باید قربانگاه مربیان کوچک و بزرگ فوتبال ایرانی دانست. برکناری ، استعفا و یا جابجایی حدود 14مربی از روی نیمکت های داغ نشانگر این است که مربیان ما از دانش ، تجربه و علم لازم برخوردار نیستند. اما این یک روی سکه است.
برخی علت این همه جابجایی را نبود علم مدیریت و قدرت انتخاب صحیح از سوی مدیران باشگاه ها اعلام می کنند و این که مدیران باشگاه های ما بیشتر از هر چیزی به دنبال نتایج مقطعی هستند، آنها ثبات و استمرار مدیریت خود را صرفا در گرو نتایج فوتبال دانسته و با کمترین توجه به سایر رشته ها پول بی امانی را صرف نیمکت خود می کنند.
هر چند رسانه ها و به ویژه بخش های مختلف رسانه ملی خود را یار دوازدهم تیم ملی حس می کنند ولی نباید از نگاهی واقع گرایانه به شرایط باشگاه داری برخی مدیران حاضر در باشگاه های ورزشی با رویکرد نهایی تقویت فوتبال ملی ، سرباز زنیم.


آمار لیگ چهارم نگران کننده و قابل توجه است این که مربیان و مدیران ما اگر می خواهند خیلی زود از چرخه کار خارج نشوند باید توان فنی و مدیریتی خود را بالا ببرند به همین منظور نگاهی داریم به این مقوله و برکناری مربیان.
در لیگ چهارم حمید جلالی (پاس)، پرویز مظلومی (صباباتری)، فرهادکاظمی و ناصر پور مهدی (سپاهان)، همایون شاهرخی و محمد مایلی کهن (پیکان)، میودراگ یشیچ و اصغر شرفی (پگاه)، مجتبی تقوی ( سایپا)، محمد احمدزاده و عباس سیمکانی (برق شیراز)، ناصر ابراهیمی (شموشک)، سرمربیان قطعی و دارای قراردادی بودند که به هر دلیل از سمت خود کنار رفتند و محمد حسین ضیایی (پیکان ) و سید مهدی ابطحی (پگاه) هم به عنوان مربیان موقت نتوانستند رضایت مسوولان و مدیران باشگاه هایشان را جلب و صندلی مربیگری را حفظ کنند، لوکابوناچیچ دیگر مربی بود که در طول لیگ چهارم تا به این جای کار 2بار از سمت خود برکنار و دوباره دعوت به کار شده است.
در این گزارش ما بیشتر بحث مربیان داخلی را مد نظر داریم ، چرا که در آمار فوق حدود 12مربی ایرانی هستند که این جای تامل و بررسی بیشتری دارد در کنار این 12مربی 4 نام خارجی به عنوان جانشین وجود دارد که در کوران مسابقات به کشورمان آمده اند.
مصطفی دنیزلی (پاس)، میلان زیوادینوویچ (صبا باتری)،استانکوپوکله پوویچ (سپاهان و برندکراوس (پگاه) در حال حاضر مشغول به کار هستند که کارنامه آنها در پایان لیگ چهارم حضور و یا برکناری آنان را رقم خواهد زد در این میان استانکو وضعیت مناسبی ندارد و آینده کراوس و دینوویچ در پرده ابهام قرار دارد.
در میان مربیان برکنار شده وطنی در حال حاضر فقط فرهاد کاظمی است که هدایت یک تیم دیگر لیگ برتری یعنی پیکان را بر عهده دارد و پرویز مظلومی پس از جدایی از صباباتری هم اینک در آبادان مربیگری تیم دسته اولی نفت را عهده دار است.
آیا این همه جابه جایی و دور تسلسلی نشان می دهد که فوتبال ما در چرخه عجیبی گرفتار است آیا این در جا زدن و جابه جایی فرد یا افراد از روی نیمکت ها به فقر مدیریت ورزشی ما ربط پیدا می کند؛


رضاییان : صفحه شطرنج و...
رضاییان مدیرعامل باشگاه فولاد خوزستان در این زمینه می گوید: هر چه روبه جلو می رویم لیگ حرفه ای شرایط و حساسیت خود را پیدا می کند.
توجه به قهرمانی و پایان عصر دو قطبی و بیشتر شدن فشار مضاعف با تیمها و برای قهرمان شدن از مواردی است که کار را دشوار کرده است.
6-5سال پیش اکثر تیمهای شهرستانی صرفا برای حضور در لیگ تلاش می کردند و یا نهایت آرزوی آنها این بود که عنوان «بهترین تیم شهرستانی » لیگ را مال خود کنند.
اما در لیگ چهارم سپاهان ، پاس ، فولاد، صبا با هدف قهرمانی و تحقق خواسته هوادارانشان به دنبال قهرمانی بوده و با این هدف وارد لیگ برتر شدند و همین مساله باعث می شود تا هیات مدیره تحت فشار بیشتری قرار گرفته و به مجرد این که تیم نتیجه نمی گیرد به صفحه شطرنج زیر دست خود نگاه کرد و می بینید که مربی دم دست ترین است و او را راحت تر می توان جابه جا کرد.
رضاییان برای تایید حرفهای خود به اروپا اشاره کرد و جابه جایی مربیان در این قاره سر سبز و فوتبال خیز را مثال می زند، قاره ای که به لحاظ تشکیلات و مدیریت بسیار از آسیا جلوتر است. رضاییان در حالی از نگاه مدیران به صفحه شطرنج حرف می زند که انگار مدیرعامل و هیات مدیره هیچ نقشی در چینش اولیه و ابتدای فصل این مهره ها نداشته و آنها به خودی خود سر مربی مربی و... شده اند!


آذری : در مدیریت ضعیف هستیم
برای موشکافی این «نگاه» به سراغ آذری مدیرعامل باشگاه ذوب آهن می رویم. او معتقد است انتخاب مربی از مهمترین مسائل یک مدیر باشگاه است لذا می گوید: ما در باشگاه خودمان (ذوب آهن) یک چارت درست کرده ایم برای انتخاب سرمربی و از این چارت استفاده می کنیم برای تهیه این موضوع (چارت) چیزی حدود 400 نفر ساعت کار شده است.
تخصص های یک مربی به صورت علمی و سابقه و توان اجرایی او در عمل از مهمترین شاخصه های انتخاب است.
ما الگوی اولیه انتخاب خود را بر مبنای علمی قرار دادیم تا بهترین انتخاب را داشته باشیم و این که مربی باید جوابگوی سیستم باشد و از شکل و سیاق حداقل نزدیک به استانداردهای جهانی برخوردار باشد البته در کنار وظایف مربی این وظیفه مدیر یا مدیران است که فضا و بستر لازم و مناسب را برای یک مربی مهیا کنند تا این فرد بتواند براساس توانمندی های خود زمینه کاری لازم را داشته باشد.
مدیر باشگاه ذوب آهن درباره بحث نبود نگاه تخصصی و غیرورزشی بودن مدیران و این که همین عدم ناآگاهی آنها را به بیراهه برده و موجب تلف شدن پول ، جابه جایی و در نهایت نتیجه لازم نگرفتن می شود، چنین پاسخ می دهد؛ من قبول دارم که این مدیران هستند که باید با دید باز، تخصصی و از روی آگاهی و اطلاعات ، مربی انتخاب کنند.
اما همان طور که مربی حق انتخاب باشگاه را دارد مدیر هم حق انتخاب و در صورت نتیجه نگرفتن ، حق تعویض دارد. ما همان طور که در دانش مربیگری فقیر هستیم در دانش مدیریتی هم ضعیف هستیم.
به نظر من صف کلان مدیریتی کشور باید در ورزش از مدیران ورزشی و تحصیلکرده های این رشته استفاده کند، مدیران غیرورزشی بیشتر دنبال نتایج زودگذر قهرمانی و کارهای روبنایی هستند یعنی بیشتر از مدیری که در باشگاه کار می کند هیات مدیره است که باید «نگاه» تخصصی و عمقی داشته باشد و دیگر این که در پایان دوره مدیریتی کدام مدیر از او توضیح خواسته و کار او را نقد کرده اند؛
به نظر من ورزش بهترین عرصه کسب شهرت برای مدیرانی است که در سایر سطوح ، موفقیتی کسب نکرده اند. آذری در پاسخ به سوال ما مبنی بر موفق بودن آبراموویچ به عنوان یک مدیر غیرورزشی می گوید: او استثنا است و دیگر این که رومن آبراموویچ اصول مدیریت را رعایت می کند.
او با کمترین دخالت و اظهارنظر از مشاورین و افرادی استفاده می کند که در گذشته خود کارنامه موفقی داشته اند. این طور نیست که او دنبال مصاحبه ، مطرح کردن خود و شهرت باشد،چنین مدیرانی با سود جستن از علم و تجربه دیگران ، یک تیم بیرونی قوی را تشکیل داده و نتیجه همان می شود که چلسی امروز آن را کسب کرده است.


باتوجه به مسائل فوق به نظر می رسد که باید به طور جدی به دنبال رفع کمبودهای علمی در فوتبال کشورمان باشیم ، فقر مربیان بیداد می کند و عدم آگاهی مدیران هم باعث شده که تعدادی مربی مشخص با شیوه های قدیمی و نخ نما شده از این نابسامانی بیشترین بهره را داشته باشند، درگذشته ما به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس طعنه می زدیم که زیاد مربی تعویض کرده و از ثبات فکری و مدیریتی برخوردار نیستند و حالا ما گوی سبقت را از آنها ربوده ایم.
سالهاست که در آسیا از نظر باشگاهی عنوانی به دست نمی آوریم و درصد حضور مربیان خارجی در کشورمان بالا و بالاتر می رود، باید بحث آموزش و اعزام مربیان جوان به کلاس های معتبر را جدی تر دنبال کنیم و همچنین باشگاهها را ملزم به استفاده از مربیان دارای مدرک کنیم.
با یک حساب سرانگشتی و جمع زدن حداقل پولی که در 16تیم لیگ برتری کشورمان هزینه می شود به عدد نزدیک به 40 میلیارد تومان می رسیم و در این بین ، دستمزد یک مربی برای یک فصل مبلغی حدود 100 تا 200میلیون تومان برآورد می شود و همین پرداختها باعث شده تا مربیان ما خود را بی نیاز از افزایش علم و دانش بدانند و بعضا دارای شغل دوم ، سوم و چهارم هم باشند!
مربیانی که صدمیلیون دستمزد گرفته اند اگر تیم صعود کند و به اصطلاح نتایج رضایتبخش باشد سال بعد دو برابر پول می خواهند اگر روند نزولی باشد و تاسف بار تیم را رها کرده و با باشگاه جدیدی وارد مذاکره می شوند، امیدواریم که کمیته آموزش فدراسیون فوتبال و باشگاه های ما در زمینه پرورش مربی جدی تر فکر کنند؛ این زنگ خطر و هشدار لیگ چهارم را همه شنیده اند.

علی قراخانلو
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها